ترغيب به خوددارى از آزار
6 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:طوبى لِمَن صَلَحَت سَريرَتُهُ، وحَسُنَت عَلانِيَتُهُ، وعَزَلَ عَنِ النّاسِ شَرَّهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خوشا به حال كسى كه باطنش صالح و ظاهرش نيكو باشد و شرّ خود را از مردم بر كنار دارد!
۱.الأمالي للطوسي: ص539 ح1162 عن أبي ذرّ، بحارالأنوار: ج 77 ص 90 ح 3.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن بَذَلَ مَعروفَهُ وكَفَّ أذاهُ فَذاكَ السَّيِّدُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس بى دريغ، نيكى كند و از آزاررسانى باز ايستد، آقاست.
۱.نثر الدرّ: ج 1 ص 176.
الإمام الصادق عليه السلام:جاءَ جَبرَئيلُ عليه السلام إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، فَقالَ: يا مُحَمَّدُ. شَرَفُ المُؤمِنِ صَلاتُهُ بِاللَّيلِ، وعِزُّهُ كَفُّهُ الأَذى عَنِ النّاسِ. ۱
امام صادق عليه السلام:جبرئيل عليه السلام نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: «اى محمّد!. شرافت مؤمن، در نماز شب خواندن اوست، و عزّتش، در آزار نرساندنش به مردم».
۱.الزهد للحسين بن سعيد: ص 79 ح 214 عن هشام بن سالم.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الجَنَّةُ لَها ثَمانِيَةُ أبوابٍ، عَلى كُلِّ بابٍ مِنها أربَعُ كَلِماتٍ، كُلُّ كَلِمَةٍ مِنها خَيرٌ مِنَ الدُّنيا وما فيها لِمَن يَعرِفُها. وعَلَى البابِ الثّامِنِ مَكتوبٌ: لا إلهَ إلَا اللّهُ، مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللّهِ، فَمَن أرادَ الدُّخولَ في هذِهِ الأَبوابِ الثَّمانِيَةِ فَليَتَمَسَّك بِأَربَعِ خِصالٍ؛ وهِيَ: الصَّدَقَةُ، وَالسَّخاءُ، وحُسنُ الخُلُقِ، وكَفُّ الأَذى عَن عِبادِ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشت، هشت در دارد و بر هر درِ آن، چهار جمله نوشته شده است كه هر جمله اش، براى كسى كه [ارزشِ] آن را بشناسد، از دنيا و هر آنچه در دنياست، بهتر است. بر درِ هشتم، نوشته شده است: «لا إله إلّا اللّه، محمّد رسول اللّه، علىّ ولىّ اللّه».
هر كه مى خواهد از اين هشت در وارد شود، بايد چهار خصلت داشته باشد: صدقه دادن، سخاوت، خوش خويى، و آزار نرساندن به بندگان خدا.
۱.الفضائل: ص 129 عن عبد اللّه بن مسعود، بحارالأنوار: ج 8 ص 145 ح 67.
صحيح مسلم عن أبي ذرّ:قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، أرَأيتَ إن ضَعُفتُ عَن بَعضِ العَمَلِ؟! قالَ: تَكُفُّ شَرَّكَ عَنِ النّاسِ؛ فَإِنَّها صَدَقَةٌ مِنكَ عَلَى نَفسِكَ. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از ابو ذر ـ: گفتم: اى پيامبر خدا! اگر از انجام دادن كارى ناتوان شدم، چه كنم؟
فرمود: «شرّت را از مردم، باز دار؛ زيرا اين كار، صدقه اى است كه براى خود مى دهى».
۱.صحيح مسلم: ج 1 ص 89 ح 136؛ الجعفريّات: ص 32 عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام نحوه، بحارالأنوار: ج 75 ص 54 ح 19.
المستدرك على الصحيحين عن أبي كثير الزبيدي عن أبيه:قُلتُ: يا أبا ذَرٍّ، دُلَّني عَلى عَمَلٍ إذا عَمِلَ بِهِ العَبدُ دَخَلَ الجَنَّةَ!
قالَ: قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ۱: تُؤمِنُ بِاللّهِ. قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، إنَّ مَعَ الإِيمانِ عَمَلاً؟ قالَ: يَرضَخُ ۲ مِمّا رَزَقَهُ اللّهُ. قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، فَإِن كانَ مُعدِما لا شَيءَ لَهُ؟ قالَ: يَقولُ مَعروفا بِلِسانِهِ، قُلتُ: فَإِن كانَ عَيِيّا ۳ لا يُبلِغُ عَنهُ لِسانُهُ؟ قالَ: فَليُعِن مَغلوبا. قُلتُ: فَإِن كانَ ضَعيفا لا قُوَّةَ لَهُ؟ قالَ: فَليَصنَع لِأَخرَقَ ۴. قُلتُ: فَإن كانَ أخرَقَ؟ فَالتَفَتَ إلَيَّ فَقالَ: ما تُريدُ أن تَدَعَ في صاحِبِكَ خَيرا؟! قالَ: يَدَعُ النّاسَ مِن أذاهُ.
قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ إنَّ هذا
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از ابو كثير زبيدى، از پدرش ـ: گفتم: اى ابو ذر! مرا به كارى راه نمايى كن كه هر گاه بنده آن را انجام دهد، به بهشت مى رود.
[ابو ذر] گفت: پيامبر خدا فرمود: ۶ «ايمان آوردن به خدا».
[سپس ابو ذر ادامه داد:] گفتم: اى پيامبر خدا! آيا همراه ايمان، عملى هم بايد باشد؟
فرمود: «از آنچه خدا به شخصْ روزى كرده است، بخششى كند».
گفتم: اى پيامبر خدا! اگر نادار بود و چيزى نداشت [، چه كند]؟
فرمود: «سخن نيك بگويد».
گفتم: اگر اَلكن بود و زبانش يارى نكرد؟
فرمود: «شكست خورده اى را يارى دهد».
گفتم: اگر ناتوان بود و قدرتى نداشت؟
فرمود: «براى كسى كه كارى نمى داند، كارى انجام دهد».
گفتم: اگر خودش كارى بلد نبود؟
پيامبر خدا رو به من كرد و فرمود: «نمى خواهى در دوستت، خيرى
۱.في صحيح ابن حبّان: «قالَ: سَألتُ عَن ذلِكَ رَسولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله فَقالَ.».
۲.رَضَختُ له رَضْخا: هو العطاء ليس بالكثير (الصحاح: ج 1 ص 422 «رضخ»).
۳.العِيُّ: خلاف البَيان، وقد عَيَّ في منطقه وعَيِيَ (الصحاح: ج 6 ص 2442 «عيى»).
۴.فَليَصنعْ لِأخْرَق: أي لجاهلٍ بما يجب أن يعمله ولم يكن في يديه صَنعة يكتسب بها. والخُرق: الجهل والحُمق (النهاية: ج 2 ص 26 «خرق»).
۵.المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 132 ح 212.
۶.در صحيح ابن حبّان آمده است: «گفت: در اين باره از پيامبر خدا پرسيدم. فرمود:.».