حدیث دربارهمعناى خوش بختى و بدبختى نوزاد ، قبل از تولّد

سنن الترمذي عن عمر بن الخطّاب:لَمّا نَزَلَت هذِهِ الآيَةُ: «فَمِنْهُمْ شَقِىٌّ وَ سَعِيدٌ» ۱ سَأَلتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقُلتُ: يا نَبِيَّ اللّهِ فَعلى ما نَعمَلُ؟ عَلى شَيءٍ قَد فُرِغَ مِنهُ أو عَلى شَيءٍ لَم يُفرَغ مِنهُ؟ قالَ: بَل عَلى شَيءٍ قَد فُرِغَ مِنهُ وجَرَت بِهِ الأَقلامُ يا عُمَرُ، ولكِن كُلٌّ مُيَسَّرٌ لِما خُلِقَ لَهُ. ۲
سنن الترمذىـ به نقل از عمر بن خطّاب ـ: وقتى اين آيه نازل شد: «پس، بعضى از آنان تيره بخت اند و [برخى]نيك بخت» ، از پيامبر خدا پرسيدم و گفتم: اى پيامبر خدا! بر چه چيز عمل كنيم: بر چيزى كه [خدا] از تقدير آن فراغت يافته است، يا بر چيزى كه هنوز از تقديرش فارغ نشده است؟ فرمود: «اى عمر! بلكه بر چيزى كه مقدّر شده و قلم ها آن را نوشته اند؛ ليكن هر كس براى آنچه به خاطرش آفريده شده، موفّق مى شود».
۱.هود: 105.
۲.سنن الترمذي: ج 5 ص 289 ح 3111.

احادیث دیگر این موضوع

۴
التوحيدـ به نقل از عبد اللّه بن سلام ـ: از پيامبر خدا پرسيدم و گفتم: مرا آگاه ساز كه آيا خداوند عز و جل بى دليل، مردمى را كيفر مى دهد؟ فرمود: «پناه بر خدا! [چنين نيست]». گفتم: پس فرزندان مشركان، آيا در بهشت اند يا در دوزخ؟ فرمود: «خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به آنان سزاوارتر است. هر گاه روز رستاخيز شد و خداوند عز و جل مردمان را براى داورى گرد آورد، فرزندان مشركان را مى آورد و به آنان مى فرمايد: بندگان و كنيزان من! پروردگار شما كيست؟ و آيين و اعمال شما چيست؟. مى گويند: خدايا! پروردگار ما! تو ما را آفريدى و ما چيزى را نيافريده ايم، و تو ما را ميراندى و ما چيزى را نميرانده ايم، و براى ما زبانى كه بِدان سخن بگوييم و گوشى كه بِدان بشنويم و كتابى كه آن را قرائت كنيم و فرستاده اى كه از او پيروى نماييم، قرار ندادى و البتّه ما، جز آنچه تو به ما آموخته اى، دانشى نداريم. خداوند عز و جل به آنان مى فرمايد: بندگان و كنيزان من! آيا اگر شما را به كارى فرمان دهم، آن را انجام مى دهيد؟. مى گويند: گوش به فرمان توييم، اى پروردگار ما! آن گاه خداوند عز و جل به آتشى كه به آن، فَلَق گفته مى شود و سخت ترين كيفر در جهنّم است، فرمان مى دهد و آن از جايگاه خود به صورت سياه و تاريك همراه با غل ها و زنجيرها بيرون مى آيد. خداوند عز و جل به آن دستور مى دهد كه در چهره مردمان، دَمى بدمد. آن هم مى دَمَد و از شدّت دَم آن، آسمان، پاره مى گردد و ستارگان، ناپديد مى شوند و درياها منجمد و كوه ها محو و ديدگان، كور مى گردند و بارداران، وضع حمل مى نمايند و نوزادان از ترس آن در روز رستاخيز، پير مى گردند. سپس خداوند ـ تبارك و تعالى ـ كودكان مشركان را فرمان مى دهد كه خودشان را در اين آتش بيفكنند. هر كه در دانش خداوند عز و جل پيشينه نيك بختى داشته باشد، خود را در آن مى افكند؛ ولى آن آتش براى او سرد و سلامت است، همچنان كه براى ابراهيم عليه السلام بود، و هر كه در دانش خداوند عز و جل پيشينه تيره بختى داشته باشد، خوددارى مى كند و خود را در آن آتش نمى افكند. آن گاه خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به آتش فرمان مى دهد و آتش، او را به خاطر اين كه فرمان خدا را ترك كرده و از وارد شدن در آن خوددارى نموده است، مى بلعد. پس به دنبال پدرانش، در جهنّم خواهد بود و اين، [معناى]سخن خداوند عز و جل است كه: «آن گاه بعضى از آنان تيره بخت اند و [برخى]نيك بخت: كسانى كه تيره بخت شده اند، در آتش، فرياد و ناله اى دارند [و] تا آسمان ها و زمين برجايند، در آن، ماندگار خواهند بود، مگر آن كه پروردگارت چيزى [ديگر] بخواهد، كه پروردگار تو، همان مى كند كه بخواهد. و كسانى كه نيك بخت شده اند، تا آسمان ها و زمين برجايند، در بهشت، جاودان خواهند بود، مگر آن كه پروردگارت چيزى [ديگر]بخواهد، كه [اين،]بخششى است كه بريدنى نيست» ».