حدیث دربارهپدر نُه امام
كفاية الأثر بإسناده عن الحسين عليه السلام:قالَت لي اُمّي فاطِمَةُ عليهاالسلام: لَمّا وَلَدتُكَ دَخَلَ إلَيَّ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَناوَلتُكَ إيّاهُ في خِرقَةٍ صَفراءَ، فَرَمى بِها وأخَذَ خِرقَةً بَيضاءَ لَفَّكَ فيها، وأذَّنَ في اُذُنِكَ الأَيمَنِ وأقامَ في اُذُنِكَ الأَيسَرِ.
ثُمَّ قالَ: يا فاطِمَةُ، خُذيهِ فَإِنَّهُ أبُو الأَئِمَّةِ، تِسعَةٌ مِن وُلدِهِ أئِمَّةٌ أبرارٌ وَالتّاسِعُ مَهدِيُّهُم. ۱
كفاية الأثرـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: مادرم فاطمه عليهاالسلام به من فرمود: «چون تو را به دنيا آوردم، پيامبر خدا بر من درآمد و من، تو را در پارچه اى زرد به ايشان دادم. پارچه را كنار انداخت و پارچه اى سفيد گرفت و تو را در آن پيچيد و در گوش راستت، اذان و در گوش چپت، اقامه گفت.
سپس فرمود: «اى فاطمه! او را بگير كه پدرِ امامان است، نُه تن از فرزندانش، امامانى نيك اند و نُهمين آنان، مهدىِ آنهاست».
۱.كفاية الأثر: ص 197 عن يونس بن ظبيان عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 36 ص 352 ح 222.