حدیث دربارهبناى آن
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله بَنى مَسجِدَهُ بِالسَّميطِ ۱. ثُمَّ إنَّ المُسلِمينَ كَثُروا فَقالوا: يا رَسولَ اللّهِ، لَو أمَرتَ بِالمَسجِدِ فَزيدَ فيهِ، فَقالَ: نَعَم، فَأَمَرَ فَزيدَ فيهِ، وبَنى جِدارَهُ بِالاُنثى والذَّكَرِ ۲. ثُمَّ اشتَدَّ عَلَيهِمُ الحَرُّ فَقالوا: يا رَسولَ اللّهِ، لَو أمَرتَ بِالمَسجِدِ فَظُلِّلَ، فَأَمَرَ بِهِ فَاُقيمَت فيهِ سَوارٍ مِن جُذوعِ النَّخلِ، ثُمَّ طُرِحَت عَلَيهِ العَوارِضُ والخَصَفُ والإِذخِرِ، فَعاشوا فيهِ حَتّى أصابَتهُمُ الأَمطارُ، فَجَعَلَ المَسجِدُ يَكِفُ عَلَيهِم، فَقالوا: يا رَسولَ اللّهِ، لَو أمَرتَ بِالمَسجِدِ فَطُيِّنَ، فَقالَ لَهُم رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لا، عَريشٌ كَعَريشِ موسى، فَلَم يَزَل كَذلِكَ حَتّى قُبِضَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله.
وكانَ جِدارُهُ قَبلَ أن يُظَلَّلَ قامَةً، فَكانَ إذا كانَ الفَيءُ ذِراعًا وهُوَ قَدرُ مَربِضِ عَنزٍ صَلَّى الظُّهرَ، وإذا كانَ ضِعفَ ذلِكَ صَلَّى العَصرَ ۳.
امام صادق عليه السلام:رسول خدا صلى الله عليه و آله مسجد خويش را با خشت هاى يك رديفه ساخت. چون مسلمانان زياد شدند، گفتند: يا رسول اللّه! كاش فرمان دهى بر مسجد بيفزايند فرمود: باشد. دستور داد بر آن افزودند و از يك خشت و نيم بنا كرد. باز هم مسلمانان زياد شدند و گفتند: يا رسول اللّه! كاش دستور دهى مسجد را بزرگ كنند. فرمود: باشد. و دستور داد آن را بزرگ كردند و ديوار آن را با دو رديف خشت بنا كرد. سپس گرما بر آنان شدّت يافت. گفتند: يا رسول اللّه! كاش دستور مى دادى سايه بانى بر مسجد مى زدند. دستور داد تا ستون هايى از تنه درخت خرما بر پا كردند، سپس چوب هاى پهن، شاخ و برگ خرما و اِذخر ۴ بر آن افكنند و در آن به سر بردند، تا آن كه باران ها به آنان رسيد و از مسجد بر آنان مى چكيد. گفتند: يا رسول اللّه! كاش فرمان دهى مسجد را گِل اندود كنند. فرمود، نه، بلكه سقف و سايه بانى همچون سايه بان موسى. چنان بود تا آن كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از دنيا رفت. ديوار مسجد پيش از آن كه سايه بان بر آن بزنند، به اندازه قامت بود. هرگاه كه سايه به اندازه يك ذراع ـ كه به اندازه آغل بُز بود ـ مى رسيد، نماز ظهر را مى خواند. سايه دو برابر آن كه مى شد، عصر را مى خواند.
۱.، ثُمَّ إنَّ المُسلِمينَ كَثُروا فَقالوا: يا رَسولَ اللّهِ، لَو أمَرتَ بِالمَسجِدِ فَزيدَ فيهِ، فَقالَ: نَعَم، فَأَمَرَ بِهِ فَزيدَ فيهِ. وبَناه بِالسَّعيدَةِ
۲.(1052 ـ) أراد بالسَّميط: لبنة لبنة، كما جاءت به الروايه وكذلك يستفاد من اللغة، لأنّ فيها: الآجُرّ القائم بعضُه فوق بعض. وبالسعيدة: لبنة ونصف. وبالاُنثى والذكر: لبنتان متخالفتان (مجمع البحرين: 2/879).
۳.الكافي: 3 / 295 / 1، التهذيب: 3 / 261 / 58، معاني الأخبار: 159 / 1 عن عبداللّه بن سنان.
۴.نوعى گياهِ خشك سبز، گورگياه (فرهنگ لاروس).