حدیث دربارهقرآن

رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا قِيلَ لَهُ: اُمَّتُكَ سَتُفتَتَنُ، فَسُئلَ: ما المَخرَجُ مِن ذلكَ؟ ـ: كتابُ اللّهِ العَزيزُ، الذي لا يَأتيهِ الباطِلُ مِن بَينِ يَدَيهِ ولا مِن خَلفِهِ، تَنزيلٌ مِن حَكيمٍ حَميدٍ، مَنِ ابتَغَى العِلمَ في غَيرِهِ أضَلَّهُ اللّهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ وقتى به ايشان گفته شد: به زودى امّت تو گرفتار فتنه خواهند شد. راه خلاص از آن چيست؟ ـ: كتاب گرامى خدا، همان كه باطل، نه از پيش و نه از پس، بدو راه نيابد، فرود آمده از سوى فرزانه اى ستوده است. هر كه علم را جز در قرآن بجويد، خداوند، گم راهش مى كند.
۱.تفسير العيّاشي: ج 1 ص 6 ح 11 عن الإمام الحسن عليه السلام راجع: تمام الحديث.

احادیث دیگر این موضوع

۳
امام على عليه السلام:پيامبر خدا در سخنرانى اى فرمود: «در زيستن، خيرى نيست، مگر براى شنونده فهميده يا داناى گويا. اى مردم! شما در زمان آرامش هستيد و شما را به شتاب مى برند. شاهديد كه شب و روز، هر جديدى را كهنه مى كنند و هر دورى را نزديك مى گردانند و هر وعده اى را به سر مى آورند. پس، براى ميدان مسابقه دور ودرازى كه در پيش داريد، آماده كوشش گرديد». مقداد گفت: اى پيامبر خدا! آرامش يعنى چه؟ فرمود: «[دنيا، سراى] آزمايش و سپرى شدن است. پس، هرگاه كارها همچون پاره هاى شبِ تار بر شما مشتبه و مبهم گشت، به قرآن روى آوريد كه آن، شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته است و شاكى و خصمى است كه شكايتش قبول مى شود. هر كه آن را فرا روى خود قرار دهد، او را به سوى بهشت مى كشانَد و هركه پشت سرش اندازد، او را به دوزخ مى كشاند. قرآن، راه نماى به سوى بهترين راه است. جدا كننده [ى ميان حق و باطل] است و شوخى نيست. ظاهرى دارد و باطنى. ظاهرش، حكم و دستور است و باطنش، دانشى ژرف. شگفتى هاى دريايش بى شمار است و دانايانش از آن، سير نمى شوند. قرآن، ريسمان محكم خداست. قرآن، راه راست است. در قرآن است چراغ هاى هدايت و پرتوگاه هاى حكمت. قرآن، راه نماى به حجّت است.
امام على عليه السلام:پيامبر خدا در سخنرانى اى فرمود: «اى مردم! شما در زمان صلح [و آرامش] هستيد و بر مَركب سفر، سواريد و شتابان، شما را به پيش مى برَد. شاهد بوده ايد كه شب و روز و خورشيد و ماه، هر جديدى را كهنه مى كنند و هر دورى را نزديك مى گردانند و هر وعده و وعيدى را به انجام مى رسانند. پس، براى پيمودن اين صحراى دور و دراز، زاد و توشه فراهم آوريد». مقداد بن اسودِ كندى برخاست و گفت: اى پيامبر خدا! مى فرمايى چه كنيم؟ فرمود: «دنيا، سراى بلا و ابتلا و به سر آمدن و نيست شدن است. پس، هر گاه كارها همچون پاره هاى شب تار بر شما تاريك و شبهه ناك شد، به قرآن روى آوريد؛ زيرا قرآن، شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته است و شاكى و خصمى است كه شكايتش قبول مى شود. هر كه قرآن را فرا روى خود قرار دهد، او را به سوى بهشت مى كشاند و هر كه آن را پشت سر خويش نهد، به سوى دوزخش مى كشاند. قرآن، ره نمايى است كه راه را نشان مى دهد. قرآن، كتاب تفصيل و روشنگرى و تحصيل [حقايق]است. جدا كننده ميان حق و باطل است و شوخى بردار نيست. ظاهرى دارد و باطنى. ظاهرش، حكم و دستور خداست و باطنش، علم خداوند متعال. پس، ظاهر آن، محكم و استوار است و باطنش ژرفايى دارد و ژرفاهايش ژرفا دارد. شگفتى هايش بى شمار است و عجايب و غرايبش، كهنه و تمام نمى شوند. چراغ هاى هدايت و پرتوگاه هاى حكمت، در قرآن است. براى كسى كه انصاف داشته باشد، راه نماى به سوى معرفت و شناخت است. پس بايد آدمى دقّت نظر كند و انصاف را پيشِ چشمش آورد، تا از هلاكت، رهايى يابد و از تنگنا به در آيد؛ زيرا انديشيدن، مايه حيات دلِ شخص بينا و بابصيرت است، همچنان كه آدمى در پرتو نور چراغ، در تاريكى ها راه مى پيمايد و نيكو مى رَهد و كم [در شبهات و تاريكى ها] درنگ مى كند».