حدیث دربارهوفادارى ياران امام
مثير الأحزان:جَمَعَ الحُسَينُ عليه السلام أصحابَهُ وحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، ثُمَّ قالَ: أمّا بَعدُ فَإِنّي لا أعلَمُ لي أصحابا أوفى ولا خَيرا مِن أصحابي، ولا أهلَ بَيتٍ أبَرَّ ولا أوصَلَ مِن أهلِ بَيتي فَجَزاكُمُ اللّهُ عَنّي جَميعا خَيرا، ألا وإنّي قَد أذِنتُ لَكُم فَانطَلِقوا أنتُم في حِلٍّ، لَيسَ عَلَيكُم مِنّي ذِمامٌ ۱، هذَا اللَّيلُ قَد غَشِيَكُم فَاتَّخِذوهُ جَمَلاً ۲.
فَقالَ لَهُ إخوَتُهُ وأبناؤُهُ وأبناءُ عَبدِ اللّهِ بنِ جَعفَرٍ: ولِمَ نَفعَلُ ذلِكَ؟ لِنَبقى بَعدَكَ؟! لا أرانَا اللّهُ ذلِكَ. وبَدَأَهُمُ العَبّاسُ أخوهُ ثُمَّ تابَعوهُ.
وقالَ لِبَني مُسلِمِ بنِ عَقيلٍ: حَسبُكُم مِنَ القَتلِ بِصاحِبِكُم مُسلِمٍ، اذهَبوا فَقَد أذِنتُ لَكُم.
فَقالوا: لا وَاللّهِ، لا نُفارِقُكَ أبَدا حَتّى نَقِيَكَ بِأَسيافِنا، ونُقتَلَ بَينَ يَدَيكَ. ۳
مثير الأحزان:امام حسين عليه السلام يارانش را گِرد آورد و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: «امّا بعد، من، نه يارانى وفادارتر و بهتر از ياران خود مى شناسم، نه خاندانى برقرار كننده پيوند و نيكوكارتر از خاندانم. خداوند، به همه شما از جانب من» جزاى خير دهد. بدانيد كه من به شما اذن دادم برويد، كه مجازيد و حقّى بر گردن شما ندارم. اين، شب است كه شما را پوشانده است. پس آن را مَركب خود كنيد».
برادران و پسران امام و پسران عبد اللّه بن جعفر به او گفتند: چرا چنين كنيم؟ براى اين كه پس از تو باقى بمانيم؟! خدا، اين را از ما نبيند.
عبّاس، برادرش، آغازگر اين سخن بود و سايرين هم پيروى كردند. امام عليه السلام به پسران مسلم بن عقيل فرمود: «كشته شدن مسلم براى شما بس است. برويد كه من به شما اذن دادم».
امّا آنان گفتند: به خدا سوگند، نه! هرگز از تو جدا نمى شويم تا با شمشيرهايمان از تو محافظت كنيم و جلو تو كشته شويم.