بلند همّتى و بزرگىِ درخواست

7 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا دَعا أحَدُكُم فَليُعظِمِ الرَّغبَةَ؛ فَإِنَّهُ لا يَتَعاظَمُ ۱ عَلَى اللّهِ شَيءٌ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه فردى از شما دعا مى كند، تقاضاهاى بزرگ بنمايد؛ زيرا بر خداوند، هيچ چيزى بزرگ (سنگين) نمى آيد.
۱.لا يتعاظمني: أي لا يعظم عليَّ (النهاية: ج 3 ص 260 «عظم»).
۲.صحيح ابن حبّان: ج 3 ص 177 ح 896 عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:اِسأَ لُوا اللّهَ وأجزِلوا؛ فَإِنَّهُ لا يَتَعاظَمُهُ شَيءٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از خدا بخواهيد و فراوان بخواهيد؛ زيرا هيچ چيز براى او سنگين نيست.
۱.عدّة الداعي: ص 36، بحار الأنوار: ج 93 ص 302 ح 39.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ عز و جل يَعجَبُ مِن سائِلٍ يَسأَلُ غَيرَ الجَنَّةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل از درخواست كننده اى كه چيزى جز بهشت درخواست كند، تعجّب مى كند.
۱.تاريخ بغداد: ج 9 ص 267 الرقم 4832 عن عمرو بن شعيب عن أبيه عن جدّه.
عنه صلى الله عليه و آله:سَلُوا اللّهَ الفِردَوسَ؛ فَإِنَّها سُرَّةُ ۱ الجَنَّةِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از خداوند، پرديس را تقاضا كنيد كه آن جا، نافِ (وسط) بهشت است.
۱.أي وسطها وجوفها، من سُرّة الإنسان؛ فإنّها في وسطه (النهاية: ج 2 ص 360 «سرر»).
۲.المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 402 ح 3402 عن أبي اُمامة.
صحيح مسلم عن ربيعة بن كعب الأسلمي:كُنتُ أبيتُ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَأَتَيتُهُ بِوَضوئِهِ وحاجَتِهِ. فَقالَ لي: سَل. فَقُلتُ: أسأَ لُكَ مُرافَقَتَكَ فِي الجَنَّةِ. قالَ: أوَ غَيرَ ذلِكَ؟ قُلتُ: هُوَ ذاكَ. قالَ: فَأَعِنّي عَلى نَفسِكَ بِكَثرَةِ السُّجودِ. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از ربيعة بن كعب اَسلَمى ـ: من شب را با پيامبر خدا مى گذراندم. يك شب كه برايش آبِ وضو و حاجتش را آوردم، به من فرمود: «چيزى بخواه». گفتم: از تو مى خواهم كه در بهشت با تو باشم. فرمود: «غير از اين نمى خواهى؟». گفتم: فقط همين! فرمود: «پس با سجده فراوان، مرا در اين خواهشت كمك كن».
۱.صحيح مسلم: ج 1 ص 353 ح 226 وراجع: الدعوات: ص 39 ح 95 وبحار الأنوار: ج 93 ص 326 ح 10.
مسند ابن حنبل عن ربيعة بن كعب:قالَ لي رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: سَلني اُعطِكَ. قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، أنظِرني أنظُر في أمري. قالَ: فَانظُر في أمرِكَ. قالَ: فَنَظَرتُ، فَقُلتُ: إنَّ أمرَ الدُّنيا يَنقَطِعُ، فَلا أرى شَيئا خَيرا مِن شَيءٍ آخُذُهُ لِنَفسي لآِخِرَتي! فَدَخَلتُ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، فَقالَ: ما حاجَتُكَ؟ فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، اشفَع لي إلى رَبِّكَ عز و جل فَليُعتِقني مِنَ النّارِ. فَقالَ: مَن أمَرَكَ بِهذا؟ فَقُلتُ: لا وَاللّهِ يا رَسولَ اللّهِ، ما أمَرَني بِهِ أحَدٌ، ولكِنّي نَظَرتُ في أمري، فَرَأَيتُ أنَّ الدُّنيا زائِلَةٌ مِن أهلِها، فَأَحبَبتُ أن آخُذَ لآِخِرَتي. قالَ: فَأَعِنّي عَلى نَفسِكَ بِكَثرَةِ السُّجودِ. ۱

مسند ابن حنبلـ به نقل از ربيعة بن كعب ـ: پيامبر خدا به من فرمود: «از من چيزى بخواه تا به تو بدهم». گفتم: اى پيامبر خدا! فرصت بده تا در اين باره بينديشم. فرمود: «بينديش». من انديشيدم و با خود گفتم: امور دنيوى به سر مى آيند. پس چيزى بهتر از آن نيست كه براى آخرتم برگيرم. پس خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رفتم. فرمود: «چه مى خواهى؟». گفتم: اى پيامبر خدا! نزد پروردگارت شفاعتم كن تا مرا از آتش دوزخ، آزاد كند. فرمود: «چه كسى اين را به تو گفت [كه از من، چنين درخواستى كنى]؟». گفتم: نه به خدا ـ اى پيامبر خدا! ـ، هيچ كس اين را به من نگفت؛ بلكه خودم در كارم انديشيدم و ديدم كه دنيا از كفِ دنياداران مى رود. پس ترجيح دادم كه براى آخرتم چيزى بستانم. فرمود: «پس با سجده فراوان، مرا در اين

۱.مسند ابن حنبل: ج 5 ص 571 ح 16578.
الإمام عليّ عليه السلام:كانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله إذا سُئِلَ شَيئا فَإِذا أرادَ أن يَفعَلَهُ، قالَ: نَعَم، وإذا أرادَ أن لا يَفعَلَ سَكَتَ، وكانَ لا يَقولُ لِشَيءٍ لا. فَأَتاهُ أعرابِيٌّ فَسَأَلَهُ، فَسَكَتَ، ثُمَّ سَأَلَهُ فَسَكَتَ، ثُمَّ سَأَلَهُ، فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله كَهَيئَةِ المُنتَهِرِ: سَل ما شِئتَ يا أعرابِيُّ، فَغَبَطناهُ، فَقُلنا: الآنَ يَسأَلُ الجَنَّةَ. فَقالَ الأَعرابِيُّ: أسأَ لُكَ راحِلَةً، فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: لَكَ ذاكَ، ثُمَّ قالَ: سَل، قالَ: أسأَ لُكَ زادا، قالَ: ولَكَ ذاكَ، فَتَعَجَّبنا مِن ذلِكَ. فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: كَم بَينَ مَسأَلَةِ الأَعرابِيِّ وعَجوزِ بَني إسرائيلَ! ثُمَّ قالَ صلى الله

امام على عليه السلام:شيوه پيامبر صلى الله عليه و آله چنين بود كه هر گاه چيزى از او خواسته مى شد، اگر مى خواست انجامش دهد، مى فرمود: «باشد» و اگر نمى خواست انجامش دهد، سكوت مى كرد و هرگز، پاسخ «نه» نمى داد. روزى، باديه نشينى نزد ايشان آمد و چيزى خواست. پيامبر صلى الله عليه و آله سكوت كرد. دوباره خواست. باز هم سكوت كرد. بار سوم خواست. پيامبر صلى الله عليه و آله با حالت تَشَر، به او فرمود: «اى اَعرابى! هر چه مى خواهى، تقاضا كن». ما به حال او غبطه خورديم و گفتيم: الآن، بهشت را تقاضا مى كند. باديه نشين گفت: مَركبى از تو مى خواهم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «باشد». سپس فرمود: «باز هم بخواه». گفت: توشه هم مى خواهم. فرمود: «باشد». ما از اين درخواست ها تعجّب كرديم. پيامبر صلى

۱.ما بين المعقوفين أثبتناه من كنز العمّال: ج 2 ص 617 ح 4896.
۲.المعجم الأوسط: ج 7 ص 374 ح 7767 عن حبّة العرني؛ الدعوات: ص 40 ح 100 نحوه، بحار الأنوار: ج 93 ص 327 ح 10.