اين دعاكنندگان

13 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ثَلاثُ دَعَواتٍ مُستَجاباتٌ: دَعوَةُ الصّائِمِ، ودَعوَةُ المُسافِرِ، ودَعوَةُ المَظلومِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه دعا مستجاب مى شود: دعاى روزه دار، دعاى مسافر، و دعاى ستم ديده.
۱.فضائل الأشهر الثلاثة: ص 143 ح 157؛ شُعب الإيمان: ج 3 ص 300 ح 3594 كلاهما عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:ثَلاثُ دَعَواتٍ مُستَجاباتٌ لا شَكَّ فيهِنَّ: دَعوَةُ المَظلومِ، ودَعوَةُ المُسافِرِ، ودَعوَةُ الوالِدِ عَلى وَلَدِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه دعا، بى شك، پذيرفته مى شود: دعاى ستم ديده، دعاى مسافر، و دعاى پدر براى فرزندش.
۱.سنن الترمذي: ج 4 ص 314 ح 1905 عن أبي هريرة؛ الجعفريّات: ص 187، بحار الأنوار: ج 93 ص 358 ح 16 و ص 359 ح 17.
عنه صلى الله عليه و آله:ثَلاثُ دَعَواتٍ مُستَجابَةٌ: دُعاءُ الحاجِّ في تَخَلُّفِ أهلِهِ ۱، ودُعاءُ المَريضِ فَلا تُؤذوهُ ولا تُضجِروهُ، ودُعاءُ المَظلومِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه دعا به اجابت مى رسد: دعاى حج گزار درباره حفظ خانواده اش در غياب او؛ دعاى بيمار، پس او را آزرده و رنجيده نكنيد؛ و دعاى ستم ديده.
۱.في بحار الأنوار: «فيمَن يَخلُفُ أهلَهُ» وهو الأنسب.
۲.الدعوات: ص 30 ح 58، بحار الأنوار: ج 93 ص 360 ح 21.
عنه صلى الله عليه و آله:ثَلاثُ دَعَواتٍ لا تُرَدُّ: دَعوَةُ الوالِدِ، ودَعوَةُ الصّائِمِ، ودَعوَةُ المُسافِرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه دعاست كه رد نمى شود: دعاى پدر، دعاى روزه دار، و دعاى مسافر.
۱.السنن الكبرى: ج 3 ص 481 ح 6392 عن أنس.
عنه صلى الله عليه و آله:ثَلاثَةٌ لا تُرَدُّ دَعوَتُهُم: المَريضُ، وَالتّائِبُ، وَالسَّخِيُّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه كس اند كه دعايشان رد نمى شود: بيمار، توبه كننده، و سخاوتمند.
۱.إرشاد القلوب: ص 196 عن ابن عبّاس.
عنه صلى الله عليه و آله:ثَلاثَةٌ لا يَرُدُّ اللّهُ دُعاءَهُم: الذّاكِرُ اللّهَ كَثيرا، ودَعوَةُ المَظلومِ، وَالإِمامُ المُقسِطُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه كس اند كه خداوند، دعايشان را رد نمى كند: كسى كه بسيار ذكر خدا مى گويد، دعاى ستم ديده، و پيشواى دادگر.
۱.شُعب الإيمان: ج 1 ص 419 ح 588 عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:ثَلاثَةٌ لا تُرَدُّ دَعوَتُهُم: الصّائِمُ حَتّى يُفطِرَ، وَالإِمامُ العادِلُ، ودَعوَةُ المَظلومِ يَرفَعُهَا اللّهُ فَوقَ الغَمامِ، ويَفتَحُ لَها أبوابَ السَّماءِ، ويَقولُ الرَّبُّ: وعِزَّتي، لَأَنصُرَنَّكَ ولَو بَعدَ حينٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه گروه اند كه دعايشان رد نمى شود: روزه دار تا آن گاه كه افطار كند؛ پيشواى دادگر؛ و دعاى ستم ديده كه خداوند، دعايش را از ابرها بالا مى برد و درهاى آسمان را برايش مى گشايد و پروردگار مى فرمايد: «به عزّتم سوگند كه تو را يارى مى دهم، هرچند پس از چندى».
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 578 ح 3598 عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:الغازي في سَبيلِ اللّهِ، وَالحاجُّ وَالمُعتَمِرُ، وَفدُ اللّهِ، دَعاهُم فَأَجابوهُ، وسَأَلوهُ فَأَعطاهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:رزمنده راه خدا و حج گزار و عمره گزار، واردشدگان بر خدايند. خداوند، آنان را دعوت كرد و آنها پذيرفتند، و آنان از او درخواست كردند و خداوند، عطايشان فرمود.
۱.سنن ابن ماجة: ج 2 ص 966 ح 2893 عن ابن عمر.
عنه صلى الله عليه و آله:أربَعَةٌ لا تُرَدُّ لَهُم دَعوَةٌ، حَتّى تُفتَحَ لَهُم أبوابُ السَّماءِ وتَصيرَ إلَى العَرشِ: الوالِدُ لِوَلَدِهِ، وَالمَظلومُ عَلى مَن ظَلَمَهُ، وَالمُعتَمِرُ حَتّى يَرجِعَ، وَالصّائِمُ حَتّى يُفطِرَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چهار كس اند كه دعايشان رد نمى شود تا درهاى آسمان برايشان باز شود و دعاى آنها به عرش رود: پدر براى فرزندش؛ ستم ديده، درباره كسى كه به او ستم كرده است؛ عمره گزار تا زمانى كه برگردد؛ و روزه دار تا آن گاه كه افطار كند.
۱.الكافي: ج 2 ص 510 ح 6 عن عبد اللّه بن طلحة النهدي عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 93 ص 354 ح 1 و ج 96 ص 256 ح 39.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في وَصِيَّتِهِ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: يا عَلِيُّ، أربَعَةٌ لا تُرَدُّ لَهُم دَعوَةٌ: إمامٌ عادِلٌ، ووالِدٌ لِوَلَدِهِ، وَالرَّجُلُ يَدعو لِأَخيهِ بِظَهرِ الغَيبِ، وَالمَظلومُ؛ يَقولُ اللّهُ جَلَّ جَلالُهُ: وعِزَّتي وجَلالي، لَأَنتَصِرَنَّ لَكَ ولَو بَعدَ حينٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش ايشان به على عليه السلام ـ: اى على! چهار كس اند كه دعايشان رد نمى شود: پيشواى دادگر؛ پدر براى فرزندش؛ شخصى كه پشت سرِ برادرش براى او دعا مى كند؛ و ستم ديده اى كه خداوند عز و جل [به او]مى فرمايد: «به عزّت و جلالم سوگند كه انتقام تو را خواهم گرفت، اگرچه پس از مدّتى».
۱.الخصال: ص 197 ح 4 عن أنس بن محمّد عن أبيه عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عن الإمام عليّ عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 93 ص 356 ح 8.
شعب الإيمان عن ابن عبّاس عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:خَمسُ دَعَواتٍ يُستَجابُ لَهُنَّ: دَعوَةُ المَظلومِ حَتّى يَستَنصِرَ، ودَعوَةُ الحاجِّ حَتّى يَصدُرَ ۱، ودَعوَةُ المُجاهِدِ حَتّى يَقفِلَ ۲، ودَعوَةُ المَريضِ حَتّى يَبرَأَ، ودَعوَةُ الأَخِ لِأَخيهِ بِظَهرِ الغَيبِ. ثُمَّ قالَ: وأسرَعُ هذِهِ الدَّعَواتِ إجابَةً، دَعوَةُ الأَخِ لِأَخيهِ بِظَهرِ الغَيبِ. ۳
شعب الإيمانـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر خدا فرمود: «پنج دعاست كه پذيرفته مى شود: دعاى ستم ديده تا آن كه انتقام بگيرد؛ دعاى حج گزار تا آن گاه كه برگردد؛ دعاى مجاهد تا زمانى كه مراجعت كند؛ دعاى بيمار تا آن گاه كه بهبود يابد؛ و دعاى برادر [ـِ ايمانى] براى برادرش در پشت سر او». سپس فرمود: «از اين دعاها، دعاى برادر براى برادرش در پشت سر او، از بقيّه زودتر مستجاب مى شود».
۱.الصَّدَر: رجوع المسافر من مقصده (النهاية: ج 3 ص 15 «صدر»).
۲.قَفَل يقفِلُ: إذا عاد من سفره (النهاية: ج 4 ص 92 «قفل»).
۳.شُعب الإيمان: ج 2 ص 46 ح 1125.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:بَينَما ثَلاثَةُ نَفَرٍ يَتَماشَونَ أخَذَهُمُ المَطَرُ، فَمالوا إلى غارٍ فِي الجَبَلِ، فَانحَطَّت عَلى فَمِ غارِهِم صَخرَةٌ مِنَ الجَبَلِ فَأَطبَقَت عَلَيهِم، فَقالَ بَعضُهُم لِبَعضٍ: اُنظُروا أعمالاً عَمِلتُموها للّهِِ صالِحَةً، فَادعُوا اللّهَ بِها لَعَلَّهُ يَفرِجُها. فَقالَ أحَدُهُم: اللّهُمَّ إنَّهُ كانَ لي والِدانِ شَيخانِ كَبيرانِ، ولي صِبيَةٌ صِغارٌ، كُنتُ أرعى عَلَيهِم، فَإِذا رُحتُ عَلَيهِم فَحَلَبتُ بَدَأتُ بِوالِدَيَّ أسقيهِما قَبلَ وُلدي، وإنَّهُ نَأى بِيَ الشَّجَرُ يَوما، فَما أتَيتُ حَتّى أمسَيتُ فَوَجَدتُهُما قَد ناما، فَحَلَبتُ كَما كُنتُ أحلِبُ، فَجِئتُ بِالحِلابِ فَقُمتُ عِندَ رُؤوسِهِما، أكرَهُ أن أوقِظَهُما مِن نَومِهِما، وأكرَهُ أن

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه نفر با هم مى رفتند كه باران، آنها را فرا گرفت و به غارى در يك كوه پناه بردند. تخته سنگى از كوه بر دهانه غار افتاد و آنها را محبوس ساخت. به يكديگر گفتند: بنگريم كه چه كارهاى شايسته اى براى خدا كرده ايم به حقّ آنها خدا را بخوانيم، شايد دهانه غار باز شود. يكى از آنها گفت: بار خدايا! مرا پدر و مادرى پير و سال خورده بود و خود نيز كودكانى خردسال داشتم. گوسفندانشان را به چرا مى بردم و شامگاه كه بر مى گشتم و شير مى دوشيدم، اوّل براى پدر و مادرم مى بردم و بعد به فرزندانم مى دادم. روزى به چراگاه دور دستى رفتم و وقتى برگشتم، شب شده بود. ديدم آن دو، خفته اند. همچون گذشته شير دوشيدم و پاتيل شير را بُردم و بالاى سر پدر و مادرم ايستادم. نه دلم مى آمد آنها را بيدار كنم و

۱.الضَّغْو: الصياح والبكاء، يقال: ضغا يضغو: إذا صاح وضجَّ (النهاية: ج 3 ص 92 «ضغا»).
۲.الفَرَق: مكيال يسع سِتّة عشر رِطلاً، وهي اثنا عشر مدّا (النهاية: ج 3 ص 437 «فرق»).
۳.صحيح البخاري: ج 5 ص 2228 ح 5629؛ الخصال: ص 184 ح 255 نحوه وكلاهما عن عبد اللّه بن عمر، بحار الأنوار: ج 70 ص 379 ح 29.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ ثَلاثَةَ نَفَرٍ انطَلَقوا إلى حاجَةٍ لَهُم فَأَوَوا إلى غارٍ في جَبَلٍ فَسَقَطَت صَخرَةٌ عَلى بابِ الغارِ فَسَدَّت عَلَيهِم، فَقالوا: يا هؤُلاءِ تَذكُرونَ أحسَنَ أعمالِكُم فَادعُوا اللّهَ عز و جل بِها لَعَلَّ اللّهَ تَعالى يَفرِجُ عَنكُم بِها. فَقالَ أحَدُهُم: اللّهُمَّ إنَّهُ كانَ لِيَ امرَأَةٌ صَديقَةٌ اُطيلُ الاِختِلافَ إلَيها حَتّى أدرَكتُ مِنها حاجَتي، فَقالَت: اُذَكِّرُكَ اللّهَ تَعالى أن تَركَبَ مِنّي ما حَرَّمَ اللّهُ عَلَيكَ! قُلتُ: فَأَنَا أحَقُّ أن أخافَ رَبّي عز و جل فَتَرَكتُها مِن مَخافَتِكَ وَابتِغاءِ مَرضاتِكَ، فَإِن كُنتَ تَعلَمُ ذلِكَ فَافرِج عَنّا. فَانصَدَعَ الجَبَلُ عَنهُم حَتّى طَمِعوا فِي الخُروجِ ولَم يَستَطيعُوا الخُروجَ. وقالَ

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه نفر با هم براى كارى بيرون شدند و [در بين راه] به غارى در كوهى پناه بُردند. تخته سنگى بر دهانه غار افتاد و آن را به رويشان بست. گفتند: رفقا! بياييد بهترين كارى را كه كرده ايد، ياد كنيد و خدا را به حقّ آنها بخوانيد. شايد خداوند متعال به واسطه آنها شما را برهانَد. يكى از آنها گفت: بار خدايا! زنى بود كه دوستش مى داشتم و بسيار نزد او آمد و شد مى كردم، تا آن كه راضى اش كردم از او كام برگيرم. او گفت: به ياد خدا باش و با من كارى مكن كه خداوند بر تو حرام كرده است! گفتم: راستى كه مرا سِزد كه از پروردگارم بترسم. پس، از ترس تو و براى رضاى تو، او را وا نهادم. حال [اى خداوند!] اگر به راستى چنين است، در كار ما گشايشى آور. دهانه غار، كمى شكاف برداشت، به طورى كه

۱.تلوّم: انتظر (النهاية: ج 4 ص 278 «لوم»).
۲.الأرَقُ: وهو السهر، رجلٌ أرق إذا سهر لِعلّة، فإن كان السهر من عادته قيل: أُرُقٌ بضم الهمزة والراء (النهاية: ج 1 ص 40 «أرق»).
۳.من زلّ: إذا عدا (معجم مقاييس اللغة: ج 3 ص 4 «زل»).
۴.الدعاء للطبراني: ص 74 ح 187 عن الحارث عن الإمام عليّ عليه السلام.