حدیث دربارهپايدارى
المعجم الكبير عن منيب:رَأَيتُ رَسول اللّهِ صلى الله عليه و آله فِي الجاهِلِيَّةِ وهُوَ يَقولُ لِلنّاسِ: قُولوا: «لا إلهَ إلَا اللّهُ» تُفلِحوا، فَمِنهُم مَن تَفَلَ في وَجهِهِ، ومِنهُم مَن حَثا عَلَيهِ التُّرابَ، ومِنهُم مَن سَبَّهُ، حَتَّى انتَصَفَ النَّهارُ، فَأَقبَلَت جارِيَةٌ بِعُسٍّ مِن ماءٍ فَغَسَلَ وَجهَهُ أو يَدَيهِ وقالَ: يا بُنَيَّةُ، لا تَخشَي عَلى أبيكِ عَيلَةً ولا ذِلَّةً.
فَقُلتُ: مَن هذِهِ؟ قالوا: زَينَبُ بِنتُ رَسول اللّهِ صلى الله عليه و آله، وهِيَ جارِيَةٌ وَضيئَةٌ. ۱
المعجم الكبيرـ به نقل از منيب ـ: در دوران جاهليت، پيامبر خدا را ديدم كه خطاب به مردم مى گفت: «بگوييد: خدايى جز اللّه نيست تا رستگار شويد».
برخى بر چهره ايشان، آب دهان انداختند و برخى بر روى ايشان، خاك ريختند و برخى او را دشنام مى دادند تا آن كه روز به نيمه رسيد. آن گاه، دختركى با كاسه بزرگى آب، نزد او آمد و پيامبر خدا، چهره و دستانش را شست و گفت: «دختركم! از تنگ دستى و بى كسىِ پدرت، بيمى به خود راه مده».
پرسيدم: اين زن كيست؟
گفتند: زينب، دختر پيامبر خداست. او دخترى زيبا بود.
۱.المعجم الكبير: ج 20 ص 343 ح 805.