حدیث دربارهآنچه درباره على و يازده تن از فرزندان او روايت شده است

الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام: قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: مَن أحَبَّ أن يَتَمَسَّكَ بِديني، ويَركَبَ سَفينَةَ النَّجاةِ بَعدي، فَليَقتَدِ بِعَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ، وَليُعادِ عَدُوَّهُ، وَليُوالِ ولِيَّهُ، فَإِنَّهُ وصِيّي وخَليفَتي عَلى اُمَّتي في حَياتي وبَعدَ وَفاتي، وهُوَ إمامُ كُلِّ مُسلِمٍ، وأميرُ كُلِّ مُؤمِنٍ بَعدي، قَولُهُ قَولي، وأمُرهُ أمري، ونَهيُهُ نَهيي، وتابِعُهُ تابِعي، وناصِرُهُ ناصِري، وخاذِلُهُ خاذِلي. ثُمَّ قالَ صلى الله عليه و آله: مَن فارَقَ عَلِيّا بَعدي لَم يَرَني ولَم أرَهُ يَومَ القِيامَةِ، ومَن خالَفَ عَلِيّا حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ الجَنَّةَ وجَعَلَ مَأواهُ النّارَ وبِئسَ المَصيرُ. ومَن خَذَلَ عَلِيّا خَذَلَهُ اللّهُ يَومَ يُعرَضُ عَلَيهِ، ومَن نَصَرَ عَلِيّا نَصَرَهُ اللّهُ يَومَ يَلقاهُ ولَقَّنَهُ حُجَّتَهُ عِندَ المُساءَلَةِ. ثُمَّ قال صلى الله عليه و آله: الحَسَنُ والحُسَينُ إماما اُمَّتي بَعدَ أبيهِما، وسَيِّدا شَبابِ أهلِ الجَنَّةِ، واُمُّهُما سَيِّدةُ نِساءِ العالَمينَ، وأبوهُما سَيِّدُ الوَصِيّينَ. ومِن وُلدِ الحُسَينِ تِسعَةُ أئمَّةٍ، تاسِعُهُمُ القائِمُ مِن وُلدي، طاعَتُهُم طاعَتي ومَعصِيَتُهُم مَعصِيَتي، إلَى اللّهِ أشكُو المُنكِرينَ لِفَضلِهِم، والمُضَيِّعينَ لِحُرمَتِهِم بَعدي، وكَفى بِاللّهِ ولِيّا وناصِرا لِعِترَتي، وأئِمَّةِ اُمَّتي، ومُنتَقِما مِنِ الجاحِدِينَ لِحَقِّهِم، وسَيَعلَمُ الَّذينَ ظَلَموا أيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبونَ. ۱
امام رضا عليه السلامـ از پدرانش عليهم السلام ـ: پيامبر خدا فرمود: «هر كس دوست دارد كه به دين من چنگ زند و پس از من، بر كشتى نجات بنشيند، به على بن ابى طالب، اقتدا كند و با دشمن او دشمنى و با دوست او دوستى ورزد؛ چرا كه او هم در زندگى و هم پس از مرگم، وصىّ من و جانشين من در ميان امتّم است. او پيشواى هر مسلمانى و امير هر مؤمنى پس از من است. سخن او، سخن من است و فرمان او، فرمان من و نهى او، نهى من. پيرو او، پيروِ من است و ياور او، ياور من. آن كه از يارى او دست كشد، از يارى دادن به من، دست كشيده است». سپس فرمود: «هر كس، پس از من، از على جدا شود، در روز قيامت، نه او مرا مى بيند و نه من او را مى بينم. هر كس با على مخالفت ورزد، خداوند، بهشت را بر او حرام مى گردانَد و جايگاهش را آتش قرار مى دهد و اين، بد فرجامى است. هر كس على را تنها گذارَد، خداوند، او را در آن روزى كه به پيشگاهش مى روند، تنها مى گذارد و هر كس على را يارى دهد، خداوند، او را در روزى كه به ملاقاتش مى رود، يارى مى رساند و هنگام پرسش، حجّتش را به او القا مى كند». سپس فرمود: «حسن و حسين، پس از پدرشان، پيشوايان امّت من و سَروَر جوانان بهشت اند. مادرشان، سَروَر بانوان جهان است و پدرشان، سَروَر اوصيا. از نسل حسين، نُه امام است كه نهمين آنان، قائم از فرزندان من است. فرمانبَرى از آنان، فرمانبَرى از من است و نافرمانى آنان، نافرمانى من. از انكار كنندگانِ فضيلت و برترى آنان و از كسانى كه پس از من، حرمت ايشان را زير پا گذارند، به خدا شِكوه مى كنم. حمايت و ياورى خدا از عزّتم و امامان امّتم، خود، كافى است، و براى انتقام گرفتن از منكرانِ حقّ آنان، او بسنده است «و به زودى كسانى كه ستم كردند، بدانند كه به چه بازگشتگاهى باز خواهند گشت» .
۱.كمال الدين: ص 260 ح 6 عن الحسين بن خالد، بحار الأنوار: ج 36 ص 254 ح 70.

احادیث دیگر این موضوع

۶
امام حسين عليه السلام:مردى خدمت او (يعنى امير مؤمنان) آمد و گفت: اى ابو الحسن! تو را امير مؤمنان مى خوانند. چه كسى تو را بر ايشان، امير كرده است؟ فرمود: «خداوند عز و جل مرا بر آنان، امير كرده است». آن مرد نزد پيامبر خدا آمد و گفت: اى پيامبر خدا! آيا على راست مى گويد كه خدا او را بر خلقش امير كرده است؟ پيامبر صلى الله عليه و آله در خشم شد و فرمود: «على با ولايت از جانب خداوند عز و جل اميرِ مؤمنان است. لواى اميرى او را از فراز عرشِ خود براى او بست و فرشتگان را بر آن، گواه گرفت. على، خليفه خدا و حجّت خداست. او پيشواى مسلمانان است. اطاعت از او، مقرون به اطاعت از خدا و نافرمانى از او، مقرون به نافرمانى از خداست. هر كه او را نشناسد، مرا نشناخته است و هر كه او را بشناسد، مرا شناخته است. هر كه امامت او را انكار كند، نبوّت مرا انكار كرده است و هر كه اميرىِ او را نفى كند، رسالت مرا نفى كرده است. هر كه برترى او را رد كند، از من كاسته است و هر كه با او بجنگد، با من جنگيده است. هر كه او را دشنام دهد، به من دشنام داده است؛ چرا كه او از من است، از سرشت من آفريده شده است، و او شوهر دخترم فاطمه، و پدر دو فرزندم حسن و حسين است». سپس فرمود: «من و على و فاطمه و حسن و حسين و نُه تن از نسل حسين، حجّت هاى خدا بر خلق او هستيم. دشمنان ما دشمنان خدا و دوستان ما دوستان خدايند».