حدیث دربارهآنچه درباره على و يازده تن از فرزندان او روايت شده است

رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: يا عَلِيُّ، أنَا وأنتَ وَابناكَ الحَسَنُ والحُسَينِ، وتِسعَةٌ مِن وُلدِ الحُسَينِ، أركانُ الدّينِ، ودَعائِمُ الإسلامِ، مَن تَبِعنَا نَجا ومَن تَخَلَّفَ عَنَّا فإِلَى النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به على عليه السلام ـ: اى على! من و تو و دو پسرت حسن و حسين و نُه تن از نسل حسين، اركان دين و تكيه گاه هاى اسلام هستيم. هر كه از ما پيروى كند، رهايى مى يابد و هر كه از ما روى بگردانَد، به سوى آتش ره مى سپارد.
۱.الأمالي للمفيد: ص 217 ح 4 عن جابر بن يزيد عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 36 ص 272 ح 93.

احادیث دیگر این موضوع

۶
امام حسين عليه السلام:مردى خدمت او (يعنى امير مؤمنان) آمد و گفت: اى ابو الحسن! تو را امير مؤمنان مى خوانند. چه كسى تو را بر ايشان، امير كرده است؟ فرمود: «خداوند عز و جل مرا بر آنان، امير كرده است». آن مرد نزد پيامبر خدا آمد و گفت: اى پيامبر خدا! آيا على راست مى گويد كه خدا او را بر خلقش امير كرده است؟ پيامبر صلى الله عليه و آله در خشم شد و فرمود: «على با ولايت از جانب خداوند عز و جل اميرِ مؤمنان است. لواى اميرى او را از فراز عرشِ خود براى او بست و فرشتگان را بر آن، گواه گرفت. على، خليفه خدا و حجّت خداست. او پيشواى مسلمانان است. اطاعت از او، مقرون به اطاعت از خدا و نافرمانى از او، مقرون به نافرمانى از خداست. هر كه او را نشناسد، مرا نشناخته است و هر كه او را بشناسد، مرا شناخته است. هر كه امامت او را انكار كند، نبوّت مرا انكار كرده است و هر كه اميرىِ او را نفى كند، رسالت مرا نفى كرده است. هر كه برترى او را رد كند، از من كاسته است و هر كه با او بجنگد، با من جنگيده است. هر كه او را دشنام دهد، به من دشنام داده است؛ چرا كه او از من است، از سرشت من آفريده شده است، و او شوهر دخترم فاطمه، و پدر دو فرزندم حسن و حسين است». سپس فرمود: «من و على و فاطمه و حسن و حسين و نُه تن از نسل حسين، حجّت هاى خدا بر خلق او هستيم. دشمنان ما دشمنان خدا و دوستان ما دوستان خدايند».
امام رضا عليه السلامـ از پدرانش عليهم السلام ـ: پيامبر خدا فرمود: «هر كس دوست دارد كه به دين من چنگ زند و پس از من، بر كشتى نجات بنشيند، به على بن ابى طالب، اقتدا كند و با دشمن او دشمنى و با دوست او دوستى ورزد؛ چرا كه او هم در زندگى و هم پس از مرگم، وصىّ من و جانشين من در ميان امتّم است. او پيشواى هر مسلمانى و امير هر مؤمنى پس از من است. سخن او، سخن من است و فرمان او، فرمان من و نهى او، نهى من. پيرو او، پيروِ من است و ياور او، ياور من. آن كه از يارى او دست كشد، از يارى دادن به من، دست كشيده است». سپس فرمود: «هر كس، پس از من، از على جدا شود، در روز قيامت، نه او مرا مى بيند و نه من او را مى بينم. هر كس با على مخالفت ورزد، خداوند، بهشت را بر او حرام مى گردانَد و جايگاهش را آتش قرار مى دهد و اين، بد فرجامى است. هر كس على را تنها گذارَد، خداوند، او را در آن روزى كه به پيشگاهش مى روند، تنها مى گذارد و هر كس على را يارى دهد، خداوند، او را در روزى كه به ملاقاتش مى رود، يارى مى رساند و هنگام پرسش، حجّتش را به او القا مى كند». سپس فرمود: «حسن و حسين، پس از پدرشان، پيشوايان امّت من و سَروَر جوانان بهشت اند. مادرشان، سَروَر بانوان جهان است و پدرشان، سَروَر اوصيا. از نسل حسين، نُه امام است كه نهمين آنان، قائم از فرزندان من است. فرمانبَرى از آنان، فرمانبَرى از من است و نافرمانى آنان، نافرمانى من. از انكار كنندگانِ فضيلت و برترى آنان و از كسانى كه پس از من، حرمت ايشان را زير پا گذارند، به خدا شِكوه مى كنم. حمايت و ياورى خدا از عزّتم و امامان امّتم، خود، كافى است، و براى انتقام گرفتن از منكرانِ حقّ آنان، او بسنده است «و به زودى كسانى كه ستم كردند، بدانند كه به چه بازگشتگاهى باز خواهند گشت» .