حدیث دربارهزمينه و معيار شناخت خير و شر

مسند ابن حنبل عن أبي ثعلبة الخشني:قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، أخبِرني بِما يَحِلُّ لي ويَحرُمُ عَلَيَّ؟ قالَ: فَصَعَّدَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله وصَوَّبَ فِيَ النَّظَرَ، فَقالَ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله: البِرُّ ما سَكَنَت إلَيهِ النَّفسُ، وَاطمَأَنَّ إلَيهِ القَلبُ، وَالإِثمُ ما لَم تَسكُن إلَيهِ النَّفسُ، ولَم يَطمَئِنَّ إلَيهِ القَلبُ، وإن أفتاكَ المُفتونَ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو ثعلبه خشنى ـ: به پيامبر خدا گفتم: اى پيامبر خدا! مرا از آنچه برايم حلال و آنچه بر من حرام است، آگاه ساز. پيامبر صلى الله عليه و آله نفس عميقى كشيد و به دقّت نگريست. سپس فرمود: «نيكى، آن است كه دل با آن آرام گيرد و قلب با آن اطمينان يابد. و گناه، آن است كه جان به آن آرام نشود و قلب با آن اطمينان نيابد؛ هر چند فتوادهندگانْ تو را [بر خلاف آنچه احساس مى كنى،] فتوا دهند».
۱.مسند ابن حنبل: ج 6 ص 223 ح 17757.

احادیث دیگر این موضوع

۸
مسند ابن حنبلـ به نقل از وابصة بن مِعْبد ـ: خدمت پيامبر خدا رفتم و مى خواستم هيچ نيك و بدى را وا نگذارم، مگر آن كه از ايشان پرسيده باشم. گروهى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بودند. در حالى كه از ميان مردم رد مى شدم، به سوى ايشان رفتم. مردم گفتند: اى وابصه! دور شو و جلوى پيامبر خدا ميا. گفتم: من وابصه ام. بگذاريد به ايشان نزديك شوم. او از همه مردم برايم محبوب تر است كه نزديكش شوم. پيامبر صلى الله عليه و آله به من فرمود: «نزديك بيا، وابصه! نزديك بيا، وابصه!». به ايشان نزديك گشتم، تا حدّى كه با او زانو به زانو شدم. فرمود: «آيا خبر بدهم كه آمده اى چه بپرسى، يا خودت مى پرسى؟». گفتم: اى پيامبر خدا! بفرماييد. ايشان سه انگشت خود را گِرد آورد، پس شروع كرد تلنگر زدن به سينه من و در آن حال، مى فرمود: «اى وابصه! از دلت بپرس. نيكى، آن است كه دل و جانت با آن آرام مى گيرد و گناه، آن است كه در دلت اضطراب ايجاد مى كند و در سينه ات ترديد پديد مى آورد [، آن را وا گذار]؛ هر چند مردم [بر خلاف آنچه دلت مى فهمد،]اظهار نظر كنند».