حدیث دربارهحدود حرم
أحمَدُ بنُ مُحَمَّدِ بنِ أبي نَصرٍ البَزَنطِيّ:سَأَلتُ أبَا الحَسَنِ الرِّضا عليه السلام عَنِ الحَرَمِ وأعلامِهِ: كَيفَ صارَ بَعضُها أقرَبَ مِن بَعضٍ، وبَعضُها أبعَدَ مِن بَعضٍ؟
فَقالَ: إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ لَمّا أهبَطَ آدَمَ عليه السلام مِنَ الجَنَّةِ أهبَطَهُ عَلى أبي قُبَيسٍ، فَشَكا إلى رَبِّهِ عَزَّوجَلَّ الوَحشَةَ وأنَّهُ لا يَسمَعُ ما كانَ يَسمَعُ فِي الجَنَّةِ، فَأَهبَطَ اللّهُ عَزَّوجَلَّ إلَيهِ ياقوتَةً حَمراءَ، فَوَضَعَها في مَوضِعِ البَيتِ، فَكانَ يَطوفُ بِها آدَمُ عليه السلام وكانَ ضَوؤُها يَبلُغُ مَوضِعَ الأَعلامِ، فَعُلِّمَتِ الأَعلامُ عَلى ضَوئِها، فَجَعَلَهُ اللّهُ حَرَمًا ۱.
احمد بن محمّد بن ابى نصر بزنطى:از امام رضا عليه السلام درباره حرم و محدوده آن پرسيدم و اين كه چرا محدوده آن برخى نزديكتر و برخى دورتر است. حضرت فرمود: خداوند چون آدم عليه السلام را از بهشت فرود آورد، او را بر كوه ابو قبيس فرود آورد. آدم از احساس وحشت و از اين كه آن چه را در بهشت مى شنيد، نمى شنود، به پروردگارش شكايت كرد. خداوند ياقوت سرخى را فرود آورده در محلّ كعبه قرار داد. آدم بر گرد آن طواف مى كرد و نور آن تا محدوده حرم مى رسيد. حدّ و حريم آن نشانه گذارى شد، خداوند هم آن را حرم قرار داد.
۱.عيون أخبار الرضا عليه السلام: 1 / 284 / 31.