حدیث دربارهدعا براى بركت ازدواج

رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا زُفَّت إلَى الرَّجُلِ زَوجَتُهُ واُدخِلَت إلَيهِ فَليُصَلِّ رَكعَتَينِ، وَليَمسَح عَلى ناصِيَتِها، ثُمَّ ليَقُل: اللّهُمَّ بارِك لي في أهلي وبارِك لَها فِيَ، وما جَمَعتَ بَينَنا فَاجمَع بَينَنا في خَيرٍ ويُمنٍ وبَرَكَةٍ، وإذا جَعَلتَها فُرقَةً فَاجعَلها فُرقَةً إلى كُلِّ خَيرٍ. ثُمَّ ليَقُل: الحَمدُ للّهِِ الَّذي هَدى ضَلالَتي، وأغنى فَقري، ونَعَشَ خُمولي، وأعَزَّ ذِلَّتي، وآوى عَيلَتي، وزَوَّجَ عُزبَتي، وأخدَمَ مِهنَتي، وآنَسَ وَحشَتي، ورَفَعَ خَسيسَتي؛ حَمدا كَثيرا طَيِّبا مُبارَكا عَلى ما أعطَيتَ يا رَبِّ، وعَلى ما قَسَمتَ، وعَلى ما أكرَمتَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:[در شب زفاف،] هرگاه همسرِ كسى را نزد او فرستادند، دو ركعت نماز بخوانَد و دست بر پيشانى زن بكشد و بگويد: «بار خدايا! براى من در خانواده ام و همسرم نسبت به من، بركت قرار بده و تا آن گاه كه ميان ما را جمع مى كنى، با خير و خُجستگى و بركت باشد و اگر ميان ما جدايى انداختى، جدايى را به سوى هر نيكى قرار بده». سپس بگويد: «ستايش، خدايى را كه از گم راهى، هدايتم نمود، فقرم را برطرف ساخت، بى حالىِ مرا نشاط بخشيد، ذلّتم را عزّت داد، عيالمندىِ مرا پناه داد، مرا از بى همسرى درآورد، حرفه اى را به خدمت من گماشت، تنهايى ام را همدم بخشيد و تنگ دستى ام را برطرف ساخت؛ ستايشى فراوان و پاك و خجسته براى آنچه عطا كردى، اى پروردگار! و براى آنچه قسمت (روزى) نمودى و براى آنچه كرامت بخشيدى».
۱.دعائم الإسلام: ج 2 ص 210 ح 772، بحار الأنوار: ج 103 ص 268 ح 18.

احادیث دیگر این موضوع

۲
عمل اليوم و الليلة، نسايىـ به نقل از ابو بُرَيده، از پدرش ـ: گروهى از انصار به على عليه السلام [پيشنهاد خواستگارى از فاطمه عليهاالسلام را دادند و] گفتند: فاطمه، نزد توست. على عليه السلام نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و سلام داد. پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد: «پسر ابو طالب، چه كار دارد؟». گفت: [براى ازدواج،] به ياد فاطمه، دختر پيامبر خدا، افتادم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «خوش آمدى» و بيش از آن نفرمود. على عليه السلام پيش آن گروه از انصار كه منتظرش بودند، برگشت. گفتند: چه خبر؟ گفت: نمى دانم، جز اين كه به من فرمود: «خوش آمدى». گفتند: از پيامبر خدا، يكى از اين دو براى تو بس است. او به تو، هم همسر داده و هم گشايش [در كار]. پس از آن، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله على عليه السلام را همسر مى داد، فرمود: «اى على! براى عروسى، ميهمانى لازم است». سعد گفت: من قوچى دارم. نيز گروهى از انصار، چند صاع . صاع، پيمانه اى است كه در آن، يك مُدّ جا بگيرد. هر مد، يك چارك (حدود ده سير) است. ذرّت فراهم آوردند. چون شب عروسى شد، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «كارى نكن، تا مرا ديدار كنى». آن گاه، آبى طلبيد و از آن، وضو گرفت. سپس، آن را به روى على عليه السلام ريخت و چنين دعا كرد: «بار خدايا! بر اين دو، مبارك گردان؛ بر اين دو، مبارك گردان، و براى اين دو و فرزندانشان، مبارك گردان».