قاتلان حسين

3 حدیث
الإمام الصادق عليه السلام:كانَ الحُسَينُ عليه السلام مَعَ اُمِّهِ تَحمِلُهُ، فَأَخَذَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ: لَعَنَ اللّهُ قاتِليكَ، ولَعَنَ اللّهُ سالِبيكَ، وأهلَكَ اللّهُ المُتَوازِرينَ عَلَيكَ، وحَكَمَ اللّهُ بَيني وبَينَ مَن أعانَ عَلَيكَ. ۱
امام صادق عليه السلام:حسين عليه السلام را مادرش [فاطمه عليهاالسلام] در آغوش گرفته بود. پيامبر خدا، او را گرفت و فرمود: «خداوند، قاتلان تو را لعنت كند! خداوند، غارت كنندگان تو را لعنت كند! خداوند، هم دستانِ بر ضدّ تو را نابود كند! خداوند، خود، ميان من و كسانى كه بر ضدّ تو به يارى يكديگر برخيزند، داورى كند!».
۱.كامل الزيارات: ص 144 ح 170 عن مسمع بن عبد الملك، بحار الأنوار: ج 44 ص 264 ح 22.
مثير الأحزان:قالَ أصحابُ الحَديثِ: فَلَمّا أتَت عَلَى الحُسَينِ عليه السلام سَنَةٌ كامِلَةٌ، هَبَطَ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله اثنا عَشَرَ مَلَكا عَلى صُوَرٍ مُختَلِفَةٍ ـ أحَدُهُم عَلى صوَرةِ بَني آدَمَ ـ يُعَزّونَهُ ويَقولونَ: إنَّهُ سَيَنزِلُ بِوَلَدِكَ الحُسَينِ بنِ فاطِمَةَ ما نَزَلَ بِهابيلَ مِن قابيلَ، وسَيُعطى مِثلَ أجرِ هابيلَ، ويُحمَلُ عَلى قاتِلِهِ مِثلُ وِزرِ قابيلَ، ولَم يَبقَ مَلَكٌ إلّا نَزَلَ إلَى النَّبِيِّ يُعَزّونَهُ، وَالنَّبِيُّ يَقولُ: اللّهُمَّ اخذُل خاذِليهِ، وَاقتُل قاتِلَهُ، ولا تُمَتِّعهُ بِما طَلَبَهُ. ۱
مثير الأحزان:علماى حديث گفته اند: چون حسين عليه السلام يك ساله شد، دوازده فرشته به صورت هاى گونه گون بر پيامبر صلى الله عليه و آله فرود آمدند كه يكى از آنها به صورت فرزندان آدم بود. به ايشان تسليت مى گفتند و اظهار مى داشتند: به زودى بر سرِ فرزندت حسين پسر فاطمه عليهاالسلام، همان خواهد آمد كه توسّط قابيل بر سرِ هابيل آمد و به زودى همانند مزد هابيل هم به او داده خواهد شد و گناهى همانند گناه قابيل، بر دوش قاتل او بار خواهد شد. هيچ فرشته اى نماند، مگر آن كه به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله فرود آمد و به او تسليت گفت و پيامبر صلى الله عليه و آله مى گفت: «بار خدايا! آنان را كه تنهايش بگذارند، تنها گذار و قاتل او را بكش و به آنچه خواسته است، مرسان».
۱.مثير الأحزان: ص 17، بحار الأنوار: ج 44 ص 247 ح 46.
مثير الأحزان عن عبد اللّه بن يحيى:دَخَلنا مَعَ عَلِيٍّ عليه السلام إلى صِفّينَ، فَلَمّا حاذى نَينَوى نادى: صَبرا أبا عَبدِ اللّهِ. فَقالَ: دَخَلتُ عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وعَيناهُ تَفيضانِ، فَقُلتُ: بِأَبي أنتَ واُمّي يا رَسولَ اللّهِ، ما لِعَينَيكَ تَفيضانِ؟ أغضَبَكَ أحَدٌ؟ قالَ: لا، بَل كانَ عِندي جَبرَئيلُ فَأَخبَرَني أنَّ الحُسَينَ يُقتَلُ بِشاطِئِ الفُراتِ، وقالَ: هَل لَكَ أن اُشِمَّكَ مِن تُربَتِهِ؟ قُلتُ: نَعَم، فَمَدَّ يَدَهُ فَأَخَذَ قَبضَةً مِن تُرابٍ وأعطانيها، فَلَم أملِك عَينَيَّ أن فاضَتا، وَاسمُ الأَرضِ كَربَلاءُ. فَلَمّا أتَت عَلَيهِ سَنَتانِ خَرَجَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله إلى سَفَرٍ، فَوَقَفَ في بَعضِ الطَّريقِ استَرجَعَ ودَمَعَت عَيناهُ،

مثير الأحزانـ به نقل از عبد اللّه بن يحيى ـ: با على عليه السلام به صِفّين درآمديم. چون در برابر نينوا قرار گرفت، بانگ زد: شكيب، اى ابا عبد اللّه!. سپس فرمود: [روزى] بر پيامبر خدا درآمدم. ديدم كه ديدگانش اشكبار است. گفتم: پدر و مادرم به فدايت، اى پيامبر خدا! چرا اشك مى ريزى؟ كسى شما را ناراحت كرده است؟ فرمود: «نه؛ بلكه جبرئيل عليه السلام نزد من بود و مرا خبر داد كه حسين، در كنار فرات، كشته مى شود. گفت: آيا مى خواهى از تربت او به تو ببويانَم؟. گفتم: آرى. او دستش را دراز كرد و مُشتى خاك برداشت و به من داد. پس اختيار از كف دادم و اشك از چشمانم ريخت. نام آن زمين، كربلاست». دو سال بعد، پيامبر صلى الله عليه و آله ره سپار سفرى شد. در بين راه، ايستاد و «إنّا للّهِ» گفت و اشك ريخت. علّتش را

۱.ما بين القوسين أثبتناه من بحار الأنوار.
۲.الأرومة ـ بوزن الأكولة ـ: الأصل (النهاية: ج 1 ص 41 «أرم»).
۳.مثير الأحزان: ص 18، بحار الأنوار: ج 44 ص 247 ح 46.
۴.ميان دو كروشه را از بحار الأنوار آورديم.