خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
حکمتنامه لقمان
موضوعات
ادبِ گفتار
213. از سفارش لقمان عليه السلام به پسرش …
حدیث درباره
ادبِ گفتار
حکمتنامه لقمان، ص ۱۴۹، ح ۲۱۳
لقمان حکیم علیهالسلام
ادبِ گفتار
إرشاد القلوب:
مِن وَصِيَّةِ لُقمانَ عليه السلام لاِبنِهِ، قالَ:. ولا تَقُل ما لَم تَعلَم.
۱
إرشاد القلوب:
از سفارش لقمان عليه السلام به پسرش است كه گفت: «. چيزى را كه نمى دانى، نگو».
۱.
إرشاد القلوب: ص 73.
کلیدواژهها
آداب اخلاقی و اجتماعی
ادب گفتار
احادیث دیگر این موضوع
۸
الكافىـ به نقل از ابراهيم بن ابى بلاد، از كسى ديگر كه اين مطلب را نقل كرده است ـ: لقمان به پسرش گفت: «پسرم!. هر كس مالك زبانش نباشد، پشيمان مى شود».
الاختصاصـ به نقل از اوزاعى، درباره آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ: اى پسرم! هر كس زبانش را باز ندارد، پشيمان مى شود.
كتاب العقل و فضله، ابن ابى الدنياـ به نقل از وهب بن منبّه ـ: در حكمت لقمان، مكتوب است كه به پسرش گفت: «اى پسرم! زبان در حسد است. مراقب باش تا از زبانت چيزى در نيايد كه تن را نابود و پروردگار عز و جل را بر تو خشمگين كند».
إرشاد القلوب:روايت شده كه: لقمان، داوود عليه السلام را ديد كه زره مى سازد. خواست از او سؤال كند [كه چيست]؛ ولى خاموش ماند تا وقتى كه داوود عليه السلام زره را پوشيد. لقمان، وضعيت زره را بدون پرسش فهميد. و لقمان عليه السلام گفت: «هر كس بسيار بگويد، بسيار اشتباه مى كند و هر كس اشتباهش بسيار شود، بيهوده گويى اش بسيار مى گردد و هر كس بسيار بيهوده گو باشد، دروغش زياد مى شود و هر كس زياد دروغ گويد، گناهانش بسيار مى گردد و هر كس گناهانش بسيار باشد، سزاوار آتش جهنّم است. خداوند زبان را به خاطر زيانِ بسيارش، با چهار لنگه در، باز داشته است: دو لب انسان، دو لنگه و دندان هاى [بالا و پايين]انسان نيز دو لنگه اند».
حلية الاولياءـ به نقل از كعب ـ: لقمان به پسرش گفت: «پسرم! كم سخن باش تا عاقل باشى و پُر سخن نباش كه جاهل مى شوى. اگر آب دهانت بر سينه ات جارى شود (حرفت را بخورى) و زبان را از چيزى كه به تو مربوط نيست، بازدارى، براى تو زيباتر و بهتر است از اين كه در ميان گروهى بنشينى و درباره چيزى كه به تو مربوط نيست، سخن بگويى».
امام صادق عليه السلام:لقمان به پسرش گفت: «پسرم! اگر گمان كردى كه سخن، نقره است، پس [بدان كه]سكوت، طلاست». علاّمه مجلسى در شرح اين حديث گفته است: حديث دلالت مى كند بر اين كه خاموشى، به زِ سخن گفتن است. گويا منظور اين است كه غالبا چنين است، و گرنه، ظاهرا سخن گفتن در خيلى جاها از خاموشى بهتر است. حتى در جايى كه اظهار اصول و فروع دين و امر به معروف و نهى از منكر لازم است، سكوت حرام و سخن گفتن واجب است. سخن گفتن در پند و اندرز، راه نمايىِ مردم به مصالحشان، نشر علوم دينى، شفاعت براى انجام كار مؤمنان، برآوردن نياز آنان و امثال اين امور، مستحب است. بنابر اين، اين قبيل احاديث، مربوط به غير موارد ياد شده است يا مربوط به احوال عموم مردم مى شود كه سخن آنان، غالبا نامربوط است، يا اين كه اين احاديث، مخصوص امور مباح است. در «كتاب العقل» گذشت كه هشام از اميرمؤمنان نقل كرده كه ايشان همواره مى فرموده: «از نشانه هاى عاقل، داشتن سه چيز است: پاسخ دادن به سؤال، سخن گفتن در هنگام ناتوانىِ ديگران از گفتار، و راه نمايى به رأى و نظرى كه صلاح خانواده اش در آن است». (بحارالأنوار: ج 71 ص 297).
الزهد، ابن حنبلـ به نقل از سفيان ـ: لقمان به پسرش گفت: «پسرم! هرگز بر سكوتم پشيمان نمى گردم. اگر سخن از نقره باشد، هر آينه، سكوت از طلاست».
حلية الأولياءـ به نقل از ابراهيم بن ادهم ـ: لقمان به پسرش گفت: «پسرم! گاهى مرد چنان سخن مى گويد كه مى گويند احمق است؛ ولى در واقع، احمق نيست. و گاهى مرد چنان سكوت اختيار مى كند كه مى گويند بردبار است؛ ولى در واقع، بردبار نيست».
حدیث 212
موضوع
حدیث 214