على و فاطمه عليهماالسلام

8 حدیث
كفاية الطالب عن أنسـ في خَبَرِ تَزويجِ فاطِمَةَ بِعَلِيٍّ عليهماالسلام ـ: ثُمَّ قالَ [رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله]: يا عَلِيُّ، إنَّ اللّهَ أمَرَني أن اُزَوِّجَكَ فاطِمَةَ، فَقَد زَوَّجتُكَها عَلى أربَعِمِئَةِ مِثقالِ فِضَّةٍ إن رَضيتَ. فَقالَ عَلِيٌّ عليه السلام: قَد رَضيتُ يا رَسولَ اللّهِ. ثُمَّ إنَّ عَلِيّا عليه السلام مالَ فَخَرَّ ساجِدا شُكرا للّهِِ تَعالى، وقالَ: الحَمدُ للّهِِ الَّذي حَبَّبَني إلى خَيرِ البَرِيَّةِ مُحَمَّدٍ رَسولِ اللّهِ. فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: بارَكَ اللّهُ عَلَيكُما، وبارَكَ فيكُما، وأسعَدَكُما، وأخرَجَ مِنكُمَا الكَثيرَ الطَّيِّبَ. ۱
كفاية الطالبـ به نقل از اَ نَس ـدر خبر ازدواج فاطمه عليهاالسلام با على عليه السلام ـ: سپس [پيامبر خدا]فرمود: «اى على! خداوند به من دستور داد كه فاطمه را به همسرى تو درآورم و من هم، او را با مهريه چهارصد مثقال نقره ـ اگر تو راضى باشى ـ، به ازدواجت درآوردم». على عليه السلام گفت: راضى ام، اى پيامبر خدا! آن گاه، على عليه السلام به خاك افتاد و سجده شكر براى خداوند متعال به جاى آورد و گفت: سپاس، خداوندى را كه مرا، محبوب بهترينِ خلق، محمّد پيامبر خدا، گردانيد. پيامبر خدا فرمود: «خدا به شما دو نفر، خير و بركت دهد و خوش بختتان كند و از شما دو تن، نسلِ پاك فراوانى پديدار سازد!».
۱.كفاية الطالب: ص 299؛ المناقب لابن شهر آشوب: ج 3 ص 351 نحوه، بحار الأنوار: ج 43 ص 120 ح 29.
الإمام عليّ عليه السلام:زَوَّجَني رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، ثُمَّ أتاني فَأَخَذَ بِيَدي فَقالَ: قُم بِسمِ اللّهِ، وقُل: عَلى بَرَكَةِ اللّهِ وما شاءَ اللّهُ لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ تَوَكَّلتُ عَلَى اللّهِ. ثُمَّ جاءَني حينَ أقعَدَني عِندَها عليهاالسلام ثُمَّ قالَ: اللّهُمَّ إنَّهُما أحَبُّ خَلقِكَ إلَيَّ فَأَحِبَّهُما، وبارِك في ذُرِّيَّتِهِما، وَاجعَل عَلَيهِما مِنكَ حافِظا، وإنّي اُعيذُهُما وذُرِّيَّتَهُما بِكَ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ. ۱
امام على عليه السلام:پيامبر خدا، مرا تزويج كرد. سپس نزدم آمد و دستم را گرفت و فرمود: «به نام خدا، برخيز و بگو: به اميدِ بركت خدا، و خواست خداست، و هيچ نيرويى نيست، مگر به مدد خدا. به خدا توكّل كردم». و چون مرا آورد و كنار فاطمه عليهاالسلام نشانيد، گفت: «بار خدايا! اين دو، محبوب ترينِ خلق تو نزد من اند. به نسل ايشان، بركت عطا فرما و از جانب خود، بر اين دو نگهبانى بگمار. من، اين دو و فرزندانشان را از گزند شيطان، در پناه تو درآوردم».
۱.الأمالي للطوسي: ص 40 ح 44 عن الضحّاك بن مزاحم، بحار الأنوار: ج 43 ص 93 ح 4 و ج 103 ص 274 ح 30.
المعجم الكبير عن ابن عبّاسـ في حَديثِ زَواجِ فاطِمَةَ عليهاالسلام ـ: ثُمَّ دَعا صلى الله عليه و آله فاطِمَةَ عليهاالسلامفَأَخَذَ كَفّا مِن ماءٍ فَضَرَبَ بِهِ عَلى رَأسِها وكَفّا بَينَ ثَديَيها، ثُمَّ رَشَّ جِلدَهُ وجِلدَها، ثُمَّ التَزَمَها فَقالَ: اللّهُمَّ إنَّها مِنّي وأنَا مِنها، اللّهُمَّ كَما أذهَبتَ عَنِّي الرِّجسَ وطَهَّرتَني فَطَهِّرها. ثُمَّ دَعا بِمِخضَبٍ آخَرَ، ثُمَّ دَعا عَلِيّا فَصَنَعَ بِهِ كَما صَنَعَ بِها، ثُمَّّ دَعا لَهُ كَما دَعا لَها. ثُمَّ قالَ لَهُما: قوما إلى بَيتِكُما، جَمَعَ اللّهُ بَينَكُما وبارَكَ في سَيرِكُما وأصلَحَ بالَكُما. ثُمَّ قامَ فَأَغلَقَ عَلَيهِما بابَهُ بِيَدِهِ. ۱

المعجم الكبيرـ به نقل از ابن عبّاس (در بيان ازدواج فاطمه عليهاالسلام) ـ: سپس، پيامبر صلى الله عليه و آله فاطمه عليهاالسلامرا صدا زد و مُشتى آب برگرفت و بر سرِ او و مُشتى هم ميان سينه اش ريخت. سپس، مقدارى آب به پوست على و فاطمه پاشيد. آن گاه، فاطمه را در آغوش گرفت و گفت: «بار خدايا! اين، از من است و من، از اويم. بار خدايا! همچنان كه پليدى را از من زُدودى و پاكم نمودى، اين را نيز پاك گردان». بعد، ظرف آب ديگرى خواست و على عليه السلام را صدا زد و با او نيز چنين كرد. سپس، همچنان كه براى فاطمه عليهاالسلامدعا كرده بود، براى او نيز دعا كرد. آن گاه به آن دو فرمود: «برخيزيد و به خانه خود برويد. خداوند، شما را با هم بدارد و به زندگى تان بركت دهد و خاطرتان را آسوده بدارد!». سپس، برخاست و با دست

۱.المعجم الكبير: ج 22 ص 412 ح 1022؛ شرح الأخبار: ج 2 ص 358 ح 713 نحوه، بحار الأنوار: ج 43 ص 122 ح 30.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في عَلِيٍّ وفاطِمَةَ عليهماالسلام ـ: اللّهُمَّ إنَّهُما مِنّي وأنَا مِنهُما، اللّهُمَّ كَما أذهَبتَ عَنِّي الرِّجسَ وطَهَّرتَني تَطهيرا، فَأَذهِب عَنهُمَا الرِّجسَ وطَهِّرهُما تَطهيرا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در حقّ على و فاطمه عليهماالسلام ـ: بار خدايا! اين دو از من هستند و من، از آنهايم. بار خدايا! همچنان كه پليدى را از من بُردى و مرا پاك پاك گردانيدى، از اين دو نيز پليدى را ببَر و آنها را پاكِ پاك گردان.
۱.كفاية الطالب: ص 306؛ كشف الغمّة: ج 1 ص 372، بحار الأنوار: ج 43 ص 142 ح 37.
تاريخ دمشق عن ابن عبّاس:أخبَرَتني أسماءُ بِنتُ عُمَيسٍ أنَّها رَمَقَت رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَلَم يَزَل يَدعو لَهُما خاصَّةً ـ يَعني عَلِيّا وفاطِمَةَ ـ لا يُشرِكُهُما بِدُعائِهِ أحَدا. ۱
تاريخ دمشقـ به نقل از ابن عبّاس ـ: اسماء بنت عُمَيس برايم گفت كه وى به پيامبر خدا مى نگريست و ايشان، پيوسته براى آن دو (على و فاطمه عليهماالسلاماختصاصا) دعا مى كرد و در دعايش از هيچ كس ديگر نام نمى بُرد.
۱.تاريخ دمشق: ج 42 ص 312؛ شرح الأخبار: ج 2 ص 359 ح 713، بحار الأنوار: ج 43 ص 122 ح 30 و ص 142 ح 37.
السنن الكبرى للنسائي عن بُرَيدة:لَمّا كانَ لَيلَةُ البِناءِ، قالَ صلى الله عليه و آله: يا عَلِيُّ، لا تُحدِث شَيئا حَتّى تَلقاني. فَدَعَا النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله بِماءٍ فَتَوَضَّأَ مِنهُ ثُمَّ أفرَغَهُ عَلى عَلِيٍّ عليه السلام، فَقالَ: اللّهُمَّ بارِك فيهِما، وبارِك عَلَيهِما، وبارِك لَهُما في شِبلِهِما. ۱
السنن الكبرى، نَسايىـ به نقل از بُرَيده ـ: چون شبِ زفاف شد، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى على! كارى انجام مده تا مرا ملاقات كنى». پس پيامبر صلى الله عليه و آله مقدارى آب طلبيد و با آن وضو ساخت. سپس بقيه آب را روى على عليه السلام خالى كرد و گفت: «بار خدايا! در اين دو، بركت قرار ده و به آنها خير و بركت عطا فرما و در فرزندانشان نيز براى اين دو بركت قرار ده».
۱.السنن الكبرى للنسائي: ج 6 ص 73 ح 10088؛ كشف الغمّة: ج 1 ص 365، بحار الأنوار: ج 43 ص 137 ح 34.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ وفاطِمَةَ عليهماالسلام لَيلَةَ الزِّفافِ لَمّا وَدَّعَهُما ـ: طَهَّرَكُما وطَهَّرَ نَسلَكُما، أنَا سِلمٌ لِمَن سالَمَكُما وحَربٌ لِمَن حارَبَكُما، أستَودِعُكُمَا اللّهَ وأستَخلِفُهُ عَلَيكُما. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به على و فاطمه عليهاالسلام در شب زفاف، هنگامى كه با آنها خداحافظى كرد ـ: خداوند، شما دو تن و نسلتان را پاك گردانَد! من با هر كه با شما در آشتى باشد، در آشتى ام و با هر كه با شما بجنگد، در جنگم. شما را به خدا مى سپارم و او را جانشين خود در ميان شما قرار مى دهم.
۱.المناقب لابن شهر آشوب: ج 3 ص 355، بحار الأنوار: ج 43 ص 117 ح 24 و ص 132 ح 32؛ المناقب للخوارزمي: ص 352 ح 364 عن اُمّ سلمة.
المناقب لابن شهر آشوبـ في حَديثِ زَواجِ فاطِمَةَ مِن علي عليهماالسلام ـ: سَأَلَ [رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله]عَلِيّا: كَيفَ وَجَدتَ أهلَكَ؟ قالَ: نِعمَ العَونُ عَلى طاعَةِ اللّهِ. وسَأَلَ فاطِمَةَ فَقالَت: خَيرُ بَعلٍ. فَقالَ: اللّهُمَّ اجمَع شَملَهُما، وألِّف بَينَ قُلوبِهِما، وَاجعَلهُما وذُرِّيَّتَهُما مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعيمِ، وَارزُقهُما ذُرِّيَّةً طاهِرَةً طَيِّبَةً مُبارَكَةً، وَاجعَل في ذُرِّيَّتِهِمَا البَرَكَةَ، وَاجعَلهُم أئِمَّةً يَهدونُ بِأَمرِكَ إلى طاعَتِكَ، ويَأمُرونَ بِما يُرضيكَ. ۱
المناقب، ابن شهرآشوبـ در بيان ازدواج فاطمه و على عليهماالسلام ـ: [پيامبر خدا]از على عليه السلام پرسيد: «همسرت را چگونه يافتى؟». گفت: نيكو ياورى است بر طاعت خدا. از فاطمه عليهاالسلام نيز همان سؤال را كرد. فاطمه عليهاالسلام گفت: بهترين شوهر است. پس پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: «بار خدايا! پيوند اين دو را استوار گردان و دل هايشان را به هم اُلفت بخش و آن دو و فرزندانشان را از وارثانِ بهشت پُرنعمت، قرار ده و به ايشان، فرزندانى پاك و پاكيزه و خجسته، روزى فرما و در نسلشان بركت قرار ده و آنان را پيشوايانى گردان كه به فرمان تو به طاعتت ره نمون مى شوند و به آنچه مايه خشنودى توست، فرمان مى دهند».
۱.المناقب لابن شهر آشوب: ج 3 ص 356، بحار الأنوار: ج 43 ص 117 ح 24.