حدیث دربارهادب سفر

عنه عليه السلام:في وَصِيَّةِ لُقمانَ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، سافِر بِسَيفِكَ وخُفِّكَ وعِمامَتِكَ وخِبائِكَ وسِقائِكَ وإبرَتِكَ وخُيوطِكَ ومِخرَزِكَ، وتَزَوَّد مَعَكَ مِنَ الأَدوِيَةِ ما تَنتَفِعُ بِها أنتَ ومَن مَعَكَ، وكُن لِأَصحابِكَ مُوافِقاً إلاّ في مَعصِيَةِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در بيان سفارش لقمان عليه السلام به پسرش ـ: پسرم! شمشير، كفش، عمامه، خيمه، مَشك، سوزن، نخ و درفش خود را در مسافرت، همراه داشته باش و از ادويه، آنچه خود و همراهانت لازم داريد، توشه بردار و با يارانت، جز در معصيت خداوند عز و جل سازگار باش.
۱.الكافي: ج 8 ص 303 ح 466، بحار الأنوار: ج 76 ص 270 ح 26.

احادیث دیگر این موضوع

۳
امام صادق عليه السلامـ در بين سفارش لقمان عليه السلام به پسرش ـهر گاه با گروهى مسافرت كردى، با آنان در كارهاى مربوط به خود و آنها، بسيار مشورت كن و به رويشان بسيار لبخند بزن و نسبت به زاد و توشه ات، كريم و بخشنده باش. هر گاه دعوتت كردند، بپذير و هر گاه از تو يارى خواستند، كمكشان كن و با سه چيز، بر آنان فائق باش: سكوت طولانى، نماز گزاردنِ بسيار و سخاوتمندى نسبت به آنچه از حيوان و مال و توشه دارى. هر گاه تو را به گواهى طلبيدند، برايشان گواهى بده. هر گاه با تو مشورت كردند، درباره رأى خود، كوشش كن؛ اما تصميم قطعى نگير، تا اين كه [انديشه ات] تثبيت شود و تأمّل كرده باشى. پاسخ هيچ مشورتى را نده، مگر آن كه درباره آن ـ در حالى كه قيام و قعود مى كنى و مى خوابى و مى خورى و نماز مى خوانى ـ فكر كنى و حكمتت را به كار گيرى؛ زيرا هر كس براى مشورتْ خواه، خالصانه خيرخواهى نكند، خداوند ـ تبارك و تعالى ـ نظرش را از او سلب مى كند و امانت [ـِ اهليت مشورت]را باز مى گيرد. و هر گاه ديدى كه يارانت مى روند، تو هم با آنان برو، و هر گاه ديدى كار مى كنند، تو هم با آنان كار كن. هر گاه صدقه دادند و قرضى عطا كردند، تو هم بده و حرف بزرگ تر را گوش بده. و هر گاه به تو امر كردند و از تو چيزى خواستند، در جوابشان آرى «بگو» و «نه» نگو؛ زيرا «نه» گفتن، درماندگى و پستى است. نه گفتن به درخواست كسى، نشانه ناتوانى است؛ زيرا اهل فضيلت، اگر كارى از آنها بر آيد، انجام مى دهند، و اگر نيايد، مى گويند: «ان شاء اللّه، انجام مى شود». هر گاه در راهتان سرگردان شديد، پياده شويد و هر گاه در مقصدتان ترديد پيدا كرديد، درنگ و مشورت كنيد و اگر شخص تنهايى را ديديد، درباره راهتان از او نپرسيد و از او راه نمايى نخواهيد؛ زيرا شخص تنها در بيابان، مشكوك است؛ شايد ديده بان و جاسوس دزدان باشد، يا شايد او همان شيطانى باشد كه شما را متحيّر ساخته است. و اگر دو شخص بودند، باز هم احتياط و حذر كنيد، مگر چيزى را تشخيص دهيد كه من الآن تشخيص نمى دهم؛ زيرا عاقل، وقتى به چيزى با ديده بصيرت بنگرد، حق را در آن مى يابد و شخص شاهد و حاضر، چيزى را مى بيند كه غايب نمى بيند. اى پسرم! هر گاه وقت نماز رسيد، آن را به خاطر چيز ديگرى به تأخير نينداز و آن را بخوان و خود را از آن راحت كن؛ زيرا نماز، بدهى [به خداوند]است. نماز را به جماعت بخوان؛ هرچند بر نوك پيكان باشد. بر روى حيوانت نخواب؛ زيرا اين كار، پشت حيوان را زود زخم مى كند و اين، كار حكيمان نيست؛ مگر محملى داشته باشد كه بتوانى در آن دراز بكشى و مفاصلت را راحت سازى. هر گاه به منزل نزديك شدى، از حيوانت پياده شو و قبل از [پرداختن به] خود، علف آن را بده. هر گاه خواستى در جايى نزول كنى، بهترين جاى زمين را بر گزين كه خوش منظره، خاكش نرم و علفزار باشد. هر گاه پياده شدى، قبل از نشستن، دو ركعت نماز بخوان. هر گاه خواستى قضاى حاجت كنى، قدرى در زمين راه برو كه دور [از ديگران] باشى. هر گاه خواستى كوچ كنى، دو ركعت نماز بخوان و با زمينى كه در آن بودى، وداع كن و بر آن زمين و اهل آن، سلام كن؛ زيرا هر جايى از زمين، ساكنانى از فرشتگان دارد. اگر توانستى از طعامى نخورى تا اين كه ابتدا از آن صدقه بدهى، اين كار را انجام بده. و بر توباد كه تا سواره اى، كتاب خداوند عز و جل را قرائت كنى، و بر توباد كه تا مشغول كارى هستى، تسبيح بگويى، و بر توباد كه تا بيكارى، دعا كنى. از سفر كردن در اوّل شب، بپرهيز و در آخر شب، رحل اقامت بيفكن و از نيمه شب به بعد تا آخر آن، سفر كن و در هنگام حركت، از بلند كردن صدا بپرهيز.