حدیث دربارهويژگى هاى كلّى مؤمن

عنه صلى الله عليه و آله:أربَعٌ مَن كُنَّ فيهِ أكمَلَ إيمانَهُ وإن كانَ مِن قَرنِهِ إلى قَدَمِهِ خَطايا: الصِّدقُ وأداءُ الأَمانَةِ وَالحَياءُ وحُسنُ الخُلُقِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چهار چيز است كه هر كس آنها را در خود داشته باشد، ايمانش را كامل گردانيده؛ هر چند كه از سر تا پايش را خطاها پوشانده باشند: راستگويى، امانتدارى، شرم، و خوش اخلاقى.
۱.التمحيص: ص 67 ح 158 عن الإمام عليّ عليه السلام، بحارالأنوار: ج 67 ص 295 ح 19.

احادیث دیگر این موضوع

۸
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به مُعاذ بن جبل ـ: اى معاذ! مؤمن، اسير حقّ است. مى داند كه كسى مراقب او هست؛ بر گوش و چشم و زبان و دست و پا و شكم و شهوت او، حتّى بر پلك زدن چشم او و بر ذرّه گِلْ انگشت او، و بر سرمه چشمان او و [خلاصه] بر همه كارهاى او. مؤمن، دلش آرام نمى گيرد و ترسش فرو نمى نشيند و اضطرابش برطرف نمى شود؛ [چرا كه] صبح و شب، منتظر مرگ است. از اين رو، تقوا مراقب اوست، قرآن راه نمايش، ترس حجّتش، شرافت مَركبش، هشيارى و احتياطْ همراهش، هراس نشانش، نماز جانْ پناهش، روزه سپرش، صدقه مايه آزادى اش [از آتش]، راستى دستْ يارش، حيا فرماندهش، و در پس همه اينها پروردگارش در كمين است. اى معاذ! مؤمن را قرآن، در بسيارى از هوس ها و خواهش هاى نفسش، مقيّد كرده و به اذن خداوند، مانع از آن شده كه هوسش او را به هلاكت افكند. اى معاذ! من آنچه را براى خودم دوست دارم، براى تو نيز دوست مى دارم و آنچه را جبرئيل عليه السلام به من رساند، به تو رساندم. پس مبادا روز قيامت، در حالى نزد من آيى كه ديگرى از آنچه خداوند عز و جل به تو داده است، بهره مندتر باشد تا تو.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از خصوصيات مؤمن، آن است كه: در دين، نيرومند است و در عين نرمى، قاطع. ايمانش توأم با يقين است و در علم، آزمند. دلسوز و با محبّت است و در عين دانايى، بردبار. در هنگام توانگرى، ميانه رو است و در وقت نادارى، خود را آراسته نشان مى دهد. از طمع، دورى مى كند و در پىِ كسب حلال است. در نيكوكارى، پايدار و در پيمودن راه راست، كوشا و بانشاط است. از شهوت، خوددار است و به رنجورِ خسته، ترحّم مى ورزد. بنده مؤمن خدا، به كسى كه دشمن مى دارد، ستم روا نمى دارد و به خاطر دوست داشتنِ كسى، مرتكب گناه نمى شود. آنچه را به او [امانت] سپرده شده، تباه نمى كند. حسادت نمى ورزد. بدگويى نمى كند. لعنت نمى كند. به حق اعتراف مى كند؛ هر چند شهادتى بر ضدّ او داده نشده باشد. يعنى: در محكمه اى كه حق به زيان اوست، بى آن كه شاهدى در كار باشد، خودش اعتراف مى كند. به لقب بد و زشت، كسى را نمى خواند. در نماز، خاكسار است و در دادن زكات مى شتابد. در حوادث تكان دهنده، استوار است و در هنگام آسايش و برخوردارى، سپاس گزار. به آنچه دارد، قانع است و آنچه را مال او نيست، ادّعا نمى كند. در حال خشم، تصميم نمى گيرد يا: «در وقت خشم، افسار گسيخته نمى شود»؛ اگر ـ چنان كه در برخى منابع آمده است ـ «لا يجمح»باشد. و در كار خيرى كه مى خواهد انجام دهد، بخل بر او چيره نمى آيد. با مردم مى آميزد براى آن كه بياموزد و با مردم هم سخن مى شود براى آن كه بفهمد، و اگر به او ستم و تعدّى شود، شكيبايى مى كند تا اين كه خداوند مهربان، خود، انتقام او را بگيرد.