حدیث دربارهحكمت هاى جامع قُدسى

الأمالي بإسناده عن الحسين بن عليّ عن أبيه عليّ بن أبي طالب عليهماالسلام عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أوحَى اللّهُ إلى بَعضِ أنبِيائِهِ في بَعضِ وَحيِهِ إلَيهِ: وعِزَّتي وجَلالي لاَُقَطِّعَنَّ أمَلَ كُلِّ مُؤَمِّلٍ غَيري بِالإِياسِ، ولَأَكسُوَنَّهُ ثَوبَ المَذَلَّةِ فِي النّاسِ، ولاَُبعِدَنَّهُ مِن فَرَجي وفَضلي، أيُؤَمِّلُ عَبدي فِي الشَّدائِدِ غَيري، أو يَرجو سِوايَ! وأنَا الغَنِيُّ الجَوادُ، بِيَدي مَفاتيحُ الأَبوابِ وهِيَ مُغلَقَةٌ، وبابي مَفتوحٌ لِمَن دَعاني، ألَم يَعلَم أنَّهُ ما أوهَنَتهُ نائِبَةٌ لَم يَملِك كَشفَها عَنهُ غَيري، فَما لي أراهُ بِأَمَلِهِ مُعرِضا عَنّي؟! قَد أعطَيتُهُ بِجودي وكَرَمي ما لَم يَسأَلني، فَأَعرَضَ عَنّي ولَم يَسأَلني، وسَأَلَ في نائِبَتِهِ غَيري! وأنَا اللّهُ أبتَدِئُ بِالعَطِيَّةِ قَبلَ المَسأَلَةِ، أفَاُسأَلُ فَلا اُجيبُ؟ كَلاّ، أوَلَيسَ الجودُ وَالكَرَمُ لي؟ أوَلَيسَ الدُّنيا وَالآخِرَةُ بِيَدي؟ فَلَو أنَّ أهلَ سَبعِ سَماواتٍ وأرَضينَ سَأَلوني جَميعا فَأَعطَيتُ كُلَّ واحِدٍ مِنهُم مَسأَلَتَهُ، ما نَقَصَ ذلِكَ مِن مُلكي مِثلَ جَناحِ بَعوضَةٍ، وكَيفَ يَنقُصُ مُلكٌ أنَا قَيِّمُهُ ۱؟! فَيا بُؤسا لِمَن عَصاني ولَم يُراقِبني. ۲
الأمالى، طوسىـ به سندش، از امام حسين، از امام على عليهماالسلام، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ: خداوند به يكى از پيامبرانش در يكى از وحى هايش چنين فرمود: «به عزّت و جلالم سوگند، آرزوى هر آرزومندى را كه چيز ديگرى غير از خودم باشد، با يأس مى گُسَلم و ميان مردم، جامه خوارى بر تن او مى كنم و او را از گشايش و فضل خودم دور مى دارم. آيا بنده من در گرفتارى ها، به غير من دل مى بندد يا جز مرا اميد مى بَرَد، در حالى كه منم بى نيازِ بخشنده و كليد درهاى بسته به دست من است و درگاهم به روى كسى كه مرا مى خواند، گشوده است؟! آيا نمى داند مصيبتى كه او را به زانو درآورده است، كس ديگرى جز من، نمى تواند برطرف سازد؟ پس چرا مى بينم از من روى گردانده و به ديگرى اميد دارد؟! به بخشش و كَرَم خود، چيزى را كه نخواسته بود، به او عطا كردم؛ امّا از من روى گردانْد و از من نخواست و در مصيبتش از ديگرى درخواست كرد و منِ خدا كه عطا را قبل از درخواست مى آغازم، اگر از من درخواست شود، اجابت نمى كنم؟ هرگز! آيا بخشش و كَرَم، از آنِ من نيست؟ آيا دنيا و آخرت به دست من نيست؟ پس اگر اهل هفت آسمان و زمين ها، همگى از من درخواست كنند و همه خواسته ها را اجابت كنم، اين كار از دارايى من، به اندازه بالِ مگسى كم نمى كند. چگونه دارايى اى كه من سرپرست آنم، كاستى گيرد؟! بدا به حال كسى كه نافرمانى مرا مى كند و مرا نمى پايد!
۱.القيِّمُ على الشيء: المستولي عليه (مجمع البحرين: ج 3 ص 1532 «قوم»).
۲.الأمالي للطوسي: ص 584 ح 1208، عدّة الداعي: ص 123، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 73، أعلام الدين: ص 212 والثلاثة الأخيرة نحوه وكلّها عن محمّد بن عبد اللّه بن عليّ بن الحسين عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 71 ص 154 ح 67 وراجع: صحيفة الإمام الرضا عليه السلام: ص 276 ح 20.

احادیث دیگر این موضوع

۵
الأمالى، طوسىـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: پدرم على، امير مؤمنان، برايم از پيامبر خدا نقل كرد، كه خداوند عز و جلفرمود: «اى آدمى زاده! همه شما گم راهيد، جز آن كه من بدو ره نمودم و همگى شما نيازمنديد، جز آن كه من، بى نيازش كردم و همه شما هلاكيد، جز آن كه من، نجاتش دادم. پس از من بخواهيد تا كفايتتان كنم و به راه هدايتتان، رهنمون شوم. بى گمان، برخى از بندگان مؤمنم را جز نيازمندى به سامان نمى آورد و اگر او را بى نيازش كنم، همين، او را تباه مى كند. برخى از بندگانم را جز تن درستى، به سامان نمى كند و اگر بيمارش كنم، او را تباه مى كند. برخى از بندگانم را جز بيمارى، به سامان نمى كند و اگر تن درستش كنم، تباهش مى سازد. كسى از بندگانم هست كه در عبادت من و شب زنده دارى براى من مى كوشد و من از سرِ عنايت به او، خواب را بر او مسلّط مى كنم و تا صبح مى خوابد و چون برمى خيزد، با نفس خود، بد است و او را خوار مى شمارد و اگر چنين نمى كردم و به خواسته اش (شب زنده دارى) مى رسيد، شيفتگى به عملش او را مى گرفت و اين خودپسندى، سبب هلاك او مى شد و گمان مى كرد كه بر عابدان، فائق آمده و با كوشش خود، از تقصير در عبادت درگذشته است و به همين سبب، از من دور مى شد و مى پنداشت كه به من، نزديك مى شود. پس عمل كنندگان، بر اعمال خود تكيه نكنند، هر چند [عملشان] نيكو باشد و گناهكاران از آمرزش من نسبت به گناهانشان، نااميد نشوند، هر چند [گناهانشان]فراوان باشد؛ بلكه بر رحمت من، اعتماد كنند و به فضل من، اميدوار باشند و به حُسن نظر من، اطمينان كنند؛ چرا كه من بندگانم را آن گونه كه به صلاحشان است، اداره مى كنم و من نسبت به آنها باريك بين و آگاهم.