حدیث دربارهحكمت هاى جامع قُدسى
الأمالي بإسناده عن الحسين بن عليّ عليه السلام:حَدَّثَني أبي عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام: قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: قالَ اللّهُ عز و جل: يَابنَ آدَمَ، كُلُّكُم ضالٌّ إلاّ مَن هَدَيتُ، وكُلُّكُم عائِلٌ ۱ إلاّ مَن أغنَيتُ، وكُلُّكُم هالِكٌ إلاّ مَن أنجَيتُ، فَاسأَلوني أكفِكُم وأهدِكُم سَبيلَ رُشدِكُم.
فَإِنَّ مِن عِبادِيَ المُؤمِنينَ مَن لا يُصلِحُهُ إلاَّ الفاقَةُ ولَو أغنَيتُهُ لَأَفسَدَهُ ذلِكَ وإنَّ مِن عِبادي مَن لا يُصلِحُهُ إلاَّ الصِّحَّةُ ولَو أمرَضتُهُ لَأَفسَدَهُ ذلِكَ، وإنَّ مِن عِبادي مَن لا يُصلِحُهُ إلاَّ المَرَضُ ولَو أصحَحتُ جِسمَهُ لَأَفسَدَهُ ذلِكَ، وإنَّ مِن عِبادي لَمَن يَجتَهِدُ في عِبادَتي وقِيامِ اللَّيلِ لي، فَاُلقي عَلَيهِ النُّعاسَ نَظَرا مِنّي لَهُ، فَيَرقُدُ حَتّى يُصبِحَ ويَقومُ حينَ يَقومُ وهُوَ ماقِتٌ ۲ لِنَفسِهِ زارٍ ۳ عَلَيها، ولَو خَلَّيتُ بَينَهُ وبَينَ ما يُريدُ لَدَخَلَهُ العُجبُ بِعَمَلِهِ، ثُمَّ كانَ هَلاكُهُ في عُجبِهِ ورِضاهُ مِن نَفسِهِ، فَيَظُنُّ أنَّهُ قَد فاقَ العابِدينَ وجازَ بِاجتِهادِهِ حَدَّ المُقَصِّرينَ، فَيَتَباعَدُ بِذلِكَ مِنّي وهُوَ يَظُنُّ أنَّهُ يَتَقَرَّبُ إلَيَّ.
فَلا يَتَّكِلِ العامِلونَ عَلى أعمالِهِم وإن حَسُنَت، ولا يَيأَسِ المُذنِبونَ مِن مَغفِرَتي لِذُنوبِهِم وإن كَثُرَت، لكِن بِرَحمَتي فَليَثِقوا، ولِفَضلي فَليَرجوا، وإلى حُسنِ نَظَري فَليَطمَئِنّوا، وذلِكَ أنّي اُدَبِّرُ عِبادي بِما يُصلِحُهُم، وأنَا بِهِم لَطيفٌ خَبيرٌ. ۴
الأمالى، طوسىـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: پدرم على، امير مؤمنان، برايم از پيامبر خدا نقل كرد، كه خداوند عز و جلفرمود: «اى آدمى زاده! همه شما گم راهيد، جز آن كه من بدو ره نمودم و همگى شما نيازمنديد، جز آن كه من، بى نيازش كردم و همه شما هلاكيد، جز آن كه من، نجاتش دادم. پس از من بخواهيد تا كفايتتان كنم و به راه هدايتتان، رهنمون شوم.
بى گمان، برخى از بندگان مؤمنم را جز نيازمندى به سامان نمى آورد و اگر او را بى نيازش كنم، همين، او را تباه مى كند. برخى از بندگانم را جز تن درستى، به سامان نمى كند و اگر بيمارش كنم، او را تباه مى كند. برخى از بندگانم را جز بيمارى، به سامان نمى كند و اگر تن درستش كنم، تباهش مى سازد. كسى از بندگانم هست كه در عبادت من و شب زنده دارى براى من مى كوشد و من از سرِ عنايت به او، خواب را بر او مسلّط مى كنم و تا صبح مى خوابد و چون برمى خيزد، با نفس خود، بد است و او را خوار مى شمارد و اگر چنين نمى كردم و به خواسته اش (شب زنده دارى) مى رسيد، شيفتگى به عملش او را مى گرفت و اين خودپسندى، سبب هلاك او مى شد و گمان مى كرد كه بر عابدان، فائق آمده و با كوشش خود، از تقصير در عبادت درگذشته است و به همين سبب، از من دور مى شد و مى پنداشت كه به من، نزديك مى شود.
پس عمل كنندگان، بر اعمال خود تكيه نكنند، هر چند [عملشان] نيكو باشد و گناهكاران از آمرزش من نسبت به گناهانشان، نااميد نشوند، هر چند [گناهانشان]فراوان باشد؛ بلكه بر رحمت من، اعتماد كنند و به فضل من، اميدوار باشند و به حُسن نظر من، اطمينان كنند؛ چرا كه من بندگانم را آن گونه كه به صلاحشان است، اداره مى كنم و من نسبت به آنها باريك بين و آگاهم.
۱.العائِل: هو الفَقير (النهاية: ج 3 ص 323 «عول»).
۲.المَقْتُ: أشدّ البغض (النهاية: ج 4 ص 346 «مقت»).
۳.الازدِراء: الاحتقار والانتقاص والعيب، وهو افتعال من زريت عليه (النهاية: ج 2 ص 302 «زرا»).
۴.الأمالي للطوسي: ص 166 ح 278 عن داوود بن سليمان عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام: ص 287 ح 33، بحار الأنوار: ج 71 ص 140 ح 31 وراجع: الكافي: ج 2 ص 60 ح 4.