حدیث دربارهگونه هاى جهاد
تحف العقول:سُئِلَ [الحُسَينُ عليه السلام] عَنِ الجِهادِ؛ سُنَّةٌ أو فَريضَةٌ؟ فَقالَ عليه السلام: الجِهادُ عَلى أربَعَةِ أوجُهٍ: فَجِهادانِ فَرضٌ، وجِهادٌ سُنَّةٌ لا يُقامُ إلاّ مَعَ فَرضٍ، وجِهادٌ سُنَّةٌ.
فَأَمّا أحَدُ الفَرضَينِ؛ فَجِهادُ الرَّجُلِ نَفسَهُ عَنِ مَعاصِي اللّهِ، وهُوَ مِن أعظَمِ الجِهادِ. ومُجاهَدَةُ الَّذينَ يَلونَكُم مِنَ الكُفّارِ فَرضٌ.
وأمَّا الجِهادُ الَّذي هُوَ سُنَّةٌ لا يُقامُ إلاّ مَعَ فَرضٍ؛ فَإِنَّ مُجاهَدَةَ العَدُوِّ فَرضٌ عَلى جَميعِ الاُمَّةِ؛ لَو تَرَكُوا الجِهادَ لَأَتاهُمُ العَذابُ، وهذا هُوَ مِن عَذابِ الاُمَّةِ، وهُوَ سُنَّةٌ عَلَى الإِمامِ وَحدَهُ أن يَأتِيَ العَدُوَّ مَعَ الاُمَّةِ فَيُجاهِدَهُم.
وأمَّا الجِهادُ الَّذي هُوَ سُنَّةٌ؛ فَكُلُّ سُنَّةٍ أقامَهَا الرَّجُلُ وجاهَدَ في إقامَتِها وبُلوغِها وإحيائِها فَالعَمَلُ وَالسَّعيُ فيها مِن أفضَلِ الأَعمالِ؛ لِأَنَّها إحياءُ سُنَّةٍ، وقَد قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: «مَن سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أجرُها وأجرُ مَن عَمِلَ بِها إلى يَومِ القِيامَةِ مِن غَيرِ أن يَنقُصَ مِن اُجورِهِم شَيئا». ۱
تحف العقول:[از امام حسين عليه السلام] درباره جهاد سؤال شد كه: آيا سنّت است يا فريضه؟
فرمود: «جهاد، چهار گونه است: دو گونه آن فريضه است و [سوم،] جهاد سنّتى كه جز با فريضه بر پا نمى شود و [چهارم] جهادى كه سنّت [محض] است.
امّا يكى از دو جهاد فريضه، مجاهده انسان با نفس خود براى بازدارى از معاصى الهى است و آن، از بزرگ ترينِ جهادهاست.
و [دوم] جهاد با كفّارى است كه نزديك شما هستند.
امّا جهادى كه سنّت است و جز با فريضه برپا نمى شود، جهاد با دشمنِ يورشگر است كه بر همه امّت واجب است و اگر آن را ترك كنند، به عذاب گرفتار شوند و اين از عذاب هاى امّت است؛ امّا تنها بر پيشوا، سنّت است كه همراه امّت به سوى دشمن برود و با آنان بجنگد.
امّا جهادى كه سنّت [ِ محض] است، هر سنّتى است كه انسان، آن را برپا كند و براى برپايى و كمال و زنده داشتنش بكوشد و كار و كوشش در آن، از برترين اعمال است؛ زيرا آن، زنده كردن سنّت است و پيامبر خدا فرمود: هر كس سنّتى نيكو پى نهد، اجرش و اجر كسانى كه تا روز قيامت به آن عمل مى كنند، از آنِ اوست، بى آن كه از اجرهاى عاملان، چيزى كم شود».
۱.تحف العقول: ص 243 وراجع: الكافي: ج 5 ص 9 ح 1 وتهذيب الأحكام: ج 6 ص 124 ح 217 والخصال: ص 240 ح 89.