ويژگى هاى پيامبران
18 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّا مَعاشِرَ الأنبياءِ اُمِرنا أن نُكلِّمَ النّاسَ على قَدرِ عُقولِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ما جماعت پيامبران، فرمان داريم كه با مردم، به فراخورِ فهم و خِردهايشان سخن بگوييم.
۱.الكافي: ج 1 ص 23 ح 15 عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 77 ص 140 ح 19.
عنه صلى الله عليه و آله:لم يَبعَثِ اللّهُ عز و جل نَبيّا إلّا بِلُغَةِ قَومِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل هيچ پيامبرى را جز به زبان قومش برنينگيخت.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 474 ح 32228 نقلاً عن مسند ابن حنبل عن أبي ذرّ.
الإمام الصّادق عليه السلام:ما كلّمَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله العِبادَ بكُنهِ عَقلِهِ قَطُّ، قالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إنّا مَعاشِرَ الأنبياءِ اُمِرنا أن نُكلِّمِ النّاسَ على قدرِ عُقولِهِم. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا، هيچ گاه به اندازه ژرفاى خِرد خود، با بندگان سخن نگفت. پيامبر خدا فرمود: «ما جماعت پيامبران، دستور داريم كه با مردم، به فراخور فهم و خِردهايشان سخن بگوييم».
۱.الكافي: ج 8 ص 268 ح 394، بحار الأنوار: ج 16 ص 280 ح 122.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما بَعَثَ اللّهُ نَبيّا إلّا شابّا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد، مگر اين كه جوان بود.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 475 ح 32233 عن ابن عبّاس.
عنه صلى الله عليه و آله:الأنبياءُ تَنامُ أعيُنُهُم ولا تَنامُ قُلوبُهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پيامبران، چشم هايشان مى خوابد؛ امّا دل هايشان نمى خوابد.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 477 ح 32248 نقلاً عن الديلمي عن أنس.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّا مَعاشِرَ الأنبياءِ تَنامُ أعيُنُنا ولا تَنامُ قُلوبُنا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ما جماعت پيامبران، چشم هايمان مى خوابد؛ امّا دل هايمان نمى خوابد.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 425 ح 31993 نقلاً عن ابن سعد.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّا مَعاشِرَ الأنبياءِ تَنامُ عُيونُنا ولا تَنامُ قُلوبُنا، ونَرى مِن خَلفِنا كما نَرى مِن بَينِ أيدِينا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ما گروه پيامبران، چشمانمان مى خوابد؛ امّا دل هايمان نمى خوابد و پشت سر خود را نيز، همچون پيش رويمان مى بينيم.
۱.بصائر الدرجات: ص 420 ح 8 عن زراره عن الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ج 16 ص 172 ح 7.
عنه صلى الله عليه و آله:تَنامُ عَيناي ولا يَنامُ قَلبي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چشمانم مى خوابد؛ امّا دلم نمى خوابد.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 477 ح 32249 نقلاً عن عبدالرزّاق عن عائشة.
عنه صلى الله عليه و آله:لا يَنبَغي لِنَبيٍّ إذا أخَذَ آلاتِ الحَربِ فأذّنَ في النّاسِ بالخُروجِ إلَى العَدُوِّ أن يَرجِعَ حتّى يُقاتِلَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ پيامبرى را نسزد كه چون جنگ افزار بردارد و در ميان مردم، اعلان حركت به سوى دشمن دهد، [از تصميم خود] برگردد تا اين كه بجنگد.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 477 ح 32251 نقلاً عن صحيح مسلم.
عنه صلى الله عليه و آله:ما يَنبَغي لِنَبيٍّ أن يَضَعَ أداتَهُ بعدَ أن لَبِسَها حتّى يَحكُمَ اللّهُ عز و جل بَينَهُ وبَينَ عَدُوِّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه پيامبرى لباس رزم بپوشد، او را نسزد كه جنگ افزار بر زمين نهد تا اين كه خداوند عز و جل ميان او و دشمنش داورى كند.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 477 ح 32250 عن ابن عبّاس.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ پيامبرى حق ندارد وقتى جامه رزم پوشيد، آن را بر زمين نهد تا آن كه بجنگد. ۳
۱.ذكر ابن هشام في سيرته في غزوة اُحد:. فلم يَزَل الناس برسول اللّه صلى الله عليه و آله، الذين كان من أمرهم حبُّ لقاء القوم، حتّى دخل رسول اللّه صلى الله عليه و آله بيته فلبس لأمَتَهُ، وذلك يوم الجمعة حين فرغ من الصلاة. ثمّ خرج عليهم، وقد ندم الناس، وقالوا: استكرهنا رسول اللّه صلى الله عليه و آله ولم يكن لنا ذلك.
فلمّا خرج عليهم رسول اللّه صلى الله عليه و آله قالوا: يا رسول اللّه استكرَهناك ولم يكن ذلك لنا، فإن شئت فاقعد صلّى اللّه عليك، فقال رسول اللّه صلى الله عليه و آله: «ماينبغي لنبيّ إذا لبس لأمَتَهُ أن يضعها حتّى يقاتل، فخرج رسول اللّه صلى الله عليه و آله في ألفٍ من أصحابه (سيرة ابن هشام: ج 3 ص 67 و68).
۲.كنز العمال: ج 11 ص 475 ح 32232 عن جابر.
۳.ابن هشام، درباره جنگ اُحُد مى گويد:. كسانى كه شيفته رويارويى با دشمن بودند، همچنان به پيامبر خدا اصرار مى ورزيدند، تا آن كه پيامبر خدا بعد از نماز جمعه ـ آن روز جمعه بود ـ به خانه اش رفت و جامه رزم پوشيد و به ميان مردم آمد؛ امّا مردم، پشيمان شده بودند و مى گفتند: ما پيامبر خدا را مجبور كرديم و نبايد اين كار را مى كرديم. پس چون پيامبر خدا به ميان آنان آمد، گفتند: اى پيامبر خدا! ما شما را بر خلاف ميلتان به اين كار وا داشتيم و نبايد اين كار را مى كرديم. بنا بر اين ـ درود خدا بر شما باد ـ اگر مى خواهيد به جنگ نرويد، اختيار با شماست. امّا پيامبر خدا فرمود: «هيچ پيامبرى را نسزد كه چون جامه رزم پوشيد، آن را فرو گذارد، مگر اين كه بجنگد». پس، پيامبر خدا با هزار تن از اصحاب و ياران خود ره سپار جنگ شد.
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن نَبيٍّ إلّا وقد رَعَى الغَنَمَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ پيامبرى نيست، مگر اين كه گوسفند چرانيده است.
۱.كنز العمال: ج 4 ص 11 ح 9242 نقلاً عن عبد بن عمير.
عنه صلى الله عليه و آله:بُعِثَ داوودُ وهو راعي غَنَمٍ، وبُعِثَ موسى وهو راعي غَنَمٍ، وبُعِثتُ أنا وأنا أرعى غَنَما لأهلي بجِيادٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:داوود مبعوث شد، در حالى كه گوسفندچران بود. موسى مبعوث شد، در حالى كه گوسفندچران بود و من هم زمانى كه مبعوث شدم، براى خانواده خود در جياد، گوسفندچرانى مى كردم.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 494 ح 32326 عن بشر بن حزن النصري.
كنز العمّال عن أبي هريرة عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما بَعَثَ اللّهُ نَبيّا إلّا رَعَى الغَنَمَ. قالوا: وأنتَ يا رسولَ اللّهِ؟ قالَ: وأنا كنتُ أرعاها لأهلِ مكّةَ بالقَرارِيطِ. ۱
كنز العمّالـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا فرمود: «خداوند، هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد، مگر اين كه گوسفند چرانده است».
گفتند: و شما، اى پيامبر خدا؟
فرمود: «من نيز، براى مردم مكّه در قَراريط، چوپانى كرده ام».
۱.كنز العمال: ج 4 ص 11 ح 9243.
قصص الأنبياء عن عمّار:كنتُ أرعى غُنَيمَةَ أهلي، وكانَ محمّدٌ صلى الله عليه و آله يَرعى أيضا، فقلتُ: يا محمّدُ، هَل لكَ في فَخٍّ؛ فإنّي تَرَكتُها رَوضَةَ بَرقٍ؟ قالَ: نَعَم، فجِئتُها مِن الغَدِ وقد سَبَقَني محمّدٌ صلى الله عليه و آله وهُو قائمٌ يَذودُ غَنَمَهُ عنِ الرَّوضَةِ، قالَ: إنّي كُنتُ واعَدتُكَ فكَرِهتُ أن أرعى قَبلَكَ. ۱
قصص الأنبياءـ به نقل از عمّار ـ: من، گوسفندان خانواده خودم را مى چراندم و محمّد صلى الله عليه و آله نيز گوسفند مى چراند. به او گفتم: اى محمّد! مى آيى به فَخ برويم؟ چون من در آن جا چراگاه پُرعلف و شادابى سراغ دارم.
گفت: «آرى».
فردا كه به فخ رفتم، ديدم محمّد صلى الله عليه و آله از من زودتر رفته و ايستاده است و گوسفندانش را از چراگاه، دور مى كند. گفت: «چون با تو وعده گذاشته بودم، دوست نداشتم كه پيش از تو بچرانم».
۱.قصص الأنبياء: ص 285 ح 378، بحار الأنوار: ج 16 ص 224 ح 25.
قصص الانبياء عن جابرِ بنِ عبد اللّهِ:كُنّا مَعَ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله بمَرِّ الظَّهرانِ يَرعَى الكباش، وإنّ رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ: علَيكُم بالأسوَدِ مِنهُ؛ فإنّهُ أطيَبُهُ. قالوا: تَرعَى الغَنَمَ؟ قالَ: نَعَم، وهَل نَبيٌّ إلّا رَعاها؟! ۱
قصص الأنبياءـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ: ما در مرّ الظهران، با پيامبر خدا بوديم و ايشان مشغول چراندن تعدادى قوچ بود. پيامبر خدا فرمود: «سياهِ آن را انتخاب كنيد؛ چون بهتر و خوش طعم تر است».
اصحاب گفتند: شما هم گوسفند مى چرانيد؟
فرمود: آرى. مگر پيامبرى بوده كه گوسفند نچرانيده باشد؟».
۱.قصص الأنبياء: ص 284 ح 377، بحار الأنوار: ج 16 ص 223 ح 24.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مِن أخلاقِ النَّبيِّينَ والصِّدِّيقينَ البَشاشَةُ إذا تَراءوا، والمُصافَحَةُ إذا تَلاقوا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از اخلاق پيامبران و صدّيقان، خوش رويى به هنگام روبه رو شدن با هم و دست دادن به هنگام رسيدن به يكديگر بود.
۱.تنبيه الخواطر: ج 1 ص 29.