كلّياتى درباره وظايف امام

6 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِمُعاذٍ لَمّا بَعَثَهُ إلَى اليَمَنِ ـ: يا مُعاذُ! عَلِّمهُم كِتابَ اللّهِ، وأحسِن أدَبَهُم عَلَى الأَخلاقِ الصَّالِحَةِ، وأنزِلِ النّاسَ مَنازِلَهُم؛ خَيرَهُم وشَرَّهُم، وأنفِذ فيهِم أمرَ اللّهِ، و لا تُحاشِ في أمرِهِ ولا مالِهِ أحَدا، فَإِنَّها لَيسَت بِوِلايَتِكَ ولا مالِكَ، وأَدِّ إلَيهِمُ الأَمانَةَ في كُلِّ قَليلٍ و كَثيرٍ. وعَلَيكَ بِالرِّفقِ وَالعَفوِ في غَيرِ تَركٍ لِلحَقِّ! يَقولُ الجاهِلُ: قَد تَرَكتَ مِن حَقِّ اللّهِ، وَاعتَذِر إلى أهلِ عَمَلِكَ مِن كُلِّ أمرٍ خَشيتَ أن يَقَعَ إلَيكَ مِنهُ عَيبٌ ۱ حَتّى يَعذِروكَ، وأمِت أمرَ الجاهِلِيَّةِ إلّا ما سَنَّهُ الإِسلامُ، وأظهِر أمرَ الإِسلامِ كُلَّهُ صَغيرَهُ وكَبيرَهُ، وَليَكُن أكثَرُ هَمِّكَ

پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به مُعاذ، در هنگام فرستادن او به يمن ـ: اى مُعاذ! كتاب خدا را بديشان بياموز و آنان را بر خوى هاى نيك، پرورش ده و هر يك از مردم را در جايگاه خود بنشان، نيك باشند يابد، ۳ و فرمان خدا را درباره آنان به كار بند و در زمينه فرمان او و اموال او از هيچ كس هراس مدار؛ زيرا كه اينها در اختيار تو و مال تو نيست، و امانت را در هر كم و بيشى، به آنان باز گردان. بر تو باد نرمش و بخشايش، جز در مورد فرو نهادن حق كه نادان بگويد: «حق خدا را فرو گذاشتى». در هر كارى كه ترسيدى از آن بر تو خُرده گرفته شود، دليل انجام دادن آن را براى كارگزارانت بگو تا تو را معذور بدارند [و بى جهت بر تو خُرده نگيرند]. روش هاى جاهليت را از ميان بردار، مگر آنچه را اسلام روا شمرده است، و اوامر اسلام را

۱.فى تاريخ دمشق: «. في كُلِّ أمرٍ خَشيتَ أن يَقَعَ في أنفُسِهِم عَلَيكَ عَتبٌ.».
۲.تحف العقول: ص 25، بحار الأنوار: ج 77 ص 126 ح 33 و راجع: كنز العمّال: ج 10 ص 595 ح 30292.
۳.. يعنى: هر كس را در مقام و مرتبه اى كه شايسته آن است قرار بده و با هر يك، چنان كه درخور اوست، رفتار كن.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في وَصِيَّتِهِ لِعَلِيٍّ عليه السلام عِندَما وَجَّهَهُ إلى بَعضِ الوُجوهِ ـ: يا عَلِيُّ، قَد بَعَثتُكَ وأنَا بِكَ ضَنينٌ ۱، فَلا تَدَعَنَّ حَقّا لِغَدٍ فَإِنَّ لِكُلِّ يَومٍ ما فيهِ، وَابرُز لِلنّاسِ، وقَدِّمِ الوَضيعَ عَلَى الشَّريفِ، وَالضَّعيفَ عَلَى القَوِيِّ، وَالنِّساءَ قَبلَ الرِّجالِ، ولا تُدخِلَنَّ أحَدا يَغلِبُكَ عَلى أمرِكَ، وشاوِرِ القُرآنَ فَإِنَّهُ إمامُكَ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به على عليه السلام هنگامى كه او را به يكى از نواحى روانه نمود ـ: اى على! تو را با آن كه برايم بس عزيزى، مى فرستم. پس هيچ وظيفه اى [و كارى] را به فردا وا مگذار، زيرا كه هر روز را كار و وظيفه اى است و براى مردم، نشستِ عمومى بگذار و دونْ پايه را بر بلند پايه و ناتوان را بر قدرتمند و زنان را بر مردان، مقدّم بدار و با كسى كه تو را در كارت سرگردان كند، مشورت مكن و از قرآن، مشورت بخواه، كه قرآن، پيشواى توست.
۱.ضَنَّ بالشيء: بخل، فهو ضَنين (المصباح المنير: ص 365 «ضنن»).
۲.نثر الدرّ: ج 1 ص 158.
عنه صلى الله عليه و آله:عَلَى الوالي خَمسُ خِصالٍ: جَمعُ الفَيءِ ۱ مِن حَقِّهِ، ووَضعُهُ فِي حَقِّهِ، وأن يَستَعينَ عَلى اُمورِهِم بِخَيرِ مَن يَعلَمُ، ولا يُجَمِّرَهُم ۲ فَيُهلِكَهُم، ولا يُؤخِّرَ أمرَهُم لِغَدٍ. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمامدار، پنج وظيفه دارد: گِردآورىِ به جاى فَى ء (اموال عمومى) و هزينه كردن به جاى آن؛ و اين كه براى [تصدّى] امور مردم، از بهترين كسى كه مى شناسد، كمك بگيرد؛ و مردم را [در مرزها و سرزمين دشمن] معطّل نكند؛ و آنها را به نابودى نكشانَد؛ و كار مردم را به فردا نيفكند.
۱.الفَيْءُ: الخَراجُ والغَنيمَةُ (الصحاح: ج 1 ص 63 «فيأ»).
۲.تَجمِيرُ الجيش: جمعهم في الثغور وحبسهم عن العود إلى أهلهم (النهاية: ج 1 ص 292 «جمر»).
۳.كنز العمّال: ج 6 ص 47 ح 14789 عن واثلة و ص 78 ح 14917 عن واصلة وكلاهما نقلاً عن الضعفاء الكبير.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن وَلِيَ مِن أمرِ المُسلِمينَ شَيئا فَأَمَّرَ عَلَيهِم أحَدا مُحاباةً، فَعَلَيهِ لَعنَةُ اللّهِ، لا يَقبَلُ اللّهُ مِنهُ صَرفا ولا عَدلاً حَتّى يُدخِلَهُ جَهَنَّمَ. ومَن أعطى أحَدا حِمَى اللّهِ ۱ فَقَدِ انتَهَكَ في حِمَى اللّهِ شَيئا بِغَيرِ حَقِّهِ، فَعَلَيهِ لَعنَةُ اللّهِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس زمام امرى از امور مسلمان را به دست گيردو كسى را جانبدارانه بر آنان امير گردانَد، لعنت خدا بر او باد! و خداوند، توبه و عدالتى را از او نمى پذيرد تا آن كه به دوزخش بَرَد و هر كس قُرُقگاه خدا را به كسى ببخشد، به قُرُقگاه خداوند، به ناحق تجاوز كرده است و لعنت خدا بر او باد!
۱.حِمَى اللّه ورسوله: ما يُحمى للخيل التي تُرصَد للجهاد، والإبل التي يُحمَل عليها في سبيل اللّه، وإبل الزكاة وغيرها (اُنظر النهاية: ج 1 ص 447 «حما»).
۲.مسند ابن حنبل: ج 1 ص 24 ح 21 عن أبي بكر.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:السُّلطانُ وَلِيُّ مَن لا وَلِيَّ لَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فرمان روا، سرپرست كسانى است كه سرپرستى ندارند.
۱.سنن أبي داوود: ج 2 ص 229 ح 2083 عن عائشة و ج 1 ص 540 ح 2260 عن ابن عبّاس.
تفسير القمي:إنَّما صارَت لِلإِمامِ وَحدَهُ مِنَ الخُمسِ ثَلاثَةُ أسهُمٍ، لِأَنَّ اللّهَ قَد ألزَمَهُ ما أَلزَمَ النَّبِيَّ مِن تَربِيَةِ الأَيتامِ، ومُؤَنِ المُسلِمينَ، وقَضاءِ دُيونِهِم، وَحَملِهِم فِي الحَجِّ وَالجِهادِ، وذلِكَ قَولُ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله لَمّا أنزَلَ اللّهُ عَلَيهِ: «النَّبِىُ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَ أَزْوَ جُهُ أُمَّهَـتُهُمْ» ۱ وهُوَ أبٌ لَهُم، فَلَمّا جَعَلَهُ اللّهُ أباً لِلمُؤمِنينَ لَزِمَهُ ما يَلزَمُ الوالِدَ لِلوَلَدِ. فَقالَ عِندَ ذلِكَ: مَن تَرَكَ مالاً فَلِوَرَثَتِهِ، ومَن تَرَكَ دَينا أو ضَياعا ۲ فَعَلَى الوالي، فَلَزِمَ الإِمامَ ما لَزِمَ الرَّسولَ، فَلِذلِكَ صارَ لَهُ مِنَ الخُمسِ ثَلاثَةُ أسهُمٍ. ۳

تفسير القمّى:علّت آن كه سه سهم از خمس، تنها به امامْ اختصاص يافته، آن است كه خداوند، او را همانند پيامبر، ملزم به سرپرستى و تربيت يتيمان، و تأمين هزينه مسلمانان، پرداخت بدهى آنان و بُردنشان به حج و جهاد كرده است. اين، فرموده پيامبر خداست آن گاه كه خداوند، اين آيه را به او فرو فرستاد: «پيامبر، نسبت به مؤمنان، از خودشان سزاوارتر است و همسرانش مادران ايشان اند» . و او پدر آنان است. پس چون خداوند او را پدرِ مؤمنان قرار داد، همان وظيفه را يافت كه پدر نسبت به فرزند دارد». در اين هنگام فرمود: «هر كس از خود، دارايى اى بر جاى گذارَد، از آنِ وارثان اوست و هر كس بدهكارى يا عائله اى برجاى گذارد، [پرداخت بدهكارى و سرپرستى عائله] بر عهده زمامدار است. بنا بر اين، امام، همان وظيفه اى را دارد كه پيامبر

۱.الأحزاب: 6.
۲.الضَّياعُ: العِيالُ (النهاية: ج 3 ص 107 «ضيع»).
۳.تفسير القمّي: ج 1 ص 278، بحار الأنوار: ج 96 ص 198 ح 3.