بلند كردن دست ها

8 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: عَلَيكَ بِرَفعِ يَدَيكَ إلى رَبِّكَ، وكَثرَةِ تَقَلُّبِها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به على عليه السلام ـ: بر تو باد بلند كردن دست هايت به سوى پروردگارت، و بسيار پشت و رو كردن آنها.
۱.المحاسن: ج 1 ص 82 ح 48 عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 85 ص 201 ح 12.
الإمام الحسين عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَرفَعُ يَدَيهِ إذَا ابتَهَلَ ودَعا، كَما يَستَطعِمُ المِسكينُ. ۱
امام حسين عليه السلام:پيامبر خدا، هر گاه درخواست و دعايى مى كرد، دستانش را همچون مستمندى كه غذا مى طلبد، دراز مى كرد.
۱.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 8 ح 1981، بحار الأنوار: ج 93 ص 294 ح 23؛ تاريخ بغداد: ج 8 ص 63 الرقم 4138 عن محمّد وزيد ابني عليّ عن أبيهما عن أبيه الإمام الحسين عليه السلام.
المعجم الأوسط عن ابن عبّاس:رَأَيتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَدعو بِعَرَفَةَ، ويَداهُ إلى صَدرِهِ كَاستِطعامِ المِسكينِ. ۱
المعجم الأوسطـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر خدا را ديدم كه در عرفه، دعا مى كند و دستانش را تا سينه اش بالا برده است، آن گونه كه مستمند، غذا مى طلبد.
۱.المعجم الأوسط: ج 3 ص 189 ح 2892.
مسند إسحاق بن راهويه عن عائشة:فَقَدتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله ذاتَ لَيلَةٍ، فَخَرَجتُ في أثَرِهِ، فَإِذا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فِي البَقيعِ، رافِعا يَدَيهِ إلَى السَّماءِ يَدعو. ۱
مسند اسحاق بن راهويهـ به نقل از عايشه ـ: شبى متوجّه شدم كه پيامبر خدا [در اتاق]نيست. در جستجوى او بيرون رفتم. ديدم پيامبر خدا در بقيع، دستانش را به سوى آسمان برداشته است و دعا مى كند.
۱.مسند إسحاق بن راهويه: ج 2 ص 327 ح 850.
صحيح مسلم عن أنس:رَأَيتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَرفَعُ يَدَيهِ فِي الدُّعاءِ، حَتّى يُرى بَياضُ إبطَيهِ. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از اَنس ـ: من ديدم كه پيامبر خدا در هنگام دعا، دستانش را بلند مى كرد، به طورى كه سپيدىِ زير بغل هايش ديده مى شد.
۱.صحيح مسلم: ج 2 ص 612 ح 5.
كنزالعمّال عن البَراء بن عازب:كانَ [النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله]إذا أصابَتهُ شِدَّةٌ فَدَعا، رَفَعَ يَدَيهِ حَتّى يُرى بَياضُ إبطَيهِ. ۱
كنز العمّالـ به نقل از بَراء بن عازب ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله هر گاه مشكلى برايش پيش مى آمد و دعا مى كرد، دستانش را بالا مى برد، چنان كه سپيدىِ زير بغل هايش ديده مى شد.
۱.كنز العمّال: ج 7 ص 71 ح 18008 نقلاً عن أبي يعلى.
المصنّف لعبد الرزّاق عن طاووس:دَعَا النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله عَلى قَومٍ فَرَفَعَ يَدَيهِ جِدّا فِي السَّماءِ، فَجالَتِ ۱ النّاقَةُ، فَأَمسَكَها بِإِحدى يَدَيهِ، وَالاُخرى قائِمَةٌ فِي السَّماءِ. ۲
المصنّف، عبد الرزّاقـ به نقل از طاووس ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله قومى را نفرين كرد و دستانش را كاملاً به آسمان برداشت. در اين هنگام، ناقه برگشت. پيامبر صلى الله عليه و آله با يك دستش، آن را نگه داشت و دست ديگرش همچنان به سوى آسمان، بلند بود.
۱.يقال: جال يجول جولة: إذا دار (النهاية: ج 1 ص 317 «جول»).
۲.المصنّف لعبد الرزّاق: ج 2 ص 247 ح 3233.
سنن النسائي عن اُسامة بن زيد:كُنتُ رَديفَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله بِعَرَفاتٍ، فَرَفَعَ يَدَيهِ يَدعو، فَمالَت بِهِ ناقَتُهُ فَسَقَطَ خِطامُها ۱، فَتَناوَلَ الخِطامَ بِإِحدى يَدَيهِ وهُوَ رافِعٌ يَدَهُ الاُخرى. ۲
سنن النسائىـ به نقل از اُسامة بن زيد ـ: من در عرفات، بر تركِ پيامبر صلى الله عليه و آله سوار بودم. ايشان، دستانش را به دعا بلند كرد. ناقه اش به يك سو گشت و مهارش افتاد. با يك دستش مهار را گرفت و دست ديگرش، همچنان بالا بود.
۱.الخِطام: الحبل الذي يقاد به البعير (النهاية: ج 2 ص 51 «خطم»).
۲.سنن النسائي: ج 5 ص 254.