شكستن امنيّت
4 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ يَومَ فَتحِ مَكَّةَ ـ: إنَّ اللّهَ حَرَّمَ مَكَّةَ يَومَ خَلَقَ السَّماواتِ والأَرضَ، وهِيَ حَرامٌ إلى أن تَقومَ السَّاعَةُ، لَم تَحِلَّ لِأَحَدٍ قَبلي، ولا تَحِلُّ لِأَحَدٍ بَعدي، ولَم تَحِلَّ لي إلاّ ساعَةً مِن نَهارٍ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در روز فتح مكّه ـ: خداوند روزى كه آسمانها و زمين را آفريد، مكّه را حرام ساخت و تا برپايى قيامت نيز حرام است و براى هيچ كس پيش از من حلال نشده و براى احدى پس از من نيز حلال نخواهد شد و براى من جز ساعتى از يك روز، حلال نشده است.
۱.الكافي: 4 / 226 / 4 عن معاوية بن عمّار؛ صحيح البخاريّ: 2 / 652 / 1738، سنن النسائيّ: 5 / 211، أخبار مكّة للأزرقيّ: 2 / 126 كلّها عن ابن عبّاس، وراجع مسند ابن حنبل: 5 / 515 / 16376، سنن الترمذيّ: 4 / 21 / 1406.
أبو شُرَيحـ لِعَمرِو بنِ سَعيدٍ، وهُوَ يَبعَثُ البُعوثَ إلى مَكَّةَ ـ: اِئذَن لي أيُّهَا الأَميرُ اُحَدِّثكَ قَولاً قامَ بِهِ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله الغَدَ مِن يَومِ الفَتحِ، سَمِعَتهُ اُذُنايَ ووَعاهُ قَلبي وأبصَرَتهُ عَينايَ حينَ تَكَلَّمَ بِهِ، حَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، ثُمَّ قالَ: اءنَّ مَكَّةَ حَرَّمَهَا اللّهُ ولَم يُحَرِّمهَا النّاسُ، فَلا يَحِلُّ لاِمرِئٍ يُؤمِنُ بِاللّهِ واليَومِ الآخِرِ أن يَسفِكَ بِها دَمًا ولا يَعضِدَ ۱ بِها شَجَرَةً، فَإِن أحَدٌ تَرَخَّصَ لِقِتالِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آلهفيها فَقولوا: إنَّ اللّهَ قَد أذِنَ لِرَسولِهِ ولَم يَأذَن لَكُم، وإنَّما أذِنَ لي فيها ساعَةً مِن نَهارٍ، ثُمَّ عادَت حُرمَتُهَا اليَومَ كَحُرمَتِها بِالأَمسِ، وليُبَلِّغِ
عمرو بن سعيد،گروههايى را به مكّه اعزام مى كرد. ابو شريح به او گفت: اى امير! اجازه بده سخنى را از قول پيامبر صلى الله عليه و آله در فرداى روز فتح مكّه برايت بازگويم. دو گوشم شنيد و با قلبم دريافتم و دو چشمم ديد هنگامى كه پيامبر آن سخن را گفت. پس از حمد و ثناى خدا فرمود: مكه را خداوند حرام كرده، ولى مردم حرامش ندانستند! براى هيچ كس كه به خدا وقيامت ايمان دارد حلال نيست كه در آن، خونى بريزد و درختى را قطع كند. پس اگر كسى در پى رخصت بود وبه جنگ پيامبر صلى الله عليه و آله در مكه استنادكرد، بگوييد: خداوند به پيامبرش اجازه داد و به شما اجازه نداده است. همانا خداوند تنها يك ساعت از يك روز را در آن به من اجازه داد. سپس احترام امروزش مثل احترام ديروز بازگشت. (اين سخن را) حاضر به غايب برساند!
الإمام عليّ عليه السلام:لا تَخرُجوا بِالسُّيوفِ إلَى الحَرَمِ، ولا يُصَلِّيَنَّ أحَدُكُم وبَينَ يَدَيهِ سَيفٌ، فَإِنَّ القِبلَةَ أمنٌ ۱.
امام على عليه السلام:با شمشيرها به سوى حرم بيرون نرويد و هيچ يك از شما در حالى كه در برابرش شمشير است نماز نخواند، چرا كه قبله، ايمن است.
۱.الخصال: 616 / 10 عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم، علل الشرائع: 353 / 1 عن أبي بصير و كلاهما عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام.
أبو بَصيرٍ عَن أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام:سَأَلتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُريدُ مَكَّةَ أوِ المَدينَةَ، يُكرَهُ أن يَخرُجَ مَعَهُ بِالسِّلاحِ؟ فَقالَ: لا بَأسَ بِأَن يَخرُجَ بِالسِّلاحِ مِن بَلَدِهِ، ولكِن إذا دَخَلَ مَكَّةَ لَم يُظهِرهُ ۱.
ابوبصير:از امام صادق عليه السلام درباره كسى پرسيدم كه مى خواهد به مكه يا مدينه، برود، آيا همراه داشتن سلاح براى او مكروه است؟ فرمود: اشكالى ندارد كه سلاح از شهر خود بيرون ببرد، ولى وقتى وارد مكه مى شود، آن را آشكار نسازد.
۱.الكافي: 4 / 228 / 2، الفقيه: 2 / 252 / 2331.