حدیث دربارهدادگر

الإمام الصّادق عليه السلام:كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُقَسِّمُ لَحَظاتِهِ بَينَ أصحابِهِ، يَنظُرُ إلى ذا ويَنظُرُ إلى ذا بالسَّوِيَّةِ. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا، نگاه هاى خود را ميان اصحابش تقسيم مى كرد وبه اين و آن، يكسان مى نگريست.
۱.الكافي: ج 8 ص 268 ح 393 عن جميل، بحار الأنوار: ج 16 ص 259 ح 47.

احادیث دیگر این موضوع

۱
امام على عليه السلام:يك نفر يهودى از پيامبر خدا چند دينار، طلبكار بود و آنها را مطالبه كرد. [پيامبر صلى الله عليه و آله]فرمود: «اى مرد يهودى! فعلاً چيزى ندارم كه به تو بدهم». او گفت: اى محمّد! رهايت نمى كنم تا طلبم را بپردازى. پيامبر خدا فرمود: «پس، من هم با تو مى نشينم». و در كنار او آن قدر نشست كه در همان جا نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا و صبح را خواند. اصحاب پيامبر خدا، آن مرد را تهديد مى كردند. پيامبر صلى الله عليه و آله به آنان نگاه كرد و فرمود: «با او چه مى كنيد؟!». گفتند: اى پيامبر خدا! يك نفر يهودى، شما را نگه دارد؟! فرمود: «پروردگارم عز و جل مرا مبعوث نكرده است كه به مُعاهِد و غير مُعاهِد، ستم كنم». چون روزْ بالا آمد، مرد يهودى گفت: گواهى مى دهم كه هيچ خدايى جز اللّه نيست و گواهى مى دهم كه محمّد، بنده و فرستاده اوست. نصف مالم را در راه خدا دادم. به خدا سوگند، اين كار را با تو نكردم، مگر براى اين كه اوصافى را كه از تو در تورات آمده است، امتحان كنم. من، اوصاف تو را در تورات، چنين خوانده ام: محمّد بن عبد اللّه، زادگاهش مكّه است و هجرتگاهش طَيْبه. نه تندخوست و نه خشن و نه داد و بيدادْ راه مى اندازد و نه زبانش را به فحش و ناسزا مى آلايد. اكنون، من گواهى مى دهم كه هيچ خدايى جز اللّه نيست و تو فرستاده خدا هستى و اينك، اموال من در اختيار شماست و هر گونه كه خداوند دستور داده، درباره آن حكم فرما. آن مرد يهودى، مال و ثروت بسيارى داشت.