حدیث دربارهدوستى اهل بيت

عيون أخبار الرضا بإسناده عن الحسين بن عليّ عليه السلام:اِجتَمَعَ المُهاجِرونَ وَالأَنصارُ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَقالوا: إنَّ لَكَ يا رَسولَ اللّهِ مَؤونَةً في نَفَقَتِكَ وفيمَن يَأتيكَ مِنَ الوُفودِ، وهذِهِ أموالُنا مَعَ دِمائِنا، فَاحكُم فيها بارّا مَأجورا، أعطِ ما شِئتَ وأمسِك ما شِئتَ مِن غَيرِ حَرَجٍ. قالَ: فَأَنزَلَ اللّهُ عز و جل عَلَيهِ الرّوحَ الأَمينَ، فَقالَ: يا مُحَمَّدُ «قُل لاَّ أَسْـئلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبَى» ۱ يَعني أن تَوَدّوا قَرابتي مِن بَعدي. فَخَرَجوا فَقالَ المُنافِقونَ: ما حَمَلَ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلى تَركِ ما عَرَضنا عَلَيهِ إلاّ لِيَحُثَّنا عَلى قَرابَتِهِ مِن بَعدِهِ ۲، إن هُوَ إلاّ شَيءٌ افتَراهُ في مَجلِسِهِ! وكانَ ذلِكَ مِن قَولِهِم عَظيما، فَأَنزَلَ اللّهُ عز و جل هذِهِ الآيَةَ: «أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلاَ تَمْلِكُونَ لِى مِنَ اللَّهِ شَيْـئا هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِ كَفَى بِهِ شَهِيدَا بَيْنِى وَ بَيْنَكُمْ وَ هُوَالْغَفُورُ الرَّحِيمُ» ۳ ، فَبَعَثَ عَلَيهِمُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله فَقالَ: هَل مِن حَدَثٍ؟ فَقَالوا: إي وَاللّهِ يا رَسولَ اللّهِ، لَقَد قالَ بَعضُنا كَلاما غَليظا كَرِهناهُ. فَتَلا عَلَيهِم رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله الآيَةَ، فَبَكَوا، وَاشتَدَّ بُكاؤُهُم، فَأَنزَلَ عز و جل: «وَ هُوَ الَّذِى يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَ يَعْفُواْ عَنِ السَّيِّـئاتِ وَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ» ۴ . ۵
عيون أخبار الرضا عليه السلامـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: مهاجران و انصار، گِرد پيامبر خدا جمع شدند و گفتند: بى گمان، اى پيامبر خدا! زندگى ات و نيز ميهمانانى كه گروه، گروه بر تو درمى آيند، هزينه دارد. اين دارايى ها با جانمان از آنِ تو، و در آن، به نيكى و اجر، حكم بران. هر چه را خواستى، عطا كن و هر چه را خواستى، بى زحمت و سختى، نگاه دار. خداوند عز و جل روح الأمين را بر او نازل كرد و گفت: اى محمّد! «بگو: از شما اجرى نمى خواهم، جز دوستى درباره خويشاوندان» ؛ يعنى پس از من، با نزديكانم دوستى بورزيد. وقتى بيرون آمدند، منافقان گفتند: چيزى پيامبر خدا را به نپذيرفتن پيشنهاد ما وادار نكرد، جز اين كه ما را بر دوستى با نزديكانش پس از خويش برانگيزد و آن آيه، جز افترايى برساخته در همان مجلس نبود. اين، سخنِ درشتى از سوى آنان بود. خداى عز و جل هم اين آيه را نازل كرد: «يا مى گويند: آن را افترا بسته است. بگو: من، آن را دروغ نبسته ام. شما در برابر خدا، اختياردار من نيستيد. او داناتر است به آنچه [به ناحق]در آن فرو مى رويد. گواه بودن او ميان من و شما كافى است، و البته اوست آمرزنده مهربان» . پيامبر صلى الله عليه و آله براى يارانش پيام فرستاد و فرمود: «آيا خبرى شده است؟». گفتند: آرى. به خدا سوگند، اى پيامبر خدا! برخى از ما سخنِ درشتى گفته اند كه آن را ناخوش داريم. پس پيامبر خدا، آيه را بر ايشان خواند و آنان، گريستند و گريه شان شدّت گرفت. پس خداوند عز و جل، نازل كرد: «و اوست كه توبه را از بندگانش مى پذيرد و از زشتكارى ها در مى گذرد و مى داند چه مى كنيد» .
۱.الشورى: 23.
۲.في المصدر: «من بعد»، والتصويب من بحار الأنوار والمصادر الاُخرى.
۳.الأحقاف: 8.
۴.الشورى: 25.
۵.عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 1 ص 235 ح 1، بشارة المصطفى: ص 232، الأمالي للصدوق: ص 621 كلّها عن الريّان بن الصلت عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، تحف العقول: ص 432 وفيهما «لا تؤذوا» بدل «أن تودّوا»، بحار الأنوار: ج 25 ص 228 ح 20.

احادیث دیگر این موضوع

۸