حدیث دربارهيارى خواستن از خدا

مسند ابن حنبل عن ابن أبي أوفى:جاءَ رَجُلٌ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، إنّي لا أستَطيعُ أخذَ شَيءٍ مِنَ القُرآنِ فَعَلِّمني ما يُجزِئُني. قالَ: قُل: سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ ولا إلهَ إلَا اللّهُ وَاللّهُ أكبَرُ، ولا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ. قالَ: يا رَسولَ اللّهِ، هذا للّهِِ عز و جل فَما لي؟ قالَ: قُل: اللّهُمَّ اغفِر لي وَارحَمني وعافِني وَاهدِني وَارزُقني. ثُمَّ أدبَرَ وهُوَ مُمسِكٌ كَفَّيهِ، فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: أمّا هذا فَقَد مَلَأَ يَدَيهِ مِنَ الخَيرِ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابن ابى اوفى ـ: مردى به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! من نمى توانم از قرآن چيزى فرا بگيرم؛ به من چيزى بياموز كه مرا بس باشد. فرمود: «بگو: سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه أكبر و لا حَولَ و لا قوّةَ إلّا باللّه». گفت: اى پيامبر خدا! اين براى خدوند عز و جل است. براى خودم چه؟ فرمود: «بگو: اللّهمّ اغفر لى و ارحمنى و عافِنى و اهدِنى و ارزقنى؛ خدايا! مرا بيامرز، مرا رحمت كن، مرا عافيت ببخش، مرا هدايت كن و روزى ام ده!». آن گاه آن مرد، در حالى كه كف دستانش را به هم بسته بود، رفت. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «او دستانش را از نيكى، پر كرد».
۱.مسند ابن حنبل: ج 7 ص 47 ح 19132.

احادیث دیگر این موضوع

۳