مسجد خَيف

1 حدیث
تفسير القمّي:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله في حَجَّةِ الوَداع في مَسجِدِ الخَيفِ: إنّي فَرَطُكُم ۱ وإنَّكُم وارِدونَ عَلَيَّ الحَوضَ، حَوضٌ عَرضُهُ ما بَينَ بُصرى ۲ وصَنعاءَ ۳، فيهِ قِدحانٌ من فِضَّةٍ عَدَدَ النُّجومِ، ألا وإنّي سائِلُكُم عَنِ الثِّقلَينِ، قالوا: يا رَسولَ اللّهِ وَمَا الثَّقَلانِ؟ قالَ: كتابُ اللّهِ، الثَّقَلُ الأَكبَرُ، طَرَفٌ بِيَدِ اللّهِ وَطَرَفٌ بِأَيديكُم، فَتَمَسَّكوا بِهِ لَن تَضِلّوا ولَن تَزِلّوا، والثَّقَلُ الأَصغَرُ عِترَتي وأهلُ بَيتي، فَإِنَّهُ قَد نَبَّأَنِيَ اللَّطيفُ الخَبيرُ أنَّهُما لَن يَفتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ كَإِصبَعَيَّ هاتَينِ ـ وجَمَعَ بَينَ سَبّابَتَيهِ ـ ولا أقولُ كَهاتَينِ ـ وجَمَعَ بَينَ سَبّابَتِهِ وَالوُسطى ـ فَتَفضُل

تفسير القمّى:پيامبر خدا، در حجّة الوداع در مسجد خَيف فرمود: «من پيش از شما مى روم و شما در كنار حوض [كوثر] بر من وارد مى شويد؛ حوضى كه پهنايش از بُصرا ۵ تا صَنعا ۶ است و در آن، جام هايى سيمين به شمارِ ستارگان وجود دارد. بدانيد كه من، درباره دو گران سنگ از شما خواهم پرسيد». گفتند: اى پيامبر خدا! دو گران سنگ، چيست؟ فرمود: «كتاب خدا كه گران سنگِ بزرگ تر است. يك طرف آن در دست خداست و طرف ديگرش در دست شما. پس بدان چنگ زنيد كه هرگز گم راه نمى شويد و هيچ گاه نخواهيد لغزيد. و گران سنگ كوچك تر، عترت من و اهل بيت من اند. خداوند ريزبين و آگاه، مرا خبر داد كه اين دو، هرگز از يكديگر جدا نمى شوند تا آن كه در كنار حوض [كوثر] بر من درآيند. آن دو به سان اين دو انگشت من اند (و دو انگشت نشانه اش را كنار

۱.فَرَطُكم: أي مُتقدّمكم إليه (النهاية: ج 3 ص 434 «فرط»).
۲.بُصرى: في موضعين: بالشام من أعمال دمشق. وبُصرى من قرى بغداد قرب عكبراء (معجم البلدان: ج 1 ص 441).
۳.صَنعاء: قصبة باليمن ومِن أحسن بلادها (معجم البلدان: ج 3 ص 426).
۴.تفسير القمّي: ج 1 ص 3، بحار الأنوار: ج 23 ص 129 ح 61.
۵.دو بُصرا داريم: يكى در شام كه از توابع دمشق است، و ديگرى از روستاهاى بغداد كه نزديك عُكبَرا قرار دارد. اوّلى، در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله شهرت داشت و از مراكز تجارت دوم و شام بود.
۶.صنعاء: شهرى است در يمن و از نيكوترين شهرهاى آن است.