خشمگين نشدن براى خويش

6 حدیث
الإمام عليّ عليه السلامـ في وَصفِ النَّبيِّ صلى الله عليه و آله ـ: ما انتَصَرَ لنَفسِهِ مِن مَظلِمَةٍ حتّى تُنتَهَكَ مَحارِمُ اللّهِ، فيَكونَ حينئذٍ غَضَبُهُ للّهِ تباركَ وتعالى. ۱
امام على عليه السلامـ در وصف پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: براى ستمى كه بر خودش مى رفت، انتقام نمى گرفت، مگر آن گاه كه حرمت هاى خداوند، هتك مى شد. در اين هنگام، براى خداوند ـ تبارك و تعالى ـ خشم مى گرفت.
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 61 ح 55.
الإمام الحسن عليه السلام:سَألتُ خالي هِندَ بنَ أبي هالَةَ ۱ التَّميميَّ ـ وكانَ وَصّافا ـ عن حِليَةِ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله. فقال:. لا تُغضِبُهُ الدُّنيا وما كانَ لَها، فإذا تُعُوطِيَ الحَقُّ لَم يَعرِفْهُ أحَدٌ، ولَم يَقُمْ لغَضَبِهِ شيءٌ حتّى يَنتَصِرَ لَهُ، لا يَغضَبُ لنَفسِهِ ولا يَنتَصِرُ لَها. ۲
امام حسن عليه السلامـ به نقل از دايى خود، هند بن ابى هاله تميمى ۳ ـ: درباره اوصاف پيامبر خدا پرسيدم. گفت:. دنيا و امور مربوط به آن، او را به خشم نمى آورد و هر گاه حق، مورد بى حرمتى قرار مى گرفت، ملاحظه هيچ كس را نمى كرد و هيچ چيزى جلو خشم او را نمى گرفت تا اين كه انتقام حق را مى گرفت. هرگز به خاطر خودش خشمگين نمى شد و از كسى انتقام نمى گرفت.
۱.هو هند بن أبي هالة التميميّ، ربيب رسول اللّه، اُمّه خديجة اُمّ المؤمنين رضياللّه عنها، شهد بدرا، وقيل: بل شهد اُحدا، وكان وصّافا لحِلْية رسول اللّه صلى الله عليه و آله وشمائله وأوصافه. (كما في هامش بحار الأنوار: ج 16 ص 148).
۲.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 422 و 423.
۳.هند، فرزند خديجه عليهاالسلام از ابو هاله بود كه نزد پيامبر خدا رشد يافت و در جنگ بدر و به قولى در جنگ اُحُد، شركت كرد. وى در بيان ويژگى هاى جسمى و اخلاقى و اعمال و رفتار پيامبر صلى الله عليه و آله، بسيار اهتمام داشت.
الإمام الصّادق عليه السلام:اِنهَزَمَ النّاسُ يَومَ اُحُدٍ عن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فغَضِبَ غَضَبا شَديدا، قالَ: وكانَ إذا غَضِبَ انحَدَرَ عَن جَبينَيهِ مِثلُ اللُّؤلؤِ مِن العَرَقِ. ۱
امام صادق عليه السلام:در جنگ اُحُد، مسلمانان از اطراف پيامبر خدا پراكنده شدند و پيامبر صلى الله عليه و آله به شدّت، خشمگين شد. ايشان وقتى به خشم مى آمد، قطرات عرق، مانند دانه هاى مرواريد از پيشانى اش مى چكيدند.
۱.الكافي: ج 8 ص 110 ح 90 عن نعمان الرازي، بحار الأنوار: ج 16 ص 193 ح 32.
صحيح مسلم عن عائشة:ما ضَرَبَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله شيئا قَطُّ بِيَدِهِ، ولا امرأةً ولا خادِما إلّا أن يُجاهِدَ في سَبيلِ اللّهِ، وما نِيلَ مِنهُ شيءٌ قَطُّ فيَنتَقِمُ مِن صاحِبِهِ، إلّا أن يُنتَهَكَ شيءٌ مِن مَحارِمِ اللّهِ فيَنتَقِمَ للّهِ عز و جل. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از عايشه ـ: پيامبر خدا، هيچ گاه، نه چيزى را با دست خود زد و نه زنى را و نه خدمتكارى را، مگر هنگامى كه در راه خدا مى جنگيد. هرگز به خاطر امور شخصى، از كسى انتقامجويى نكرد، مگر در مواردى كه حرمت هاى الهى هتك مى شدند كه در اين صورت، به خاطر خداوند عز و جلانتقام مى گرفت.
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 1814 ح 79.
الطبقات الكبرى عن عائشة:ما انتَقَمَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لنَفسِهِ إلّا أن تُنتَهَكَ حُرمَةُ اللّهِ فيَنتَقِمَ للّهِ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از عايشه ـ: پيامبر خدا، هرگز به خاطر خودش انتقام نگرفت، مگر آن گاه كه به خدا بى حرمتى مى شد. در اين صورت، براى خدا انتقام مى گرفت.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 366.
كشف الغمة عن عائشة:كانَ رَسولُ اللّهِ إذا ذَكرَ خَديجَةَ لَم يَسأمْ مِن ثَناءٍ علَيها واستِغفارٍ لَها، فذَكرَها ذاتَ يَومٍ فحَمَلَتني الغَيرَةُ فقلتُ: لَقد عَوَّضَكَ اللّهُ مِن كبيرَةِ السِّنِّ! قالت فرأيتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله غَضِبَ غَضَبا شَديدا، فَسَقَطتُ في يَدِي ۱، فقلتُ: اللّهُمّ إنّكَ إن أذهَبتَ بغَضَبِ رَسولِكَ صلى الله عليه و آله لَم أعُدْ لِذِكرِها بِسُوءٍ ما بَقِيتُ. قالت: فلَمّا رأى رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ما لَقِيتُ قالَ: كيفَ قُلتِ؟! واللّهِ لَقَد آمَنَت بي إذ كَفرَ النّاسُ، وآوَتني إذ رَفَضَني النّاسُ، وصَدَّقَتني إذ كَذَّبَنيَ النّاسُ، ورُزِقَت مِنّي الولد حيثُ حُرِمتُموهُ. قالت: فغَدا وراحَ علَيَّ بها شَهرا. ۲

كشف الغمّةـ به نقل از عايشه ـ: پيامبر خدا، هر گاه از خديجه ياد مى كرد، از تمجيد از او و طلب مغفرت براى وى خسته نمى شد. يك روز از او ياد كرد و من حسودى كردم و گفتم: خداوند، عوض آن پيرزن را به تو داده است! ديدم پيامبر خدا به شدّت، خشمگين شد. من از گفته خود، پشيمان شدم و گفتم: خدايا! اگر خشم پيامبرت را برطرف سازى، ديگر تا زنده هستم، از خديجه به بدى ياد نخواهم كرد. چون پيامبر خدا حالت مرا ديد، فرمود: «چگونه اين حرف را زدى؟! به خدا سوگند، خديجه زمانى به من ايمان آورد كه همه مردم به من كافر بودند. زمانى كه همه مردم مرا از خود مى راندند، او مرا پناه داد، زمانى كه همه مردم مرا تكذيب مى كردند، او مرا تصديق كرد و زمانى كه شما از فرزند محروم بوديد، خداوند از من به او فرزند روزى كرد». پيامبر صلى

۱.سُقِطَ في يَده: نَدِمَ وتحيّر (المعجم الوسيط: ج 1 ص 435).
۲.كشف الغمّة: ج 2 ص 138، بحار الأنوار: ج 16 ص 12 ح 12.