يارى خواستن از خدا

4 حدیث
مسند ابن حنبل عن عائشة:أنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلَّمَها هذَا الدُّعاءَ: اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ مِنَ الخَيرِ كُلِّهِ؛ عاجِلِهِ وآجِلِهِ؛ ما عَلِمتُ مِنهُ وما لَم أعلَم. اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ مِن خَيرِ ما سَأَلَكَ عَبدُكَ ونَبِيُّكَ مُحَمَّدٌ صلى الله عليه و آله، وأعوذُ بِكَ مِن شَرِّ ما عاذَ مِنهُ عَبدُكَ ونَبِيُّكَ. اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ الجَنَّةَ وما قَرَّبَ إلَيها مِن قَولٍ أو عَمَلٍ، وأسأَلُكَ أن تَجعَلَ كُلَّ قَضاءٍ تَقضيهِ لي خَيرا. ۱
مسند ابن حنبلـ درباره عايشه ـ: پيامبر خدا اين دعا را به وى آموخت: «پروردگارا! از تو، همه نيكى را مى خواهم؛ نيكى حال و آينده را، آنچه را بدانم و ندانم. خدايا! از تو، از بهترين چيزهايى را كه بنده و پيامبرت، محمّد، از تو خواسته است، مى خواهم و به تو از بدترين چيزهايى كه بنده و پيامبرت از آن به تو پناه آورده است، پناه مى برم. خداوندا! از تو، بهشت را و هر سخن و عملى را كه [مرا] به آن نزديك مى سازد، مى خواهم؛ و از تو مى خواهم كه هر چه را براى من مقدّر مى سازى، نيك باشد».
۱.مسند ابن حنبل: ج 9 ص 458 ح 25073.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ مِن دُعائِهِ إذا أصبَحَ وإذا أمسى ـ: اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ مِن فَجأَةِ الخَيرِ، وأعوذُ بِكَ مِن فَجأَةِ الشَّرِّ؛ فَإِنَّ العَبدَ لا يَدري ما يَفجَؤُهُ إذا أصبَحَ وإذا أمسى. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعاى صبح و شام خود ـ: پروردگارا! از تو، نيكىِ ناگهانى مى خواهم و از بدىِ ناگهانى، به تو پناه مى برم؛ چرا كه بنده، وقتى صبح و شام مى كند، نمى داند با چه چيزى رو به رو خواهد شد.
۱.مسند أبي يعلى: ج 3 ص 360 ح 3358 عن أنس.
مسند ابن حنبل عن ابن أبي أوفى:جاءَ رَجُلٌ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، إنّي لا أستَطيعُ أخذَ شَيءٍ مِنَ القُرآنِ فَعَلِّمني ما يُجزِئُني. قالَ: قُل: سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ ولا إلهَ إلَا اللّهُ وَاللّهُ أكبَرُ، ولا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ. قالَ: يا رَسولَ اللّهِ، هذا للّهِِ عز و جل فَما لي؟ قالَ: قُل: اللّهُمَّ اغفِر لي وَارحَمني وعافِني وَاهدِني وَارزُقني. ثُمَّ أدبَرَ وهُوَ مُمسِكٌ كَفَّيهِ، فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: أمّا هذا فَقَد مَلَأَ يَدَيهِ مِنَ الخَيرِ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابن ابى اوفى ـ: مردى به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! من نمى توانم از قرآن چيزى فرا بگيرم؛ به من چيزى بياموز كه مرا بس باشد. فرمود: «بگو: سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه أكبر و لا حَولَ و لا قوّةَ إلّا باللّه». گفت: اى پيامبر خدا! اين براى خدوند عز و جل است. براى خودم چه؟ فرمود: «بگو: اللّهمّ اغفر لى و ارحمنى و عافِنى و اهدِنى و ارزقنى؛ خدايا! مرا بيامرز، مرا رحمت كن، مرا عافيت ببخش، مرا هدايت كن و روزى ام ده!». آن گاه آن مرد، در حالى كه كف دستانش را به هم بسته بود، رفت. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «او دستانش را از نيكى، پر كرد».
۱.مسند ابن حنبل: ج 7 ص 47 ح 19132.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ موجِباتِ رَحمَتِكَ، وعَزائِمَ مَغفِرَتِكَ، وَالغَنيمَةَ مِن كُلِّ بِرٍّ، وَالسَّلامَةَ مِن كُلِّ إثمٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در نيايش ـ: پروردگارا! از تو، موجبات رحمتت را مى خواهم و عوامل آمرزشت را و بهره بردن از هر نيكى و رستن از هر گناه را.
۱.سنن ابن ماجة: ج 1 ص 441 ح 1384 عن عبد اللّه بن أبي أوفى؛ فلاح السائل: ص 362 ح 242 عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 86 ص 63 ح 2.