حدیث دربارهوفادارى ياران امام

مقاتل الطالبيّين عن عتبة بن سمعان الكلبّي:قامَ الحُسَينُ عليه السلام في أصحابِهِ خَطيبا فَقالَ: اللّهُمَّ إنَّكَ تَعلَمُ أنّي لا أعلَمُ أصحابا خَيرا مِن أصحابي، ولا أهلَ بَيتٍ خَيرا مِن أهلِ بَيتي، فَجَزاكُمُ اللّهُ خَيرا، فَقَد آزَرتُم وعاوَنتُم، وَالقَومُ لا يُريدونَ غَيري، ولَو قَتَلوني لَم يَبتَغوا غَيري أحَدا، فَإِذا جَنَّكُمُ اللَّيلُ فَتَفَرَّقوا في سَوادِهِ وَانجوا بِأَنفُسِكُم. فَقامَ إلَيهِ العَبّاسُ بنُ عَلِيٍّ أخوهُ، وعَلِيٌّ ابنُهُ، وبَنو عَقيلٍ، فَقالوا لَهُ: مَعاذَ اللّهِ وَالشَّهرَ الحَرامَ، فَماذا نَقولُ لِلنّاسِ إذا رَجَعنا إلَيهِم، إنّا تَرَكنا سَيِّدَنا وَابنَ سَيِّدِنا وعِمادَنا وتَرَكناهُ غَرَضا لِلنَّبلِ ودَريئَةً ۱ لِلرِّماحِ وجَزَرا ۲ لِلسِّباعِ، وفَرَرنا عَنهُ رَغبَةً فِي الحَياةِ؟! مَعاذَ اللّهِ، بَل نَحيا بِحَياتِكَ ونَموتُ مَعَكَ. فَبَكى وبَكَوا عَلَيهِ، وجَزاهُم خَيرا، ثُمَّ نَزَلَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِ. ۳
مقاتل الطالبيينـ به نقل از عتبة بن سمعان كلبى ـ: امام حسين عليه السلام ميان يارانش به سخن ايستاد و فرمود: «بار خدايا! تو مى دانى كه من، نه يارانى بهتر از ياران خود مى شناسم و نه خاندانى بهتر از خاندان خود. خداوند به شما جزاى خير دهد كه يارى و همكارى كرديد. اين قوم، جز مرا نمى خواهند و اگر مرا بكشند، كسى جز مرا نمى جويند. چون شب شما را فرا گرفت، در سياهىِ آن، پراكنده شويد و خود را نجات دهيد». عبّاس بن على، برادر امام، على، فرزندش و فرزندان عقيل به پا خاستند و گفتند: پناه بر خدا و اين ماه حرام! چون باز گشتيم، به مردم چه بگوييم؟ [بگوييم:] ما سَرور و فرزند سَرور و تكيه گاهمان را رها كرديم و او را هدف تيرها و حلقه اى براى پرتاب نيزه ها و قربانى اى براى درندگان كرديم و از سرِ رغبت به دنيا گريختيم؟! پناه بر خدا! بلكه ما با تو زنده ايم و با تو مى ميريم. امام عليه السلام گريست و آنان هم با او گريستند و خداوند، جزاى خيرشان داد. سپس، امام ـ كه درودهاى خدا بر او باد ـ نشست.
۱.دَرِيْئةٌ: حَلْقة يتعلّم عليها الطعن (النهاية: ج 2 ص 110 «درأ»).
۲.الجَزَرُ: الشاة السمينة (الصحاح: ج 2 ص 613 «جزر»).
۳.مقاتل الطالبيّين: ص 112.

احادیث دیگر این موضوع

۱