حدیث دربارهاهل بيت عليهم السلام

تاريخ دمشق عن أبي إسحاق السبيعيـ في خَبَرِ ابنِ زِيادٍ ونَكتِهِ ثَنايَا الحُسَينِ عليه السلام ـ: إنَّ زَيدَ بنَ أرقَمَ خَرَجَ مِن عِندِهِ ـ يَعنِي ابنَ زِيادٍ ـ يَومَئِذٍ وهُوَ يَقولُ: أما وَاللّهِ لَقَد سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: «اللّهُمَّ إنّي أستَودِعُكَهُ وصالِحَ المُؤمِنينَ»، فَكَيفَ حِفظُكُم لِوَديعَةِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله؟ ۱
تاريخ دمشقـ به نقل از ابو اسحاق سبيعى ـ: هنگامى كه امام حسين عليه السلام شهيد شد و سرِ ايشان را نزد ابن زياد آوردند و او با چوب به سرِ ايشان مى زد، آن روز، زيد بن ارقم از نزد ابن زياد خارج شد و مى گفت: به خدا سوگند، از پيامبر خدا شنيدم كه مى گويد: «بار خدايا! من، او را و مؤمنان شايسته را به تو مى سپارم»، و شما چگونه سپرده پيامبر خدا را حفظ كرديد؟!
۱.تاريخ دمشق: ج 14 ص 236 ح 3546؛ الأمالي للطوسي: ص 252 ح 450، بحار الأنوار: ج 45 ص 167 ح 11.

احادیث دیگر این موضوع

۸