حدیث دربارهكلّياتى درباره وظايف امام

رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِمُعاذٍ لَمّا بَعَثَهُ إلَى اليَمَنِ ـ: يا مُعاذُ! عَلِّمهُم كِتابَ اللّهِ، وأحسِن أدَبَهُم عَلَى الأَخلاقِ الصَّالِحَةِ، وأنزِلِ النّاسَ مَنازِلَهُم؛ خَيرَهُم وشَرَّهُم، وأنفِذ فيهِم أمرَ اللّهِ، و لا تُحاشِ في أمرِهِ ولا مالِهِ أحَدا، فَإِنَّها لَيسَت بِوِلايَتِكَ ولا مالِكَ، وأَدِّ إلَيهِمُ الأَمانَةَ في كُلِّ قَليلٍ و كَثيرٍ. وعَلَيكَ بِالرِّفقِ وَالعَفوِ في غَيرِ تَركٍ لِلحَقِّ! يَقولُ الجاهِلُ: قَد تَرَكتَ مِن حَقِّ اللّهِ، وَاعتَذِر إلى أهلِ عَمَلِكَ مِن كُلِّ أمرٍ خَشيتَ أن يَقَعَ إلَيكَ مِنهُ عَيبٌ ۱ حَتّى يَعذِروكَ، وأمِت أمرَ الجاهِلِيَّةِ إلّا ما سَنَّهُ الإِسلامُ، وأظهِر أمرَ الإِسلامِ كُلَّهُ صَغيرَهُ وكَبيرَهُ، وَليَكُن أكثَرُ هَمِّكَ الصَّلاةَ، فَإِنَّها رأسُ الإِسلامِ بَعدَ الإِقرارِ بِالدّينِ، وذَكِّرِ النّاسَ بِاللّهِ وَاليَومِ الآخِرِ، وَاتَّبِعِ المَوعِظَةَ، فَإِنَّهُ أقوى لَهُم عَلَى العَمَلِ بِما يُحِبُّ اللّهُ، ثُمَّ بُثَّ فيهِمُ المُعَلِّمينَ، وَاعبُدِ اللّهَ الَّذي إلَيهِ تَرجِعُ، ولا تَخَف فِي اللّهِ لَومَةَ لائِمٍ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به مُعاذ، در هنگام فرستادن او به يمن ـ: اى مُعاذ! كتاب خدا را بديشان بياموز و آنان را بر خوى هاى نيك، پرورش ده و هر يك از مردم را در جايگاه خود بنشان، نيك باشند يابد، ۳ و فرمان خدا را درباره آنان به كار بند و در زمينه فرمان او و اموال او از هيچ كس هراس مدار؛ زيرا كه اينها در اختيار تو و مال تو نيست، و امانت را در هر كم و بيشى، به آنان باز گردان. بر تو باد نرمش و بخشايش، جز در مورد فرو نهادن حق كه نادان بگويد: «حق خدا را فرو گذاشتى». در هر كارى كه ترسيدى از آن بر تو خُرده گرفته شود، دليل انجام دادن آن را براى كارگزارانت بگو تا تو را معذور بدارند [و بى جهت بر تو خُرده نگيرند]. روش هاى جاهليت را از ميان بردار، مگر آنچه را اسلام روا شمرده است، و اوامر اسلام را سراسر، از خُرد و كلان، زنده بدار. بيشترين اهتمامت به نماز باشد؛ زيرا كه نماز، پس از اقرار به دين، در رأس احكام اسلام است. خدا و فرداى قيامت را همواره به مردم يادآور شو و پياپى، اندرز ده، كه اين كار آنان را در به كار بستن آنچه خدا دوست مى دارد، تواناتر مى سازد. ديگر آن كه، همه جا آموزگارانى در ميان ايشان بگمار و بندگى و پرستش آن خدايى را كن كه به سوى او باز مى گردى و در راه خدا، از سرزنش هيچ سرزنشگرى باك مدار.
۱.فى تاريخ دمشق: «. في كُلِّ أمرٍ خَشيتَ أن يَقَعَ في أنفُسِهِم عَلَيكَ عَتبٌ.».
۲.تحف العقول: ص 25، بحار الأنوار: ج 77 ص 126 ح 33 و راجع: كنز العمّال: ج 10 ص 595 ح 30292.
۳.. يعنى: هر كس را در مقام و مرتبه اى كه شايسته آن است قرار بده و با هر يك، چنان كه درخور اوست، رفتار كن.

احادیث دیگر این موضوع

۵