حدیث دربارهارزش ايثار

عنه صلى الله عليه و آله:أيُّمَا امرِىًء اِشتَهى شَهوَةً فَرَدَّ شَهوَتَهُ وآثَرَ عَلى نَفسِهِ غَفَرَ اللّهُ لَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس هوسى كند و دست رد به سينه هَوَس خويش بزند و [ديگرى را]بر خود مقدّم بدارد، خداوند عز و جل او را مى آمرزد.
۱.تاريخ دمشق: ج 31 ص 142 ح 6495 عن ابن عمر؛ تنبيه الخواطر: ج 1 ص 172.

احادیث دیگر این موضوع

۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دو مرد از بيابانى مى گذشتند: يكى عابد و ديگرى نافرمان. عابد به حدّى تشنه شد كه به زمين افتاد. ديگرى در حالى كه ظرف آبى براى وضو داشت و قدرى آب هم در آن بود، به آن عابد نگريست كه بر زمين افتاده است. با خود گفت: به خدا سوگند، اگر اين بنده نيك، در حالى از تشنگى بميرد كه اين آب با من است، هرگز به خيرى از جانب خدا نخواهم رسيد، و اگر اين آب را به او بنوشانم، خودم خواهم مُرد. امّا او به خدا توكّل كرد و تصميمش را گرفت و از آن آب، به صورت عابد پاشيد و باقى مانده اش را به او نوشانْد. عابد از جا برخاست و هر دو، بيابان را پيمودند. در روز قيامت، آن نافرمان را براى حسابرسى نگه مى دارند و فرمان مى رسد كه او را به آتش ببرند. فرشتگان، او را [به سوى دوزخ] مى رانند و او [در راه،]آن عابد را مى بيند. مى گويد: فلانى! مرا نمى شناسى؟ عابد مى گويد: تو كيستى؟ مرد مى گويد: من فلانى هستم كه در آن روزِ گذشتن از بيابان، تو را بر خويشتن ترجيح دادم. عابد مى گويد: آرى، مى شناسمت. سپس به فرشتگان مى گويد: بِايستيد! فرشتگان مى ايستند و عابد مى آيد تا آن كه [در توقّفگاه حساب] مى ايستد و پروردگارش عز و جل را مى خواند و مى گويد: اى پروردگار من! تو خود مى دانى كه او به من نيكى كرده و [نيز مى دانى كه] چگونه در حقّ من ايثار كرده است. پروردگارا! او را به من ببخش. پس خداوند مى فرمايد: «او از آنِ تو باشد». پس عابد مى آيد و دست برادرش را مى گيرد و او را به بهشت مى بَرَد.