حدیث دربارهپيشگويىِ پيدايش انحصارطلبى در امّت اسلامى
عنه صلى الله عليه و آله:يَأتي عَلَى النّاسِ زَمانٌ أكثَرُهُم وُجوهُهُم وُجوهُ الآدَمِيّينَ، وقُلوبُهُم قُلوبُ الذِّئابِ. السُّنَّةُ فيهِم بِدعَةٌ وَالبِدعَةُ فيهِم سُنَّةٌ، وَالآمِرُ بِالمَعروفِ بَينَهُم مُتَّهَمٌ، وَالفاسِقُ فيهِم مُشَرَّفٌ، المُؤمِنُ بَينَهُم مُستَضعَفٌ.
فَإِذا فَعَلوا ذلِكَ سَلَّطَ اللّهُ عَلَيهِم أقواما إن تَكَلَّموا قَتَلوهُم وإن سَكَتُوا استَباحوهُم، يَستَأثِرونَ عَلَيهِم بِفَيئِهِم ويَجورونَ عَلَيهِم في حُكمِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:روزگارى بر مردم فرا مى رسد كه بيشترِ آنان، چهره هايشان چهره آدميان است؛ امّا دل هايشان دل هاى گرگ ها. سنّت در ميان آنان، بدعت به شمار مى آيد و بدعت در ميانشان، سنّت. كسى كه در ميان آنان امر به معروف كند، متّهم و بدنام مى گردد. فاسق، در نزد آنان شرافتمند تلقّى مى شود و مؤمن در ميانشان ناتوان است.
هر گاه چنين كنند، خداوند مردمانى را بر آنان مسلّط مى گرداند كه اگر زبان به سخن بگشايند، آنها را به قتل مى رسانند و اگر خاموشى گزينند، [جان و مالِ]آنان را مباح مى شمارند! فَى ءِ آنان را به انحصار خويش در مى آورند و در قضاوتشان، بر آنان ستم روا مى دارند.
۱.كنز العمّال: ج 11 ص 285 ح 31539 نقلاً عن أبي موسى المديني في كتاب دولة الأشرار عن عمر بن الخطّاب.