حدیث دربارهحكمت هاى جامع نبوى

الخصال بإسناده عن الحسين بن عليّ عليه السلام:لَمَّا افتَتَحَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله خَيبَرَ، دَعا بِقَوسِهِ فَاتَّكَأَ عَلى سِيَتِها ۱، ثُمَّ حَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، وذَكَرَ ما فَتَحَ اللّهُ لَهُ ونَصَرَهُ بِهِ، ونَهى عَن خِصالٍ تِسعَةٍ: عَن مَهرِ البَغِيِّ، وعَن كَسبِ الدّابَّةِ ـ يَعني عَسبَ ۲ الفَحلِ ـ وعَن خاتَمِ الذَّهَبِ، وعَن ثَمَنِ الكَلبِ، وعَن مَياثِرِ الاُرجُوانِ ۳. وعَن لَبوسِ ثِيابِ القَسِيِّ ۴ ـ وهِيَ ثِيابٌ تُنسَجُ بِالشّامِ ـ وعَن أكلِ لُحومِ السِّباعِ، وعَن صَرفِ الذَّهَبِ بِالذَّهَبِ وَالفِضَّةِ بِالفِضَّةِ بَينَهُما فَضلٌ، وعَنِ النَّظَرِ فِي النُّجومِ. ۵
الخصالـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: چون پيامبر خدا خيبر را فتح كرد، كمانش را خواست و بر خَم آن تكيه داد و پس از حمد و ثناى الهى و بازگويى آنچه خداوند برايش فتح كرده و بدان يارى اش داده است، از نُه چيز، نهى كرد: مهريه زناكار، اجرت جهاندن حيوان نَر، انگشتر طلا [براى مرد]، بهاى سگ، رداى ارغوانى، ۶. پوشيدن لباس قُسّى ۷ كه در شام بافته مى شود، خوردن گوشت درندگان، معامله نابرابر زر و سيم با مشابه خود، و ستاره گويى (طالع بينى).
۱.سِيَةُ القوس: ما عُطِف من طرفيها ولها سيتان (النهاية: ج 2 ص 435 «سية»).
۲.عَسْبُ الفَحْل: ماؤه؛ فرسا كان أو بعيرا أو غيره (النهاية: ج 3 ص 234 «عسب»).
۳.مَيَاثِر الاُرْجُوان: وهي من مراكب العجم، وتعمل من حرير أو ديباج (النهاية: ج 5 ص 150 «وثر»). وهي لباس الأعيان والأشراف خاصّة.
۴.يحتمل قويّا أن تكون هذه الثياب خاصّة باُمراء الروم وقسّيسي الشام.
۵.الخصال: ص 417 ح 10 عن القاسم بن عبد الرحمن الأنصاري عن الإمام الباقر عن أبيه عليهماالسلام، بحار الأنوار: ج 103 ص 44 ح 8.
۶.اين لباس، از ابريشم و ويژه اشراف و مستكبران بوده است.
۷.اين لباس، به احتمال فراوان، ويژه دولت مردان رومى و يا كشيشانِ شام بوده است.

احادیث دیگر این موضوع

۸
الخصالـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: پيامبر خدا به امير مؤمنان على عليه السلام سفارش كرد و از جمله فرمود: «اى على! هر كس از امّتم چهل حديث را براى خدا و سراى آخرت حفظ كند، خداوند، روز قيامت، او را با پيامبران، صدّيقان (مؤمنان راستين) و شهيدان و شايستگان ـ كه بهترين همراهان هستند ـ، محشور مى كند». على عليه السلام گفت: اى پيامبر خدا! به من بگو اين احاديث چه هستند؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اين كه به خداى يگانه بى انباز، ايمان بياورى و او را بپرستى و جز او را نپرستى و نماز را با وضويى شاداب و كامل و در وقت خود و بدون تأخير، به جا آورى كه در تأخير آن و [بيرون وقت خواندن]بدون علّت، خشم خداى عز و جل است. زكات را بپردازى و ماه رمضان را روزه بگيرى و چون ثروتمند و مستطيع بودى، حج بگزارى. پدر و مادرت را نافرمانى نكنى و مال يتيم را به ستم نخورى. ربا نخورى و شراب و هيچ يك از نوشيدنى هاى مست كننده را ننوشى. زنا و لواط و سخن چينى نكنى و به خدا، سوگندِ دروغ مخورى. دزدى مكنى، گواهى دروغ براى هيچ كس، نزديك يا دور، ندهى و حق را از هر كس كه آن را آورد، كوچك باشد يا بزرگ، بپذيرى. به ستمكار تكيه مكنى، هر چند دوست و نزديك باشد. به هوسَت عمل نكنى و به زن عفيفِ خويشتندار، تهمت نزنى. ريا نكنى كه كمترين ريا، شرك به خداى عز و جلاست. افراد كوتاه و بلند را به زبان عيب، كوتاه و بلند، نخوانى. هيچ يك از آفريدگان خدا را مسخره نكنى. بر بلا و مصيبت، شكيب ورزى و نعمت هاى الهى را كه خداوند به تو داده، سپاس بگزارى. [خود را] از كيفر خدا بر گناهى كه كرده اى، ايمن مپندارى. از رحمت خدا، نااميد نشوى و از گناهانت به سوى خداى عز و جل بازگردى كه بازگردنده از گناهانش، مانند كسى است كه گناهى ندارد. در كنار استغفار، بر گناهانت اصرار نورزى كه همچون ريشخند كنندگان خدا و آيات الهى و پيامبرانش مى شوى. اين را بدانى كه آنچه به تو رسيد، حتما و بدون خطا مى رسيد و آنچه [به ظاهر]خطا نمود، نبايد به تو مى رسيد و با رضايتِ آفريده، نارضايىِ آفريدگار را به دست نياورى و دنيا را بر آخرت، مقدّم ندارى كه دنيا فانى و آخرت، باقى است. بر برادرانت از آنچه در توان دارى، بخل نورزى و درونت مانند برونت باشد، نه اين كه ظاهرت، زيبا و باطنت، زشت باشد كه اگر چنين كنى، از دوچهرگان خواهى بود. دروغ نگويى و با دروغگويان، درنياميزى و چون سخن حقّى شنيدى، خشم مگيرى و خود، خانواده، فرزندان و همسايگانت را به اندازه توانت تربيت كنى. به آنچه مى دانى، عمل كنى و با هيچ يك از خلق خدا، جز به حق، معامله نكنى. در برابر نزديك و دور، نرم باشى، نه زورگو و لجباز. تسبيح و تهليل و دعا را فراوان گويى و بسيار به ياد مرگ [و وقايع] و پس از آن از قيامت تا بهشت و دوزخ باشى. فراوان قرآن بخوان و به آن عمل كن. نيكى به مردان و زنان مؤمن و گراميداشت آنان را غنيمت بدان و بنگر هر چه را براى خود نمى پسندى، با هيچ يك از مؤمنان مكنى. از كار خير، ملول مشو و سربارِ هيچ كس مباش و چون به كسى نعمتى بخشيدى، بر او منّت مگذار و دنيا نزد تو، زندانى باشد كه از آن به سوى بهشت مى روى. اين، چهل حديث است كه هر كس از امّتم بر آن پايدارى ورزد و آنها را حفظ كند، به رحمت الهى وارد بهشت مى شود و پس از پيامبران و اوصيا، محبوب ترينِ مردم نزد خداى عز و جل است و خدا، او را روز قيامت با پيامبران، صدّيقان، شهيدان و شايستگان ـ كه بهترينْ همراهان اند ـ، محشور مى كند».
دعائم الإسلامـ از امام حسين عليه السلام ـ: پيامبر خدا به من فرمود: «اى پسر عزيزم! بر پشت بخواب تا شكمت كوچك شود. آب را بمَك تا غذا گوارايت شود. سرمه را فرد (يك، سه، پنج. بار) سرمه كشيدن، يعنى فرو بردن ميل در سرمه دان و سپس كشيدن آن به چشم، و در اين جا، منظور، اين است كه عدد اين كشيدن ها، فرد باشد، نه زوج. بكش تا ديده ات روشن شود. يك روز در ميان، روغن بمال براى ديدن احاديث متعدّدِ توصيه به «چرب كردن پوست بدن» و «روغن زدن به موى سر و ابرو»، ر.ك: دانش نامه احاديث پزشكى: ج 1 ص 151 و 251 ـ 254. تا به مانند سنّت پيامبرت رفتار كرده باشى. كفش خوب به پا كن كه زينتِ پاى مردان است و نيز عمامه بگذار كه تاج عرب است. چون آب گوشت پختى، آبش را زياد بريز تا اگر گوشتش به همسايگانت نرسيد، از آبش به آنها برسد؛ زيرا آبِ گوشت هم مانند خود گوشت [باخاصيّت]است. انگشتر ياقوت و عقيق به دست كن كه خجسته و بابركت است و هر بار كه مرد به آن بنگرد، بر نور سيمايش مى افزايد و نماز با آن، هفتاد نماز به شمار مى آيد. انگشتر را به دست راستت بكن كه سنّت من و فرستادگان خداست و هر كس از سنّت من روى گردانَد، از من نيست. انگشتر را به دستِ چپ مكن و از غير ياقوت و عقيق هم نباشد».
حلية الأولياءـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: پيامبر خدا را ديدم كه به سخن براى يارانش ايستاد و فرمود: «اى مردم! گويى كه مرگ بر غير ما نوشته شده است. گويى كه حقّ آن، بر غيرِ ما واجب شده است. گويى مردگانى را كه تشييع مى كنيم، مسافرند و به زودى به سوى ما باز مى گردند. ميراثشان را چنان مى خوريم كه گويى پس از آنان، هميشه مى مانيم. هر عبرتى را از ياد برده ايم و خود را از هر هلاك كننده اى، ايمن مى پنداريم. خوشا به حال كسى كه عيب خودش، او را از پرداختن به عيب هاى مردم، باز داشته است! خوشا به حال كسى كه كسبش پاك، درونش به سامان، بُرونش نيكو و راهش راست است! خوشا به حال كسى كه براى خدا فروتنى مى كند، بى آن كه كاستى پذيرد و از آنچه بدون گناهْ گِرد آورده است، انفاق مى كند و با ژرفكاروان در دين و دانايان درمى آميزد و بر افتادگان و بينوايان، رحمت مى آورد! خوشا به حال كسى كه زيادى مالش را انفاق كند و زيادىِ گفتارش را نگاه دارد و در دامنه سنّت بمانَد و از آن به بدعت نگرايد!».