حدیث دربارهدوستى اهل بيت

المحاسن عن بشر بن غالب الأسديّ:حَدَّثَنِي الحُسَينُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام، قالَ لي: يا بِشرَ بنَ غالِبٍ، مَن أحَبَّنا لا يُحِبُّنا إلاّ للّهِِ، جِئنا نَحنُ وهُوَ كَهاتَينِ ـ وقَدَّرَ بَينَ سَبّابَتَيهِ ـ، ومَن أحَبَّنا لا يُحِبُّنا إلاّ لِلدُّنيا، فَإِنَّهُ إذا قامَ قائِمُ العَدلِ وَسِعَ عَدلُهُ البَرَّ وَالفاجِرَ. ۱
المحاسنـ به نقل از بشر بن غالب اسدى ـ: امام حسين عليه السلام برايم نقل كرد و فرمود: «اى بشر بن غالب! هر كه ما را دوست بدارد و اين محبّت او جز به خاطرِ خدا نباشد، [در روز قيامت،] ما و او مانند اين دو (دو انگشت اشاره اش را به موازات هم قرار داد) وارد مى شويم و هر كه ما را دوست بدارد و اين محبّت او جز براى دنيا نباشد، [بايد بداند كه]هرگاه برپا كننده عدالتْ قيام كند، عدالتْ و دادگرى او شاملِ نيكوكار و بدكار خواهد شد». ۲
۱.المحاسن: ج 1 ص 134 ح 168، شرح الأخبار: ج 1 ص 444 ح 116 نحوه، بحار الأنوار: ج 27 ص 90 ح 44؛ المعجم الكبير: ج 3 ص 125 ح 2880 نحوه. ولعلّ المراد منه أنّ محبّة أهل البيت لها منافع حتى وإن كانت المحبّة للدنيا فضلاً عن كونها للّه والآخرة. وأحد فوائد محبّتهم للدنيا، هو التمتّع في ظلّ عدالتهم وحكومتهم العادلة، فإنّ العدالة بإعطاء كلّ ذي حقّ حقّه، فلا يبخس نصيبه.
۲.شايد منظور اين است كه دوستى با اهل بيت عليهم السلام به خاطر دنيا هم فوايدى دارد، چه رسد به دوستى با آنها به خاطر خدا؛ چرا كه يكى از فايده هاى دوستى در دنيا، بهره مندى از عدالت و حكومت عادلانه آنهاست و عدالت، حقّ هر كسى را ادا مى كند و كسى را در دنيا، بى نصيب نمى گذارد.

احادیث دیگر این موضوع

۸
عيون أخبار الرضا عليه السلامـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: مهاجران و انصار، گِرد پيامبر خدا جمع شدند و گفتند: بى گمان، اى پيامبر خدا! زندگى ات و نيز ميهمانانى كه گروه، گروه بر تو درمى آيند، هزينه دارد. اين دارايى ها با جانمان از آنِ تو، و در آن، به نيكى و اجر، حكم بران. هر چه را خواستى، عطا كن و هر چه را خواستى، بى زحمت و سختى، نگاه دار. خداوند عز و جل روح الأمين را بر او نازل كرد و گفت: اى محمّد! «بگو: از شما اجرى نمى خواهم، جز دوستى درباره خويشاوندان» ؛ يعنى پس از من، با نزديكانم دوستى بورزيد. وقتى بيرون آمدند، منافقان گفتند: چيزى پيامبر خدا را به نپذيرفتن پيشنهاد ما وادار نكرد، جز اين كه ما را بر دوستى با نزديكانش پس از خويش برانگيزد و آن آيه، جز افترايى برساخته در همان مجلس نبود. اين، سخنِ درشتى از سوى آنان بود. خداى عز و جل هم اين آيه را نازل كرد: «يا مى گويند: آن را افترا بسته است. بگو: من، آن را دروغ نبسته ام. شما در برابر خدا، اختياردار من نيستيد. او داناتر است به آنچه [به ناحق]در آن فرو مى رويد. گواه بودن او ميان من و شما كافى است، و البته اوست آمرزنده مهربان» . پيامبر صلى الله عليه و آله براى يارانش پيام فرستاد و فرمود: «آيا خبرى شده است؟». گفتند: آرى. به خدا سوگند، اى پيامبر خدا! برخى از ما سخنِ درشتى گفته اند كه آن را ناخوش داريم. پس پيامبر خدا، آيه را بر ايشان خواند و آنان، گريستند و گريه شان شدّت گرفت. پس خداوند عز و جل، نازل كرد: «و اوست كه توبه را از بندگانش مى پذيرد و از زشتكارى ها در مى گذرد و مى داند چه مى كنيد» .