حدیث دربارهكوچ از عرفات
سنن أبي داوود عن ابن عَبّاس:أفاضَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن عَرَفَةَ، وعَلَيهِ السَّكينَةُ ورَديفُهُ اُسامَةُ، وقالَ: أيُّهَا النّاسُ، عَلَيكُم بِالسَّكينَةِ، فَإِنَّ البِرَّ لَيسَ بِإيجافِ الخَيلِ والإِبِلِ، فَما رَأَيتُها رافِعَةً يَدَيها عادِيَةً حَتّى أتى جَمعًا. ۱
سنن أبى داوودـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر خدا، با آرامش، در حالى كه اُسامه پشت سرش سوار بود، از عرفاتْ كوچ كرد وفرمود: «اى مردم! آرامش داشته باشيد.
نيكى، آن نيست كه اسب و شتر را تند برانيد».
پس مَركب پيامبر صلى الله عليه و آله را نديدم كه گام هايش را به تاخت، بالا آورَد و بدَوَد، تا آن كه به «جمع» ۲ رسيد.
۱.سنن أبي داوود: ج 2 ص 190 ح 1920؛ المحاسن: ج 2 ص 65 ح 1180 عن الإمام الصادق عليه السلام وفيه: سمّيت الجمع لأنّ آدم جمع فيها بين الصلاتين: المغرب والعشاء، وسمّي الأبطح لأنّ آدم اُمر أن يتبطّح في بطحاء جمع، فتبطّح حتّى انفجر الصبح، ثمّ اُمر أن يصعد جبل جمع، واُمر إذا طلعت عليه الشمس أن يعترف بذنبه، ففعل ذلك آدم، وإنّما جعل اعترافًا ليكون سنّة في ولده، فقرّب قربانًا، فأرسل اللّه نارًا من السماء فقبضت قربان آدم عليه السلام.
۲.امام صادق عليه السلام فرمود: به مَشعَر، «جمع» گفته مى شود، چون در آن جا، آدم عليه السلام بين نماز مغرب و عشا جمع كرد؛ و «اَبطَح» گفته مى شود، چون آدم عليه السلام مأمور شد كه در مسيلِ مشعر، تا طلوع صبح بمانَد، و سپس مأمور شد كه از كوهِ مشعر، بالا رود و چون خورشيد بر او تابيد، به گناهش اعتراف كند. لذا آدم عليه السلام چنان كرد و اين اعتراف، سنّتى در ميان فرزندانش قرار داده شد. سپس آدم عليه السلام قربانى كرد و خداوند، آتشى از آسمان فرستاد و قربانىِ آدم عليه السلام را گرفت.