حدیث دربارهدعا براى رفاه در زندگى

صحيح مسلم عن أبي مالك عن أبيه:أنَّهُ سَمِعَ النَّبِي صلى الله عليه و آله وأتاهُ رَجُلٌ فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، كَيفَ أقولُ حينَ أسأَلُ رَبّي؟ قالَ: قُل: «اللّهُمَّ اغفِر لي وَارحَمني وعافِني وَارزُقني» ويَجمَعُ أصابِعَهُ إلَا الإِبهامَ؛ فَإِنَّ هؤُلاءِ تَجمَعُ لَكَ دُنياكَ وآخِرَتَكَ. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از ابو مالك ـ: مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! وقتى از پروردگارم درخواست مى كنم، چگونه بگويم؟ فرمود: «بگو: بار خدايا! مرا بيامرز و به من رحم كن و عافيتم بخش و روزى ام ده»، و [دعا كننده] بجز انگشت شصت، بقيّه انگشتانش را جمع كند؛ چون اينها، دنيا و آخرت را براى تو جمع مى كنند.
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 2073 ح 36.

احادیث دیگر این موضوع

۴
مسند أبى يعلىـ به نقل از اَنَس ـ: پيامبر خدا، هرگاه سه روز فردى از برادرانش را نمى ديد، جوياى او مى شد. اگر وى [در شهر] نبود، برايش دعا مى كرد، اگر [در شهر]بود، به ديدارش مى رفت و اگر بيمار بود، به عيادتش مى رفت. يك بار، سه روز، مردى از انصار را نديد. جوياى حال او شد. گفته شد: اى پيامبر خدا! از نزد او كه آمديم، مثل يك جوجه شده بود و هرچه مى خورد، دفع مى كرد. پيامبر خدا به عدّه اى از يارانش فرمود: «از برادرتان عيادت كنيد». ما به همراه پيامبر خدا به عيادت او رفتيم. ابو بكر و عمر هم در آن جمع بودند. چون بر او در آمديم، ديديم همان گونه است كه به ما گفته شده بود. پيامبر خدا فرمود: «حالت چگونه است؟». گفت: هرچه مى خورم، دفع مى كنم. فرمود: «چرا به اين روز افتادى؟». گفت: اى پيامبر خدا! روزى به تو برخوردم. مشغول خواندن نماز مغرب بودى و من هم به تو اقتدا كردم و سوره «قارعه. چيست قارعه» تا آخرش «آتشى است سوزنده» را قرائت مى كردى. من گفتم: خدايا! اگر گناهى دارم كه به واسطه آن، مرا در آخرت عذاب خواهى كرد، كيفر آن را در همين دنيا به من بچشان. اين بلا بر من آمد كه مى بينى. پيامبر خدا فرمود: «بد چيزى گفته اى. چرا از خدا درخواست نكردى كه در دنيا و در آخرت به تو نيكى دهد و از عذاب آتش، نگاهت دارد؟!». پس، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود كه اين گونه دعا كند. آن مرد هم چنان دعا كرد و پيامبر صلى الله عليه و آله نيز همين گونه دعا كرد. او سرِحال شد و از جا برخاست، چنان كه گويى بند از پايش باز شده باشد.