حكمت هاى جامع نبوى
10 حدیث
الخصال بإسناده عن الحسين بن عليّ عليه السلام:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله أوصى إلى أميرِ المُؤمِنينَ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام وكانَ فيما أوصى بِهِ أن قالَ لَهُ:
يا عَلِيُّ، مَن حَفِظَ مِن اُمَّتي أربَعينَ حَديثا يَطلُبُ بِذلِكَ وَجهَ اللّهِ عز و جل وَالدّارَ الآخِرَةَ، حَشَرَهُ اللّهُ يَومَ القِيامَةِ مَعَ النَّبِيّينَ وَالصِّدّيقينَ وَالشُّهَداءِ وَالصّالِحينَ وحَسُنَ اُولئِكَ رَفيقا.
فَقالَ عَلِيٌّ عليه السلام: يا رَسولَ اللّهِ، أخبِرني ما هذِهِ الأَحاديثُ؟
فَقالَ: أن تُؤمِنَ بِاللّهِ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وتَعبُدَهُ ولا تَعبُدَ غَيرَهُ، وتُقيمَ الصَّلاةَ بِوُضوءٍ سابِغٍ في مَواقيتِها ولا تُؤَخِّرَها؛ فَإِنَّ في تَأخيرِها مِن غَيرِ عِلَّةٍ غَضَبَ اللّهِ عز و
الخصالـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: پيامبر خدا به امير مؤمنان على عليه السلام سفارش كرد و از جمله فرمود: «اى على! هر كس از امّتم چهل حديث را براى خدا و سراى آخرت حفظ كند، خداوند، روز قيامت، او را با پيامبران، صدّيقان (مؤمنان راستين) و شهيدان و شايستگان ـ كه بهترين همراهان هستند ـ، محشور مى كند».
على عليه السلام گفت: اى پيامبر خدا! به من بگو اين احاديث چه هستند؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اين كه به خداى يگانه بى انباز، ايمان بياورى و او را بپرستى و جز او را نپرستى و نماز را با وضويى شاداب و كامل و در وقت خود و بدون تأخير، به جا آورى كه در تأخير آن و [بيرون وقت خواندن]بدون علّت، خشم خداى عز و جل است.
زكات را بپردازى و ماه رمضان را روزه بگيرى و چون ثروتمند و مستطيع بودى،
۱.النَّمِيمَةُ: هي نقل الحديث من قوم إلى قوم على جهة الإفساد والشرّ (النهاية: ج 5 ص 120 «نمم»).
۲.القُنوط: هو أشدّ اليأس من الشيء (النهاية: ج 4 ص 113 «قنط»).
۳.الخصال: ص 543 ح 19 عن إسماعيل بن الفضل الهاشمي، وإسماعيل بن أبي زياد جميعا عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 2 ص 154 ح 7.
دعائم الإسلام عن الإمام الحسين عليه السلام:قالَ لي رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: يا بُنَيَّ! نَم عَلى قَفاكَ يَخمُص ۱ بَطنُكَ، وَاشرَبِ الماءَ مَصّا يُمرِئكَ أكلُكَ، وَاكتَحِل وَترا ۲ يُضِئ لَكَ بَصَرُكَ، وَادَّهِن غِبّا ۳ تَتَشَبَّه بِسُنَّةِ نَبِيِّكَ، وَاستَجِدِ النِّعالَ فَإِنَّها خَلاخيلُ الرِّجالِ، وَالعَمائِمَ فَإِنَّها تيجانُ العَرَبِ، وإذا طَبَختَ قِدرا فَأَكثِر مَرَقَها، وإن لَم يُصَب جيرانُكَ مِن لَحمِها أصابوا مِن مَرَقِها؛ لِأَنَّ المَرَقَ أحَدُ اللَّحمَينِ، وتَخَتَّم بِالياقوتِ وَالعَقيقِ فَإِنَّهُ مَيمونٌ مُبارَكٌ، فَكُلَّما نَظَرَ الرَّجُلُ فيهِ إلى وَجهِهِ يَزيدُ نورا، وَالصَّلاةُ فيهِ سَبعونَ صَلاةً، وتَخَتَّم في يَمينِكَ فَإِنَّها مِن سُنَّتي وسُنَنِ المُرسَلينَ،
دعائم الإسلامـ از امام حسين عليه السلام ـ: پيامبر خدا به من فرمود: «اى پسر عزيزم! بر پشت بخواب تا شكمت كوچك شود. آب را بمَك تا غذا گوارايت شود. سرمه را فرد (يك، سه، پنج. بار) ۵ بكش تا ديده ات روشن شود. يك روز در ميان، روغن بمال ۶ تا به مانند سنّت پيامبرت رفتار كرده باشى. كفش خوب به پا كن كه زينتِ پاى مردان است و نيز عمامه بگذار كه تاج عرب است. چون آب گوشت پختى، آبش را زياد بريز تا اگر گوشتش به همسايگانت نرسيد، از آبش به آنها برسد؛ زيرا آبِ گوشت هم مانند خود گوشت [باخاصيّت]است. انگشتر ياقوت و عقيق به دست كن كه خجسته و بابركت است و هر بار كه مرد به آن بنگرد، بر نور سيمايش مى افزايد و نماز با آن، هفتاد نماز به شمار مى آيد. انگشتر را به دست راستت بكن كه سنّت من و فرستادگان خداست و هر كس از سنّت
۱.خَمِيصٌ: إذا كان ضامر البطن (النهاية: ج 2 ص 80 «خمص»).
۲.يتحقّق الاكتحال بإدخال الميل في المكحلة وإخراجه منها ثمّ إمراره بالعين. والمراد هو أنّ عدد إمرار الميل في العين فرد لا زوج.
۳.الغِبّ: من أوراد الإبِل؛ أن تَرِدَ الماءَ يوما، وتدعه يوما، ثمّ تعود (النهاية: ج 3 ص 336 «غبب»).
۴.دعائم الإسلام: ج 2 ص 164 ح 591.
۵.سرمه كشيدن، يعنى فرو بردن ميل در سرمه دان و سپس كشيدن آن به چشم، و در اين جا، منظور، اين است كه عدد اين كشيدن ها، فرد باشد، نه زوج.
۶.براى ديدن احاديث متعدّدِ توصيه به «چرب كردن پوست بدن» و «روغن زدن به موى سر و ابرو»، ر.ك: دانش نامه احاديث پزشكى: ج 1 ص 151 و 251 ـ 254.
تاريخ اليعقوبي:قيلَ لِلحُسَينِ عليه السلام: ما سَمِعتَ مِن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله؟
قالَ: سَمِعتُهُ يَقولُ: «إنَّ اللّهَ يُحِبُّ مَعالِيَ الاُمورِ ويَكرَهُ سَفسافَها ۱»، وعَقَلتُ عَنهُ أنَّهُ يُكَبِّرُ فَاُكَبِّرُ خَلفَهُ، فَإِذا سَمِعَ تَكبيري أعادَ التَّكبيرَ حَتّى يُكَبِّرَ سَبعا، وعَلَّمَني «قُل هُوَ اللّهُ أحَدٌ»، وعَلَّمَنِي الصَّلَواتِ الخَمسَ.
وسَمِعتُهُ يَقولُ: «مَن يُطِعِ اللّهَ يَرفَعهُ، ومَن يَعصِ اللّهَ يَضَعهُ، ومَن يُخلِص نِيَّتَهُ للّهِِ يُزِنهُ، ومَن يَثِق بِما عِندَ اللّهِ يُغنِهِ، ومَن يَتَعَزَّز عَلَى اللّهِ يُذِلَّهُ». ۲
تاريخ اليعقوبى:به امام حسين عليه السلام گفته شد: از پيامبر خدا چه شنيده اى؟
فرمود: «شنيدم كه مى فرمايد: خداوند، كارهاى بزرگ و والا را دوست مى دارد و كارهاى پست را ناپسند مى شمُرَد.
به ياد دارم كه او تكبير گفت و من، پشتِ سر او تكبير گفتم. چون تكبير مرا شنيد، دوباره و تا هفت بار تكبير گفت و «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» ، و نيز نمازهاى پنجگانه را به من آموخت.
شنيدم كه مى فرمايد: هر كس از خدا اطاعت كند، او را برمى كشد و هر كس نافرمانى اش كند، او را فرو مى كشد. هر كس نيّتش را براى خدا خالص كند، او را مى آرايد و هر كس به آنچه نزد خداست، اعتماد كند، بى نيازش مى سازد و هر كس به خدا بزرگى فروشد، خوارش مى كند».
كنز العمّال عن فاطمة بنت الحسين عن أبيها عن جدّها عليّ بن أبي طالب عليهماالسلام:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لِعَبدِ اللّهِ بنِ العَبّاسِ: اِحفَظِ اللّهَ يَحفَظكَ، احفَظِ اللّهَ تَجِدهُ أمامَكَ، تَعَرَّف إلَى اللّهِ فِي الرَّخاءِ يَعرِفكَ فِي الشِّدَّةِ، وإذا سَأَلتَ فَاسأَلِ اللّهَ، وإذَا استَعَنتَ فَاستَعِن بِاللّهِ.
جَفَّ القَلمُ بِما هُوَ كائِنٌ إلى يَومِ القِيامَةِ، فَلَو جَهَدَ الخَلائِقُ أن يَنفَعوكَ بِشَيءٍ لَم يَكتُبهُ اللّهُ عَلَيكَ لَم يَقدِروا، فَإِنِ استَطَعتَ أن تَعمَلَ للّهِِ بِالرِّضا بِاليَقينِ فَاعمَل، وإن لَم تَستَطِع فَإِنَّ فِي الصَّبرِ عَلى ما تَكرَهُ خَيرا كَثيرا، وَاعلَم أنَّ النَّصرَ مَعَ الصَّبرِ، وأنَّ الفَرَجَ مَعَ الكَربِ، وأنَّ مَعَ العُسرِ يُسرا. ۱
كنز العمّالـ به نقل از فاطمه دختر امام حسين، از امام حسين، از امام على عليهماالسلامـ: پيامبر خدا به عبد اللّه بن عباس فرمود: «خدا را پاس بدار، خدا حفظت مى كند. خدا را پاس بدار، او را پيشِ روى خود مى يابى. خود را به هنگام آسايش به خدا بشناسان، در گرفتارى، تو را مى شناسد و چون درخواستى داشتى، از خدا بخواه و چون كمك خواستى، از خدا بخواه.
هر چه بر قلم خدا رفته، تا روز قيامت، همان مى شود. پس اگر همه مردمان بكوشند كه به تو سودى برسانند كه خدا آن را برايت ننوشته است، نمى توانند. اگر مى توانى با رضايت به اين باور براى خدا كار كنى، بكن و اگر نتوانستى، در صبر بر آنچه ناخوش دارى، خيرِ فراوانى است و بدان كه پيروزى، با صبر همراه است و گشايش، با سختى و با عُسرت، آسانى است.
۱.كنز العمّال: ج 16 ص 136 ح 44165.
حلية الأولياء بإسناده عن الحسين بن عليّ عليه السلام:رَأَيتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قامَ خَطيبا عَلى أصحابِهِ فَقالَ: أيُّهَا النّاسُ، كَأَنَّ المَوتَ فيها عَلى غَيرِنا كُتِبَ، وكَأَنَّ الحَقَّ فيها عَلى غَيرِنا وَجَبَ، وكَأَنَّ الَّذي نُشَيِّعُ مِنَ الأَمواتِ سَفرٌ عَمّا قَليلٍ إلَينا راجِعونَ، نَأكُلُ تُراثَهُم كَأَنَّنا مُخَلَّدونَ بَعدَهُم، قَد نَسينا كُلَّ واعِظَةٍ، وأمِنّا كُلَّ جائِحَةٍ.
طوبى لِمَن شَغَلَهُ عَيبُهُ عَن عُيوبِ النّاسِ. طوبى لِمَن طابَ مَكسَبُهُ، وصَلُحَت سَريرَتُهُ، وحَسُنَت عَلانِيَتُهُ، وَاستَقامَت طَريقَتُهُ. طوبى لِمَن تَواضَعَ للّهِِ مِن غَيرِ مَنقَصَةٍ، وأنفَقَ مِمّا جَمَعَهُ مِن غَيرِ مَعصِيَةٍ، وخالَطَ أهلَ الفِقهِ وَالحِكمَةِ، ورَحِمَ أهلَ
حلية الأولياءـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: پيامبر خدا را ديدم كه به سخن براى يارانش ايستاد و فرمود: «اى مردم! گويى كه مرگ بر غير ما نوشته شده است. گويى كه حقّ آن، بر غيرِ ما واجب شده است. گويى مردگانى را كه تشييع مى كنيم، مسافرند و به زودى به سوى ما باز مى گردند. ميراثشان را چنان مى خوريم كه گويى پس از آنان، هميشه مى مانيم. هر عبرتى را از ياد برده ايم و خود را از هر هلاك كننده اى، ايمن مى پنداريم.
خوشا به حال كسى كه عيب خودش، او را از پرداختن به عيب هاى مردم، باز داشته است!
خوشا به حال كسى كه كسبش پاك، درونش به سامان، بُرونش نيكو و راهش راست است!
خوشا به حال كسى كه براى خدا فروتنى مى كند، بى آن كه كاستى پذيرد و از آنچه بدون گناهْ گِرد آورده است، انفاق مى كند و با ژرفكاروان در
۱.حلية الأولياء: ج 3 ص 202 عن محمّد بن جعفر عن أبيه الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام وراجع: مسند الشهاب: ج 1 ص 358 ح 614.
الفردوس عن الحسين بن عليّ عليه السلام عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن أخرَجَهُ اللّهُ عز و جل مِن ذُلِّ المَعاصي إلى عِزِّ التَّقوى، أغناهُ اللّهُ بِلا مالٍ، وأعَزَّهُ بِلا عَشيرَةٍ، وآنَسَهُ بِلا بَشَرٍ، ومَن لَم يَستَحِ مِن طَلَبِ المَعيشَةِ رَخَّى اللّهُ بالَهُ، ونَعَّمَ ۱ عِيالَهُ، ومَن زَهِدَ في الدُّنيا ثَبَّتَ اللّهُ الحِكمَةَ في قَلبِهِ، وأنطَقَ بِها لَسانَهُ، وبَصَّرَهُ داءَها ودَواءَها و عُيوبَها، وأخرَجَهُ اللّهُ سالِما إلى دارِ السَّلامِ. ۲
الفردوسـ از امام حسين عليه السلام، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ: هر كس را كه خداوند از خوارى گناهان به عزّتِ پرهيزگارى درآورد، او را بى نياز گردانَد، بى آن كه ثروتى داشته باشد و عزيز و قدرتمندش كند، بى آن كه ايل و تبارى داشته باشد و از تنهايى به درش آورد، بى آن كه كسى با او همدم شود.
هر كس از طلب روزى خجالت نكشد، خداوند، خاطرش را آسوده مى كند و عيالش را تأمين مى كند. هر كس به دنيا بى رغبت شود، خداوند، حكمت را در دلش استوار مى سازد و زبانش را به آن گويا مى كند و عيب هاى دنيا و درد و درمان آن را به وى مى شناسانَد و او را سالم از دنيا به سراى سلامت (بهشت) مى بَرد.
الأمالي بإسناده عن الحسين بن عليّ عن أبيه عليّ بن أبي طالب عليهماالسلام عن النبيّ صلى الله عليه و آله:مِن أفضَلِ الأَعمالِ عِندَ اللّهِ عز و جل إبرادُ الأَكبادِ ۱ الحارَّةِ، وإشباعُ الأَكبادِ الجائِعَةِ، وَالَّذي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لا يُؤمِنُ بي عَبدٌ يَبيتُ شَبعانَ وأخوهُ ـ أو قالَ: جارُهُ ـ المُسلِمُ جائِعٌ. ۲
الأمالى، طوسىـ به سندش، از امام حسين، از امام على عليهماالسلام، از پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: از برترين عمل ها نزد خداوند عز و جل خُنَك كردن جگر سوزان [با آب] و سير كردن شكم هاى گرسنه است. سوگند به كسى كه جان محمّد به دست اوست، بنده اى كه خود، سير بخوابد و برادر (/ همسايه مسلمانش) گرسنه باشد، به من ايمان نياورده است.
الأمالي بإسناده عن الإمام الشهيد الحسين بن عليّ عن أبيه أمير المؤمنين عليّ بن أبي طالب عليهماالسلام:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أفضَلُ الأَعمالِ عِندَ اللّهِ إيمانٌ لا شَكَّ فيهِ، وغَزوٌ لا غُلولَ ۱ فيهِ، وحَجٌّ مَبرورٌ. وأوَّلُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ عَبدٌ مَملوكٌ أحسَنَ عِبادَةَ رَبِّهِ ونَصَحَ لِسَيِّدِهِ، ورَجُلٌ عَفيفٌ مُتَعَفِّفٌ ذو عِبادَةٍ. ۲
الأمالى، مفيدـ به سندش، از امام حسين، از امام على عليهماالسلام ـ: پيامبر خدا فرمود: «برترين عمل نزد خداوند، ايمانِ بدون ترديد، جنگ بدون خيانت در غنيمت و حجّ مقبول است. نخستين واردشونده به بهشت، بنده اى زرخريد است كه عبادت پروردگارش را نيكو انجام مى دهد و خيرخواهِ آقاى خويش و مردى عفيف، خويشتندار و عابد است».
۱.الغلولُ: هو الخيانة في المغنم والسرقة من الغنيمة قبل القسمة (النهاية: ج 3 ص 380 «غلل»).
۲.الأمالي للمفيد: ص 99 ح 1 عن داوود بن سليمان الغازي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام: ص 83 ح 8، عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 2 ص 28 ح 20 وفيه «عيال» بدل «عبادة» وكلاهما عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عنه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 69 ص 393 ح 75.
النوادر بإسناده عن الحسين عليه السلام:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لا طَلاقَ إلاّ مِن بَعدِ نِكاحٍ، ولا عِتقَ إلاّ مِن بَعدِ مِلكٍ، ولا صَمتَ مِن غُدوَةٍ إلَى اللَّيلِ، ولا وِصالَ فِي صِيامٍ، ولا رَضاعَ بَعدَ فِطامٍ، ولا يُتمَ بَعدَ حُلمٍ، ولا يَمينَ لاِمرَأَةٍ مَعَ زَوجِها، ولا يَمينَ لِوَلَدٍ مَعَ والِدِهِ، ولا يَمينَ لِلمَملوكِ مَعَ سَيِّدِهِ ۱، ولا تَعَرُّبَ ۲ بَعدَ هِجرَةٍ، ولا يَمينَ في قَطيعَةِ رَحِمٍ، ولا يَمينَ فيما لا يُملَكُ، ولا يَمينَ في مَعصِيَةٍ، ولَو أنَّ غُلاما حَجَّ عَشرَ حِجَجٍ ثُمَّ احتَلَمَ كانَت عَلَيهِ فَريضَةُ الإِسلامِ إذَا استَطاعَ إلى ذلِكَ، ولَو أنَّ مُكاتَبا أدّى مُكاتَبَتَهُ ثُمَّ بَقِيَ عَلَيهِ اُوقِيَةٌ ۳ رُدَّ فِي الرِّقِّ. ۴
النوادرـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: طلاق، تنها پس از ازدواج، و آزادى برده تنها پس از تملّك او، تحقّق پذير است. خاموشى از صبح تا شب و روزه دارى به صورت پيوسته [و بدون اخطار تا دو روز]، ممنوع است. پس از پايان دوره شيرخوارگى، ديگر شير خوردن، موجب حرمتِ رضاعى نمى شود. با احتلام و بلوغ، يتيمى [نيازمند قيّم] نيست. زن را با [وجود]شوهر، فرزند را با [وجود]پدر و برده را با [وجود]مولا، نذرى نيست. ۵ مسلمان، حق ندارد پس از هجرت، باديه نشين و جاهل به احكام گردد. سوگند خوردن براى قطع رَحِم و در باره آنچه ملك انسان نيست و نيز در نافرمانى خدا، اعتبارى ندارد. اگر پسرى ده حج بگزارد، سپس به بلوغ برسد، هنوز به شرط توانايى، حَجّة الإسلام بر او واجب است اگر برده
۱.قد يكون اليمين بمعنى النذر، وعلى هذا فالمراد منه ألا يجوز للمرأة أن تنذر شيئا من مال زوجها بدون إذنه.
۲.التَّعرُّب بعد الهِجرة: هو أن يعود الرجل إلى البادية ويقيم مع الأعراب بعد أن كان مهاجرا (النهاية: ج 3 ص 202 «عرب»).
۳.في المصدر: «رقيّته» بدل «أوقية»، والتصويب من مستدرك الوسائل: ج 16 ص 13 ح 18975.
۴.النوادر للراوندي: ص 223 ح 453 عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، الجعفريّات: ص 113.
۵.يعنى زن از مال شوهرش بدون اذن او نمى تواند نذر كند.
الخصال بإسناده عن الحسين بن عليّ عليه السلام:لَمَّا افتَتَحَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله خَيبَرَ، دَعا بِقَوسِهِ فَاتَّكَأَ عَلى سِيَتِها ۱، ثُمَّ حَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، وذَكَرَ ما فَتَحَ اللّهُ لَهُ ونَصَرَهُ بِهِ، ونَهى عَن خِصالٍ تِسعَةٍ: عَن مَهرِ البَغِيِّ، وعَن كَسبِ الدّابَّةِ ـ يَعني عَسبَ ۲ الفَحلِ ـ وعَن خاتَمِ الذَّهَبِ، وعَن ثَمَنِ الكَلبِ، وعَن مَياثِرِ الاُرجُوانِ ۳. وعَن لَبوسِ ثِيابِ القَسِيِّ ۴ ـ وهِيَ ثِيابٌ تُنسَجُ بِالشّامِ ـ وعَن أكلِ لُحومِ السِّباعِ، وعَن صَرفِ الذَّهَبِ بِالذَّهَبِ وَالفِضَّةِ بِالفِضَّةِ بَينَهُما فَضلٌ، وعَنِ النَّظَرِ فِي النُّجومِ. ۵
الخصالـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: چون پيامبر خدا خيبر را فتح كرد، كمانش را خواست و بر خَم آن تكيه داد و پس از حمد و ثناى الهى و بازگويى آنچه خداوند برايش فتح كرده و بدان يارى اش داده است، از نُه چيز، نهى كرد: مهريه زناكار، اجرت جهاندن حيوان نَر، انگشتر طلا [براى مرد]، بهاى سگ، رداى ارغوانى، ۶. پوشيدن لباس قُسّى ۷ كه در شام بافته مى شود، خوردن گوشت درندگان، معامله نابرابر زر و سيم با مشابه خود، و ستاره گويى (طالع بينى).
۱.سِيَةُ القوس: ما عُطِف من طرفيها ولها سيتان (النهاية: ج 2 ص 435 «سية»).
۲.عَسْبُ الفَحْل: ماؤه؛ فرسا كان أو بعيرا أو غيره (النهاية: ج 3 ص 234 «عسب»).
۳.مَيَاثِر الاُرْجُوان: وهي من مراكب العجم، وتعمل من حرير أو ديباج (النهاية: ج 5 ص 150 «وثر»). وهي لباس الأعيان والأشراف خاصّة.
۴.يحتمل قويّا أن تكون هذه الثياب خاصّة باُمراء الروم وقسّيسي الشام.
۵.الخصال: ص 417 ح 10 عن القاسم بن عبد الرحمن الأنصاري عن الإمام الباقر عن أبيه عليهماالسلام، بحار الأنوار: ج 103 ص 44 ح 8.
۶.اين لباس، از ابريشم و ويژه اشراف و مستكبران بوده است.
۷.اين لباس، به احتمال فراوان، ويژه دولت مردان رومى و يا كشيشانِ شام بوده است.