دعاهاى طواف
10 حدیث
عَبدُاللّهِ بنُ سائِب:سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقرَأُ بَينَ الرُّكنِ اليَمانِيِّ والحَجَرِ: «رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنيا حَسَنَةً وفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وقِنا عَذابَ النّارِ ۱.»
عبداللّه بن سائب:رسول خدا صلى الله عليه و آله را بين ركن يمانى و حجر الأسود ديدم كه مى گفت: «ربّنا آتنا في الدنيا حسنةً وفي الآخرة حسنة وقنا عذاب النار؛ خدايا در دنيا به ما نيكى عطا كن، در آخرت هم به ما نيكى عطا كن و ما را از دوزخ نگهدار».
۱.مسند ابن حنبل: 5 / 251 / 15399، المستدرك على الصحيحين: 2 / 304 / 3098، اُسد الغابة: 2 / 359 / 1913، السنن الكبرى: 5 / 137 / 9290 نحوه، السيرة النبويّة لابن كثير: 4 / 311 / 2.
ابنُ مَسعود:إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله طافَ بِالبَيتِ، ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلَيهِ ودَعا:
«اللّهُمَّ البَيتُ بَيتُكَ، ونَحنُ عَبيدُكَ، ونَواصينا بِيَدِكَ، وتَقَلُّبُنا في قَبضَتِكَ، فَإِن تُعَذِّبنا فَبِذُنوبِنا، وإن تَغفِر لَنا فَبِرَحمَتِكَ. فَرَضتَ حَجَّكَ لِمَنِ استَطاعَ إلَيهِ سَبيلاً، فَلَكَ الحَمدُ عَلى ما جَعَلتَ لَنا مِنَ السَّبيلِ، اللّهُمَّ ارزُقنا ثَوابَ الشّاكِرينَ» ۱.
ابن مسعود:پيامبر صلى الله عليه و آله كعبه را طواف كرد. سپس دست بر آن نهاد و چنين دعا كرد:
«خدايا! خانه، خانه توست و ما، بندگان توييم و پيشانى (و اختيار) ما، به دست توست و رفت و آمد ما، در قبضه قدرت توست. اگر عذابمان كنى، به سبب گناهان ماست و اگر ما را ببخشايى، به رحمت توست. حجّ خود را بر هر كس كه راه و توانى به سوى آن داشته باشد واجب ساختى، تو را سپاس كه براى ما اين راه را قرار دادى. خدايا! پاداش سپاسگزاران به ما روزى كن».
۱.كنزالعمّال: 5 / 172 / 12504 نقلاً عن الديلميّ.
عَبدُالأَعلَى التَّيمِيّ:قالَت خَديجَةُ عليهاالسلام: يا رَسولَ اللّهِ، ما أقولُ وأنَا أطوفُ بِالبَيتِ؟ قالَ: قُولي:
«اللّهُمَّ اغفِر لي ذُنوبي وخَطايايَ وعَمدي وإسرافي في أمري، إنَّكَ إن لا تَغفِر لي تُهلِكني» ۱.
عبدالأعلى تيمى:حضرت خديجه عليهاالسلامگفت: يا رسول اللّه! در حالى كه طواف خانه خدا مى كنم، چه بگويم؟ فرمود: بگو:
«خدايا گناهان و خطاها، عمد و اسرافم را در كارم ببخشا، زيرا اگر تو مرا نيامرزى، هلاكم مى كنى».
۱.شُعب الإيمان: 3 / 453 / 4044، الدرّ المنثور: 6 / 43 نقلاً عن ابن أبي الدنيا والبيهقيّ في الشُّعَب.
سَعيدُ بنُ المُسَيّب:إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله كانَ إذا مَرَّ بِالرُّكنِ اليَمانِيِّ قالَ:
«اللّهُمَّ إنّي أعوذُ بِكَ مِنَ الكُفرِ والذُّلِّ والفَقرِ ومَواقِفِ الخِزيِ فِي الدُّنيا والآخِرَةِ، رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنيا حَسَنَةً وفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وقِنا عَذابَ النّارِ».
فَقالَ رَجُلٌ: يا رَسولَ اللّهِ، أرَأَيتَ إن كُنتُ عَجِلاً! قالَ: وإن كُنتَ أسرَعَ مِن بَرقِ الخُلَّبِ ۱۲.
سعيد بن مسيّب:پيامبر صلى الله عليه و آله چون بر ركن يمانى مى گذشت، چنين مى گفت:
«خدايا! به تو پناه مى برم از كفر وخوارى وتنگدستى و جايگاه هاى خوارى در دنيا و آخرت. پروردگارا! در دنيا به ما نيكى و در آخرت نيكى عطا كن و ما را از عذاب آتش نگهدار».
عُثمان:إنَّ رَجُلاً كانَ عَلى عَهدِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ بَينَ الرُّكنِ الأَسوَدِ والرُّكنِ اليَمانِيِّ ثَلاثَ مَرّاتٍ:
«اللّهُمَّ أنتَ اللّهُ وأنتَ الرَّحمنُ لا إلهَ غَيرُكَ، وأنتَ الرَّبُّ لا رَبَّ غَيرُكَ، وأنتَ القائِمُ الدّائِمُ الَّذي لا تَغفُلُ، وأنتَ الَّذي خَلَقتَ ما يُرى وما لا يُرى، وأنتَ عَلِمتَ كُلَّ شَيءٍ بِغَيرِ تَعليمٍ».
فَسَمِعَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله مِن صَنيعِهِ فَقالَ: إن كانَ قالَهُ ـ واللّهُ أعلَمُ ـ بَشِّروهُ بِالجَنَّةِ وأخبِروهُ أنَّهُ في قَومِهِ مِثلُ صاحِبِ ياسينَ في قَومِهِ ۱.
عثمان:در روزگار پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مردى ميان ركن حجرالأسود و ركن يمانى، سه بار چنين مى گفت:
«خدايا! تو خدايى، تو رحمانى، معبودى جز تو نيست. تو پروردگارى و پروردگارى جز تو، نيست. تو بر پا ايستاده دائمى كه غفلت نمى كنى و تويى كه آنچه ديدنى و ناديدنى است آفريدى و تويى كه بدون آموختن، هر چيز را مى دانى».
پيامبر صلى الله عليه و آله از كارش با خبر شد و فرمود: اگر چنين گفته است ـ و خدا داناتر است ـ او را به بهشت مژده دهيد و خبر دهيد كه او در ميان قوم خودش مثل صاحب ياسين ۲ در ميان قوم خود است.
۱.أخبار مكّة للأزرقيّ: 1 / 341.
۲.مقصود، مردى است كه در سوره يس از او ياد شده است و مؤمنى در ميان كفّار بود و آنان را دعوت به تبعيّت از پيامبران مى كرد. در كتب حديث و تفسير از او با نام حبيب نجّار، ياد شده است. ذكرش در آيه بيستم سوره مباركه يس چنين آمده است «وجاء من اقصى المدينة رجل يسعى * قال يا قوم اتّبعوا المرسلين».
الإمام الصادق عليه السلام:طُف بِالبَيتِ سَبعَةَ أشواطٍ، وتَقولُ فِي الطَّوافِ:
«اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ بِاسمِكَ الَّذي يُمشى بِهِ عَلى طُلَلِ الماءِ ۱ كَما يُمشى بِهِ عَلى جَدَدِ الأَرضِ ۲، وأسأَلُكَ بِاسمِكَ الَّذي يَهتَزُّ لَهُ عَرشُكَ، وأسأَلُكَ بِاسمِكَ الَّذي تَهتَزُّ لَهُ أقدامُ مَلائِكَتِكَ، وأسأَلُكَ بِاسمِكَ الَّذي دَعاكَ بِهِ مُوسى مِن جانِبِ الطّورِ فَاستَجَبتَ لَهُ وألقَيتَ عَلَيهِ مَحَبَّةً مِنكَ، وأسأَلُكَ بِاسمِكَ الَّذي غَفَرتَ بِهِ لِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وآلِهِ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِهِ وما تَأَخَّرَ وأتمَمتَ عَلَيهِ نِعمَتَكَ، أن تَفعَلَ بي كَذا ـ ما أحبَبتَ مِنَ الدُّعاءِ ـ».
وكُلَّمَا انتَهَيتَ إلى بابِ الكَعبَةِ فَصَلِّ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و
امام صادق عليه السلام:گرد خانه خدا، هفت دور طواف كن. در طواف مى گويى:
«خدايا! تو را به آن نامت مى خوانم، كه با آن، بر سينه درياها و بر جاده هاى زمين راه مى روند و به آن نامى كه عرش تو از آن به اهتزاز در مى آيد و به نامى كه گام هاى فرشتگانت از آن به لرزه مى افتد و به نامى كه موسى عليه السلام از سوى وادى طور، تو را با آن صدا كرد و جوابش دادى و محبتى از خويش را بر او گستراندى و به نامى مى خوانمت كه به خاطر آن، گذشته و آينده محمد صلى الله عليه و آله را بخشودى و نعمتت را بر او تمام ساختى، از تو مى خواهم كه با من چنين و چنان كنى» (هردعايى كه مى خواهى بكن).
و هر بار كه به در كعبه رسيدى، بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله درود فرست و بين ركن يمانى و حجر الأسود، مى گويى:
«پروردگارا! در دنيا و
عنه عليه السلام:كانَ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ عليهماالسلام إذا بَلَغَ الحَجَرَ، قَبلَ أن يَبلُغَ الميزابَ، يَرفَعُ رَأسَهُ ثُمَّ يَقولُ:
«اللّهُمَّ أدخِلنِي الجَنَّةَ بِرَحمَتِكَ ـ وهُوَ يَنظُرُ إلَى الميزابِ ـ وأجِرني بِرَحمَتِكَ مِنَ النّارِ، وعافِني مِنَ السُّقمِ، وأوسِع عَلَيَّ مِنَ الرِّزقِ الحَلالِ، وادرَأ عَنّي شَرَّ فَسَقَةِ الجِنِّ والإِنسِ وشَرَّ فَسَقَةِ العَرَبِ والعَجَمِ» ۱.
امام سجاد عليه السلام:هرگاه پيش از رسيدن به ناودان، به حِجر مى رسيد سرش را بلند كرده، مى گفت:
«خدايا به رحمت خود مرا وارد بهشت كن ـ در حالى كه به ناودان مى نگريست ـ و به رحمت خويش از دوزخ پناهم ده و از بيمارى عافيتم بخش و از روزى حلال بر من وسعت بده و شرّ فاسقان جنّ و انس و شرّ فاسقان عرب و عجم را از من دور ساز».
۱.الكافي: 4 / 407 / 5 عن عمر بن عاصم، التهذيب: 5 / 105 / 340 عن عاصم بن حميد.
عنه عليه السلام:إذا كُنتَ فِي الطَّوافِ السّابِعِ فَائتِ المُتَعَوَّذَ، وهُوَ إذا قُمتَ في دُبُرِ الكَعبَةِ حِذاءَ البابِ، فَقُل:
«اللّهُمَّ البَيتُ بَيتُكَ والعَبدُ عَبدُكَ وهذا مَقامُ العائِذِ بِكَ مِنَ النّارِ، اللّهُمَّ مِن قِبَلِكَ الرَّوحُ والفَرَجُ». ثُمَّ استَلِمِ الرُّكنَ اليَمانِيَّ، ثُمَّ ائتِ الحَجَرَ فَاختِم بِهِ ۱.
امام سجاد عليه السلام:هرگاه در دور هفتم طواف بودى، به «متعوّذ» ۲ برو، و آن، جايى است در پشت كعبه، روبروى در آن. سپس بگو:
«خدايا! خانه، خانه توست و بنده، بنده توست و اين جا، جايگاه پناه آورنده به تو از دوزخ است. خدايا! شادى و گشايش از سوى توست».
سپس ركن يمانى را لمس كن، سپس به طرف حجر الأسود برو و طواف را به آن ختم كن.
عنه عليه السلام:كُلَّمَا انتَهَيتَ إلى بابِ الكَعبَةِ فَصَلِّ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، وتَقولُ فِي الطَّوافِ:
«اللّهُمَّ إنّي إلَيكَ فَقيرٌ، وإنّي خائِفٌ مُستَجيرٌ، فَلا تُبَدِّلِ اسمي ولا تُغَيِّر جِسمي».
فَإِذَا انتَهَيتَ إلى مُؤَخَّرِ الكَعبَةِ ـ وهُوَ المُستَجارُ دونَ الرُّكنِ اليَمانِيِّ بِقَليلٍ ـ فِي الشَّوطِ السّابِعِ فَابسُط يَدَيكَ عَلَى الأَرضِ وألصِق خَدَّكَ وبَطنَكَ بِالبَيتِ، ثُمَّ قُل:
«اللّهُمَّ البَيتُ بَيتُكَ، والعَبدُ عَبدُكَ، وهذا مَكانُ العائِذِ بِكَ مِنَ النّارِ». ثُمَّ أقِرَّ لِرَبِّكَ بِما عَمِلتَ مِنَ الذُّنوبِ، فَإِنَّهُ لَيسَ مِن عَبدٍ مُؤمِنٍ يُقِرُّ لِرَبِّهِ بِذُنوبِهِ في هذَا المَكانِ إلاّ غُفِرَ لَهُ إن شاءَ اللّهُ؛ فَإِنَّ أباعَبدِاللّهِ
امام سجاد عليه السلام:هربار كه به در كعبه رسيدى، بر پيامبر صلى الله عليه و آله درود فرست و در طواف
بگو: «خدايا! به تو نيازمندم و بيمناك و پناهنده ام، نامم را عوض مكن و جسمم را تغيير مده».
و چون در دور هفتم به آخر كعبه (كه مستجار است، كمى به ركن يمانى مانده) رسيدى، دستانت را بگستر و صورت و شكم خود را به كعبه بچسبان، سپس بگو:
«خدايا! خانه، خانه توست و بنده، بنده تو و اينجا، جايگاه پناه آورنده به تو از آتش است». سپس در پيشگاه خدا، به گناهانت اعتراف كن، زيرا هيچ بنده اى در اين مكان، در آستان خداوند به گناهانش اعتراف نمى كند، مگر آن كه آمرزيده مى شود، ان شاء اللّه. امام صادق عليه السلام به غلامانش فرمود: از من فاصله بگيريد، تا در پيشگاه پروردگارم، به آنچه كرده ام اعتراف كنم.
«خدايا، شادى
۱.التهذيب: 5 / 104 / 339 عن أبي بصير، وراجع الكافي: 4 / 411 / 5.
عَبدُ السَّلامِ بنُ عَبدِ الرَّحمن:قُلتُ لِأَبي عَبدِاللّهِ عليه السلام: دَخَلتُ طَوافَ الفَريضَةِ فَلَم يُفتَح لي شَيءٌ مِنَ الدُّعاءِ إلاَّ الصَّلاةُ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وسَعَيتُ فَكانَ كَذلِكَ! فَقالَ: ما اُعطِيَ أحَدٌ مِمَّن سَأَلَ أفضَلَ مِمّا اُعطيتَ ۱.
عبدالسلام بن عبدالرحمن:به امام صادق عليه السلام عرض كردم: وارد طواف شدم، هيچ دعايى بر زبانم جارى نشد، مگر صلوات بر پيامبر و خاندان او. سعى (صفا و مروه) هم كه كردم، چنين بود. فرمود: به هيچ خواهنده اى، چيزى برتر از آنچه به تو عطا شده، عطا نشده است.
۱.الكافي: 4 / 407 / 3.