حدیث دربارهحكمت هاى جامع قُدسى

عيون أخبار الرضا بإسناده عن الحسين بن عليّ عن عليّ بن أبي طالب عليهماالسلام:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: يَقولُ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: يَابنَ آدَمَ ما تُنصِفُني؟! أتَحَبَّبُ إلَيكَ بِالنِّعَمِ وتَتَمَقَّتُ إلَيَّ بِالمَعاصي، خَيري إلَيكَ مُنزَلٌ وشَرُّكَ إلَيَّ صاعِدٌ، ولا يَزالُ مَلَكٌ كَريمٌ يَأتيني عَنكَ في كُلِّ يَومٍ ولَيلَةٍ بِعَمَلٍ قَبيحٍ مِنكَ! يَابنَ آدَمَ، لَو سَمِعتَ وَصفَكَ مِن غَيرِكَ وأنتَ لا تَعلَمُ مَنِ المَوصوفُ لَسارَعتَ إلى مَقتِهِ. ۱
عيون أخبار الرضا عليه السلامـ به سندش، از امام حسين، از امام على عليهماالسلام ـ: پيامبر خدا فرمود: «خداى ـ تبارك و تعالى ـ مى فرمايد: اى آدمى زاده! به من انصاف نمى دهى؟! من با نعمت ها با تو دوستى مى ورزم و تو با معصيت ها با من دشمنى مى كنى. خير من به سوى تو فرو مى آيد و شرّ تو به سوى من بالا مى آيد. هماره، فرشته اى بزرگوار، هر روز و شب، از تو كارى زشت را براى من مى آورد. اى آدمى زاده! اگر صفت خود را از زبان ديگرى مى شنيدى و موصوف را نمى شناختى، خيلى زود، دشمنش مى شدى».
۱.عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 2 ص 28 ح 18، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام: ص 81 ح 4 كلاهما عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، الأمالي للطوسي: ص 126 ح 197، كنز الفوائد: ج 1 ص 350 كلاهما عن داوود بن سليمان الغازي عن الإمام الرضا عن آبائه عنه عليهم السلام وكلّها نحوه، بحار الأنوار: ج 73 ص352 ح50.

احادیث دیگر این موضوع

۵
الأمالى، طوسىـ به سندش، از امام حسين، از امام على عليهماالسلام، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ: خداوند به يكى از پيامبرانش در يكى از وحى هايش چنين فرمود: «به عزّت و جلالم سوگند، آرزوى هر آرزومندى را كه چيز ديگرى غير از خودم باشد، با يأس مى گُسَلم و ميان مردم، جامه خوارى بر تن او مى كنم و او را از گشايش و فضل خودم دور مى دارم. آيا بنده من در گرفتارى ها، به غير من دل مى بندد يا جز مرا اميد مى بَرَد، در حالى كه منم بى نيازِ بخشنده و كليد درهاى بسته به دست من است و درگاهم به روى كسى كه مرا مى خواند، گشوده است؟! آيا نمى داند مصيبتى كه او را به زانو درآورده است، كس ديگرى جز من، نمى تواند برطرف سازد؟ پس چرا مى بينم از من روى گردانده و به ديگرى اميد دارد؟! به بخشش و كَرَم خود، چيزى را كه نخواسته بود، به او عطا كردم؛ امّا از من روى گردانْد و از من نخواست و در مصيبتش از ديگرى درخواست كرد و منِ خدا كه عطا را قبل از درخواست مى آغازم، اگر از من درخواست شود، اجابت نمى كنم؟ هرگز! آيا بخشش و كَرَم، از آنِ من نيست؟ آيا دنيا و آخرت به دست من نيست؟ پس اگر اهل هفت آسمان و زمين ها، همگى از من درخواست كنند و همه خواسته ها را اجابت كنم، اين كار از دارايى من، به اندازه بالِ مگسى كم نمى كند. چگونه دارايى اى كه من سرپرست آنم، كاستى گيرد؟! بدا به حال كسى كه نافرمانى مرا مى كند و مرا نمى پايد!
الأمالى، طوسىـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: پدرم على، امير مؤمنان، برايم از پيامبر خدا نقل كرد، كه خداوند عز و جلفرمود: «اى آدمى زاده! همه شما گم راهيد، جز آن كه من بدو ره نمودم و همگى شما نيازمنديد، جز آن كه من، بى نيازش كردم و همه شما هلاكيد، جز آن كه من، نجاتش دادم. پس از من بخواهيد تا كفايتتان كنم و به راه هدايتتان، رهنمون شوم. بى گمان، برخى از بندگان مؤمنم را جز نيازمندى به سامان نمى آورد و اگر او را بى نيازش كنم، همين، او را تباه مى كند. برخى از بندگانم را جز تن درستى، به سامان نمى كند و اگر بيمارش كنم، او را تباه مى كند. برخى از بندگانم را جز بيمارى، به سامان نمى كند و اگر تن درستش كنم، تباهش مى سازد. كسى از بندگانم هست كه در عبادت من و شب زنده دارى براى من مى كوشد و من از سرِ عنايت به او، خواب را بر او مسلّط مى كنم و تا صبح مى خوابد و چون برمى خيزد، با نفس خود، بد است و او را خوار مى شمارد و اگر چنين نمى كردم و به خواسته اش (شب زنده دارى) مى رسيد، شيفتگى به عملش او را مى گرفت و اين خودپسندى، سبب هلاك او مى شد و گمان مى كرد كه بر عابدان، فائق آمده و با كوشش خود، از تقصير در عبادت درگذشته است و به همين سبب، از من دور مى شد و مى پنداشت كه به من، نزديك مى شود. پس عمل كنندگان، بر اعمال خود تكيه نكنند، هر چند [عملشان] نيكو باشد و گناهكاران از آمرزش من نسبت به گناهانشان، نااميد نشوند، هر چند [گناهانشان]فراوان باشد؛ بلكه بر رحمت من، اعتماد كنند و به فضل من، اميدوار باشند و به حُسن نظر من، اطمينان كنند؛ چرا كه من بندگانم را آن گونه كه به صلاحشان است، اداره مى كنم و من نسبت به آنها باريك بين و آگاهم.