رواياتى در تفسير اسم اعظم

15 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» أَقرَبُ إِلَى الاِسمِ الأَعظَمِ ۱ مِن سَوادِ العَينِ إِلى بَياضِها. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نزديكىِ «بسم اللّه الرحمن الرحيم» به اسم اعظم، ۳ بيشتر از نزديكىِ سياهىِ چشم به سفيدىِ آن است.
۱.استعملت كلمة «اسم» في معناها الجامع القابل للصدق على جميع أسمائه تعالى، فهو من باب ذكر المفهوم والإشارة به إلى المصداق. وبما أنّ الاسم الأعظم أشرف المصاديق فلا محالة أن يكون أولى وأحقّ بانطباق المفهوم عليه. وبهذا يتّضح معنى كون «باسم اللّه» أقرب إلى الاسم الأعظم من سواد العين إلى بياضها؛ فإنّ القرب بينهما قرب ذاتي، إذ المفهوم متّحد مع مصداقه خارجا، وقرب سواد العين إلى بياضها قرب مكانيّ، والاتّحاد بينهما وضعيّ (البيان في تفسير القرآن: ص 514).
۲.عدّة الداعي: ص 49، بحار الأنوار: ج 78 ص 371 ح 6؛ المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 738 ح 2027 عن ابن عبّاس نحوه.
۳.. واژه «اسم» در معناى جامعى به كار رفته كه قابل انطباق بر همه اسم هاى خداى متعال است. اين از باب ذكر مفهوم و اشاره به مصداق است و از آن رو كه اسمِ اعظم، شريف ترين مصداق است، ناگزير، در انطباق مفهوم بر آن، سزاوارتر و شايسته تر از ديگر نام هاست و با اين توضيح، معناى «نزديك تر بودن بسم اللّه به اسمِ اعظم، حتّى نزديك تر از سياهىِ چشم به سفيدى آن»، معلوم مى شود؛ زيرا نزديكىِ ميان آن دو، ذاتى است؛ چرا كه مفهوم، در خارج، با مصداقش متّحد است، ولى نزديكىِ سياهىِ چشم به سفيدىِ آن، مكانى است و اتّحاد ميان آن دو، انضمامى.
عنه صلى الله عليه و آلهـ وقَد سُئِلَ عَن بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ ـ: هُوَ اسمٌ مِن أسماءِ اللّهِ، وما بَينَهُ وبَينَ اسمِ اللّهِ الأَكبَرِ، إلّا كَما بَينَ سَوادِ العَينِ وبَياضِها مِنَ القُربِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ به سؤال از «بسم اللّه الرحمن الرحيم» ـ: آن، نامى از نام هاى خداست و نزديكى آن به اسم اعظم خداوند، مانند نزديكى سياهى چشم به سفيدى آن است.
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 738 ح 2027؛ مُهج الدعوات: ص 381 كلاهما عن ابن عبّاس، بحار الأنوار: ج 93 ص 225 ح 1.
عنه صلى الله عليه و آله:اِسمُ اللّهِ الأَعظَمُ في هاتَينِ الآيَتَينِ: «اللَّهُ لَا إِلَـهَ إِلَا هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ» ۱، و «إِلَـهُكُمْ إِلَـهٌ وَ حِدٌ» ۲. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اسم اعظم خدا، در اين دو آيه است: «خداست كه معبودى جز او نيست. زنده و بر پا دارنده است» و «خداى شما، خداى يگانه است» .
۱.البقرة: 255. وهي آية الكرسي.
۲.البقرة: 163.
۳.مُهج الدعوات: ص 383 عن أسماء بنت زيد، بحار الأنوار: ج 93 ص 227.
عنه صلى الله عليه و آله:اِسمُ اللّهِ الأَعظَمُ في هاتَينِ الآيَتَينِ: «وَ إِلَـهُكُمْ إِلَـهٌ وَ حِدٌ لَا إِلَـهَ إِلَا هُوَ الرَّحْمَـنُ الرَّحِيمُ» ۱، وفاتِحَةِ سورَةِ آلِ عِمرانَ: «الم * اللَّهُ لَا إِلَـهَ إِلَا هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ» ۲. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اسم اعظم خدا، در اين دو آيه است: «و خداى شما، خدايى يكتاست كه بجز او خدايى نيست؛ بخشنده و مهربان است» و آغاز آل عمران: «الف، لام، ميم. خداوند، [چنان است كه]بجز او خدايى نيست؛ زنده و بر پا دارنده است» .
۱.البقرة: 163.
۲.آل عمران: 1 و 2.
۳.سنن أبي داوود: ج 2 ص 80 ح 1496 عن أسماء بنت يزيد.
عنه صلى الله عليه و آله:اِسمُ اللّهِ الأَعظَمُ الَّذي إِذا دُعِيَ بِهِ أَجابَ في هذِهِ الآيِةِ مِن آلِ عِمرانَ: «قُلِ اللَّهُمَّ مَــلِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِى الْمُلْكَ مَن تَشَاءُ» ۱ إِلى آخِرِهِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اسم اعظم خدا ـ كه چون او را بدان بخوانند، اجابت مى كند ـ در اين آيه سوره آل عمران است: «بگو: خداوندا، اى فرمان رواى هستى! به هر كس كه مى خواهى، فرمان روايى مى بخشى» تا پايان آيه.
۱.آل عمران: 26.
۲.المعجم الكبير: ج 12 ص 133 ح 12792 عن ابن عبّاس؛ مهج الدعوات: ص 380 عن أسماء بنت زيد بزيادة الآية 27 من آل عمران، بحار الأنوار: ج 93 ص 224.
عنه صلى الله عليه و آله:اِسمُ اللّهِ الأَعظَمُ في سِتِّ آياتٍ في آخِرِ سورَةِ الحَشرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اسم اعظم خدا، در شش آيه پايانىِ سوره حشر است.
۱.مجمع البيان: ج 9 ص 401 عن ابن عبّاس، بحار الأنوار: ج 93 ص 224؛ الفردوس: ج 1 ص 416 ح 1686 عن ابن عبّاس.
مهج الدعوات عن أبي اُمامة عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اِسمُ اللّهِ الأَعظَمُ الَّذي إذا دُعِيَ بِهِ أجابَ، في سُوَرٍ ثَلاثٍ: فِي البَقَرَةِ وآلِ عِمرانَ، وطه. قالَ أبو اُمامَةَ: فِي البَقَرَةِ آيَةُ الكُرسِيِّ، وفي آلِ عِمرانَ: «الم * اللَّهُ لَا إِلَـهَ إِلَاهُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ» ۱ وفي طه: «وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَىِّ الْقَيُّومِ» ۲. ۳
مُهَج الدعواتـ به نقل از ابو اُمامه ـ: پيامبر خدا فرمود: «اسم اعظم خدا كه هر گاه با آن خوانده شود، پاسخ مى دهد، در سه سوره بقره و آل عمران و طه است». ابو اُمامه گفت: در بقره، آية الكرسى است، در آل عمران، «الف، لام، ميم. خداست كه معبودى جز او نيست. زنده و بر پا دارنده است» و درطه، «و چهره ها براى آن زنده بر پا دارنده، خضوع مى كنند» .
۱.آل عمران: 1 و 2.
۲.طه: 111.
۳.مُهَج الدعوات: ص 380، بحار الأنوار: ج 93 ص 224؛ سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1267 ح 3856.
المستدرك على الصحيحين عن سعد بن مالك عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:هَل أدُلُّكُم عَلَى اسمِ اللّهِ الأَعظَمِ الَّذي إذا دُعِيَ بِهِ أجابَ، وإذا سُئِلَ بِهِ أعطى؟ الدَّعوَةُ الَّتي دَعا بِها يونُسُ، حَيثُ ناداهُ فِي الظُّلُماتِ الثَّلاثِ: «لا إِلَـهَ إِلَا أَنتَ سُبْحَـنَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّــلِمِينَ» . فَقالَ رَجُلٌ: يا رَسولَ اللّهِ، هَل كانَت لِيونُسَ خاصَّةً أم لِلمُؤمِنينَ عامَّةً؟ فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: ألا تَسمَعُ قَولَ اللّهِ عز و جل: «وَ نَجَّيْنَـهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَ لِكَ نُنجِى الْمُؤْمِنِينَ» ۱. ۲
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از سعد بن مالك ـ: پيامبر خدا فرمود: «آيا شما را به اسم اعظم خدا راه نمايى كنم؛ همان كه هر گاه به آن خوانده شود، پاسخ مى دهد و هر گاه به آن از او درخواست شود، عطا كند؟ [همان]دعايى كه يونس عليه السلام با آن دعا كرد، آن گاه كه در تاريكى هاى سه گانه، او را صدا زد: «معبودى جز تو نيست. منزّهى تو! من از ستمكاران بودم» ». مردى گفت: اى پيامبر خدا! آيا اين دعا اختصاص به يونس داشت، يا براى همه مؤمنان است؟ پيامبر خدا فرمود: «آيا فرموده خداوند عز و جل را نمى شنوى كه: «و او را از اندوه رهانيديم و اين چنين، ما مؤمنان را مى رهانيم» ؟».
۱.الأنبياء: 87 و 88.
۲.المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 685 ح 1865.
كنز العمّال عن البراء بن عازب:قُلتُ لِعَلِيٍّ عليه السلام: يا أَميرَ المُؤمِنينَ، أسأَ لُكَ بِاللّهِ ورَسولِهِ إِلّا خَصَصتَني بِأَعظَمِ ما خَصَّكَ بِهِ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، وَاختَصَّهُ بِهِ جِبريلُ، وأَرسَلَهُ بِهِ الرَّحمنُ، فَضَحِكَ، ثُمَّ قالَ لَهُ: يا بَراءُ إِذا أَرَدتَ أَن تَدعُوَ اللّهَ عز و جل بِاسمِهِ الأَعظَمِ، فَاقرَأَ مِن أَوَّلِ سورَةِ الحَديدِ إِلى آخِرِ سِتِّ آياتٍ مِنها إِلى «. عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ» ، وآخِرَ سورَةِ الحَشرِ يَعني أَربَعَ آياتٍ، ثُمَّ ارفَع يَدَيكَ فَقُل: «يا مَن هُوَ هكَذا، أَسأَ لُكَ بِحَقِّ هذِهِ الأَسماءِ أَن تُصَلِّيَ عَلى مُحَمِّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وأَن تَفعَلَ بي كَذا وكَذا مِمّا تُريدُ». فَوَ الَّذي لا إِلهَ غَيرُهُ لَتُقبِلَنَّ ۱

كنز العُمّالـ به نقل از بَراء بن عازب ـ: به على عليه السلام گفتم: اى امير مؤمنان! به حقّ خدا و پيامبرش، از تو مى خواهم كه بزرگ ترين آموزه ويژه ات را ـ كه پيامبر خدا، آن را تنها به تو داد و جبرئيل عليه السلام هم تنها به پيامبر صلى الله عليه و آله داده بود و او را هم خداى رحمان فرستاده بود ـ تنها به من [ياد]بدهى. على عليه السلام خنديد و سپس فرمود: «[اى بَراء!] چون خواستى خداوند عز و جل را به اسم اعظمش بخوانى، از آغازِ سوره حديد تا پايان آيه ششم را؛ يعنى تا «دانا به راز سينه هاست» بخوان و نيز چهار آيه پايانىِ سوره حشر را. سپس دستت را بالا ببر و بگو: اى كسى كه اين گونه اى! به حقّ اين نام ها، از تو مى خواهم كه بر محمّد و خاندان محمّد، درود بفرستى و برايم چنين و چنان كنى و خواسته ات را بگو.

۱.في الدرّ المنثور: ج 8 ص 49 نقلاً عن ابن النجّار «لِتَنقَلِبَنَّ».
۲.كنز العمّال: ج 2 ص 248 ح 3941 نقلاً عن أبي داوود وراجع: بحار الأنوار: ج 93 ص 230 ح 2.
سنن ابن ماجة عن أنس بن مالك:سَمِعَ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله رَجُلاً يَقولُ: اللّهُمَّ إِنّي أَسأَ لُكَ بِأَنَّ لَكَ الحَمدَ لا إِلهَ إِلّا أَنتَ وَحدَكَ لا شَريكَ لَكَ، المَنّانُ، بَديعُ السَّماواتِ وَالأَرضِ، ذُوالجَلالِ وَالإِكرامِ. فَقالَ: لَقَد سَأَلَ اللّهَ بِاسمِهِ الأَعظَمِ، الَّذي إِذا سُئِلَ بِهِ أَعطى، وإِذا دُعِيَ بِهِ أَجابَ. ۱
سنن ابن ماجةـ به نقل از انس بن مالك ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله شنيد مردى مى گويد: بار خدايا! من از تو مى خواهم، به [حرمتِ] اين كه ستايش، ويژه توست، خدايى جز تو نيست و بى همتايى، [تويى]نعمت بخش، پديد آورنده آسمان ها و زمين، با جلال و شكوه. سپس فرمود: «بى گمان، خدا را به همان اسمِ اعظمش خوانْد كه چون بِدان درخواست شود، عطا مى كند و چون او را بدان بخوانند، اجابت مى كند».
۱.سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1268 ح 3858 وراجع: مهج الدعوات: ص 380.
سنن الترمذي عن بريدة:سَمِعَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله رَجُلاً يَدعو وهُوَ يَقولُ: اللّهُمَّ إنّي أسأَ لُكَ بِأَنّي أشهَدُ أنَّكَ أنتَ اللّهُ لا إلهَ إلّا أنتَ، الأَحَدُ الصَّمَدُ الَّذي لَم يَلِد ولَم يولَد ولَم يَكُن لَهُ كُفُوا أحَدٌ. فَقالَ صلى الله عليه و آله: وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ لَقَد سَأَلَ اللّهَ بِاسمِهِ الأَعظَمِ الَّذي إذا دُعِيَ بِهِ أجابَ، وإذا سُئِلَ بِهِ أعطى. ۱
سنن الترمذىـ به نقل از بريده ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله شنيد فردى دعا مى كند و مى گويد: بار خدايا! به حقّ اين كه گواهى مى دهم تويى خداى يكتا و معبودى جز تو نيست و يگانه بى نيازى كه نه فرزند دارد و نه فرزند كسى است و هيچ كس همتاى او نيست، از تو درخواست مى كنم. فرمود: «سوگند به آن كسى كه جانم در دست اوست، اين مرد از خداوند به اسم اعظمش درخواست كرد؛ اسمى كه هر گاه با آن خوانده شود، پاسخ مى دهد و هر گاه با آن از او درخواست شود، عطا مى كند».
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 515 ح 3475؛ مُهج الدعوات: ص 380 نحوه، بحار الأنوار: ج 93 ص 224.
مسند ابن حنبل عن أنس:كُنتُ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله جالِسا فِي الحَلقَةِ ورَجُلٌ قائِمٌ يُصَلّي، فَلَمّا رَكَعَ وسَجَدَ فَتَشَهَّدَ ثُمَّ قالَ في دُعائِهِ: اللّهُمَّ إنّي أسأَ لُكَ بِأَنَّ لَكَ الحَمدَ، لا إلهَ إلّا أنتَ المَنّانُ، يا بَديعَ السَّماواتِ وَالأَرضِ، ياذَا الجَلالِ وَالإِكرامِ، يا حَيُّ يا قَيّومُ إنّي أسأَ لُكَ. فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: أتَدرونَ بِما دَعَا اللّهَ؟ قالَ: فَقالوا: اللّهُ ورَسولُهُ أعلَمُ. قالَ: وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ لَقَد دَعَا اللّهَ بِاسمِهِ الأَعظَمِ الَّذي إذا دُعِيَ بِهِ أجابَ، وإذا سُئِلَ بِهِ أعطى. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از اَنَس ـ: با پيامبر خدا در مجلسى نشسته بودم و مردى ايستاده بود و نماز مى خواند. پس از آن كه ركوع و سجود كرد و تشهّدش را خواند، در دعايش گفت: بار خدايا! از تو درخواست مى كنم، به حقّ اين [معنا]كه ستايش، ويژه توست و معبودى جز توى نعمت بخش نيست. اى پديد آورنده آسمان ها و زمين، اى باشُكوه و ارج، اى زنده، اى پاينده! از تو درخواست مى كنم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «آيا مى دانيد او خدا را به چه خوانَد؟». گفتند: خدا و پيامبر او بهتر مى دانند. فرمود: «سوگند به آن كه جانم در دست اوست، او خدا را به بزرگ ترين نامش خواند؛ همان كه هر گاه با آن خوانده شود، پاسخ مى دهد و هر گاه با آن از او درخواست شود، عطا مى كند».
۱.مسند ابن حنبل: ج 4 ص 488 ح 13571 وص 316 ح 12611؛ الدعوات: ص 57 ح 144 عن أبي حمزة الثمالي عن الإمام زين العابدين عليه السلام نحوه، بحار الأنوار: ج 95 ص 163 ح 17.
الأدب المفرد عن أنس:كُنتُ مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله دَعا رَجُلٌ فَقالَ: يا بَديعَ السَّماواتِ، يا حَيُّ يا قَيّومُ، إِنّي أَسأَ لُكَ. فَقالَ: أتَدرونَ بِما دَعا؟ وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ، دَعَا اللّهَ بِاسمِهِ الَّذي إِذا دُعِيَ بِهِ أَجابَ. ۱
الأدب المُفْردـ به نقل از اَنَس ـ: با پيامبر صلى الله عليه و آله بودم كه مردى دعا كرد و گفت: اى پديدآورنده آسمان ها، اى زنده، اى برپا دارنده! من از تو مى خواهم. پيامبر خدا فرمود: «آيا مى دانيد به چه دعا كرد؟ سوگند به آن كس كه جانم به دست اوست، خدا را به آن نامش خواند كه چون بدان خوانده شود، اجابت مى كند».
۱.الأدب المفرد: ص 211 ح 705.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا سُئِلَ عَنِ اسمِ اللّهِ الأَعظَمِ ـ: كُلُّ اسمٍ مِن أَسماءِ اللّهِ، فَفَرِّغ قَلبَكَ عَن كُلِّ ما سِواهُ، وَادعُهُ بِأَيِّ اسمٍ شِئتَ، فَلَيسَ فِي الحَقيقَةِ للّهِِ اسمٌ دونَ اسمٍ، بَل هُوَ الواحِدُ القَهّارُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ چون از ايشان درباره اسمِ اعظم خدا پرسيده شد ـ: هر نامى، از نام هاى الهى است. پس دلت را از هر چه غير اوست، تهى ساز و او را با هر نامى كه خواستى، بخوان؛ چرا كه در حقيقت، اين گونه نيست كه خداوند، نام خاصّى داشته باشد و نام ديگرى را نداشته باشد؛ بلكه او يكتاى چيره است.
۱.مصباح الشريعة: ص 129، بحارالأنوار: ج 93 ص 322 ح 36.
الإمام الحسين عن الإمام عليّ عليهماالسلام:رَأَيتُ الخِضْرَ عليه السلام فِي المَنامِ قَبلَ بَدرٍ بِلَيلَةٍ، فَقُلتُ لَهُ: عَلِّمني شَيئا اُنصَر بِهِ عَلَى الأَعداءِ، فَقالَ: قُل: «يا هُوَ، يا مَن لا هُوَ إلّا هُوَ»، فَلَمّا أصبَحتُ قَصَصتُها عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَقالَ لي: يا عَلِيُّ عُلِّمتَ الاِسمَ الأَعظَمَ. فَكانَ عَلى لِساني يَومَ بَدرٍ. وإنَّ أميرَ المُؤمِنينَ عليه السلام قَرَأَ: «قُل هُوَ اللّهُ أحَدٌ»، فَلَمّا فَرَغَ قالَ: يا هُوَ، يا مَن لا هُوَ إلّا هُوَ، اغفِر لي، وَانصُرني عَلَى القَومِ الكافِرينَ. وكانَ عَلِيٌّ عليه السلام يَقولُ ذلِكَ يَومَ صِفّينَ وهُوَ يُطارِدُ، فَقالَ لَهُ عَمّارُ بنُ ياسِرٍ: يا أميرَ المُؤمِنينَ، ما هذِهِ الكِناياتُ؟ قالَ: اِسمُ

امام حسين عليه السلام:[پدرم] على عليه السلام فرمود: «يك شب قبل از [جنگ] بدر، خضر عليه السلام را خواب ديدم و به او گفتم: چيزى به من بياموز كه با آن بر دشمنان، نصرت داده شوم. گفت: بگو: اى او، اى آن كه اويى جز او نيست! چون صبح شد، آن را براى پيامبر خدا باز گفتم. فرمود: اى على! اسم اعظم به تو آموخته شده است. در روز بدر، پيوسته اين جمله بر زبانم بود». نيز امير مؤمنان، «قل هو اللّه أحد» را خواند و چون آن را تمام كرد، فرمود: «اى او، اى آن كه اويى جز او نيست! مرا بيامرز و بر گروه كافران، پيروزم گردان». در روز صفّين نيز، در حالى كه حمله مى كرد، اين دعا را مى خواند. عمّار بن ياسر به ايشان گفت: اى امير مؤمنان! اين اشارات چيست؟ فرمود: «اسم اعظم خدا و ستون توحيد است. خدا، كه معبودى جز او

۱.في المصدر: «عماد التَّوحيد للّه» والصواب ما أثبتناه كما في بحار الأنوار: ج 93 ص 232 ح 3.
۲.التوحيد: ص 89 ح 2 عن وهب بن وهب القرشي عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 3 ص 222.