حدیث دربارهكوچ از عرفات

الكافي عن مُعاوِيَة بن عَمّار:قالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ المُشرِكينَ كانوا يُفيضونَ مِن قَبلِ أن تَغيبَ الشَّمسُ، فَخالَفَهُم رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَأَفاضَ بَعدَ غُروبِ الشَّمسِ. وقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إذا غَرَبَتِ الشَّمسُ فَأَفِض مَعَ النّاسِ، وعَلَيكَ السَّكينَة والوَقار، وأفِض بِالاِستِغفارِ، فَإِنَّ اللّهَ عز و جليَقولُ: «ثُمَّ أفيضوا مِن حَيثُ أفاضَ النّاسُ واستَغفِرُوا اللّهَ إنَّ اللّهَ غَفورٌ رَحيمٌ» ، فَإِذَا انتَهَيتَ إلَى الكَثيبِ الأَحمَرِ ۱ عَن يَمينِ الطَّريقِ فَقُل: اللّهُمَّ ارحَم مَوقِفي، وزِد في عِلمي، وسَلِّم لي ديني، وتَقَبَّل مَناسِكي. وإيّاكَ والوَجيفَ الَّذي يَصنَعُهُ النّاسُ؛ فَإِنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ: أيُّهَا النّاسُ، إنَّ الحَجَّ لَيسَ بِوَجيفِ الخَيلِ ولا إيضاعِ الإِبِلِ. ولكِنِ اتَّقُوا اللّهَ وسيروا سَيرًا جَميلاً، لا تُوَطِّئوا ضَعيفًا ولا تُوَطِّئوا مُسلِمًا وتَوَأَّدوا واقتَصِدوا فِي السَّيرِ؛ فَإِنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ يَكُفُّ ناقَتَهُ حَتّى يُصيبَ رَأسَها مُقَدَّمَ الرِّجلِ، ويَقولُ: أيُّهَا النّاسُ، عَلَيكُم بِالدَّعَةِ، فَسُنَّةُ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله تُتَّبَعُ. قالَ مُعاوِيَةُ: وسَمِعتُ أبا عَبدِاللّهِ عليه السلام يَقولُ: اللّهُمَّ أعتِقني مِنَ النّارِ، وكَرَّرَها حَتّى أفاضَ [النّاسُ]، فَقُلتُ: ألا تُفيضُ، فَقَد أفاضَ النّاسُ؟ فَقالَ: إنّي أخافُ الزِّحامَ، وأخافُ أن أشرَكَ في عَنَتِ إنسانٍ. ۲
الكافىـ به نقل از معاوية بن عمّار ـ: امام صادق عليه السلام فرمود: «مشركان، پيش از غروب آفتابْ كوچ مى كردند؛ ولى پيامبر خدا با آنانْ مخالفت كرد و پس از غروب، كوچ كرد». [سپس] امام صادق عليه السلام فرمود: «خورشيد كه غروب كرد، با آرامش و وقار، همراه مردمْ كوچ كن و در هنگام كوچ، از خداوندْ آمرزش بخواه؛ چرا كه خداوند عز و جل مى فرمايد: «آن گاه، از آن جا كه مردم كوچ مى كنند، كوچ كنيد؛ و از خدا آمرزش بخواهيد كه خدا، آمرزنده و مهربان است» . چون به [كوهِ] كَثيب احمر ۳ در سمت راست جادّه رسيدى، بگو: خدايا! بر موقفم رحمت آور و علمم را افزون كن و دينم را به سلامت بدار و عباداتم را بپذير. و مبادا تند بتازى، آن گونه كه بسيارى از مردم مى كنند؛ چرا كه پيامبر خدا فرموده است: اى مردم! حج، اسب تاختن و شتر دواندن نيست. از خدا پروا كنيد و نيكو سِير كنيد تا ضعيف و مسلمانى را زيرِ پا قرار ندهيد. و در رفتن، ميانه رو باشيد؛ زيرا پيامبر خدا، ناقه خويش را متوقّف مى كرد، تا آن جا كه سرِ ناقه، به جلوى كجاوه مى خورد، و مى فرمود: اى مردم! آرامش داشته باشيد!. پس سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله بايد پيروى شود». نيز از امام صادق عليه السلام شنيدم كه [در شامگاه عرفه] مى فرمود: «خدايا! از آتش، نجاتم ده». اين را تكرار كرد، تا مردم كوچ كردند. گفتم: كوچ نمى كنى؟ مردم رفتند. فرمود: «من، از شلوغىْ بيم دارم. مى ترسم كه در آزردن مردم، شريك شوم».
۱.هو الجبل الذي صعد فيه المشركون يوم فتح مكّة، ينظرون إلى النبيّ صلى الله عليه و آله وأصحابه.
۲.الكافي: ج 4 ص 467 ح 2.
۳.نام كوهى است كه مشركان، براى تماشاى لشكر پيامبر صلى الله عليه و آله در فتح مكّه، بالاى آن رفته بودند.

احادیث دیگر این موضوع

۲