حدیث دربارهچگونگى احرام

الإمام الصادق عليه السلام:لا يَكونُ إحرامٌ إلاّ في دُبُرِ صَلاةٍ مَكتوبَةٍ، أحرَمتَ في دُبُرِها بَعدَ التَّسليمِ. وإن كانَت نافِلَةً صَلَّيتَ رَكعَتَينِ، وأحرَمتَ في دُبُرِهِما. فَإِذَا انفَتَلتَ مِن صَلاتِكَ فَاحمَدِ اللّهَ وأثنِ عَلَيهِ، وصَلِّ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آلهوقُل: «اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ أن تَجعَلَني مِمَّن استَجابَ لَكَ وآمَنَ بِوَعدِكَ واتَّبَعَ أمرَكَ، فَإنّي عَبدُكَ وفي قَبضَتِكَ، لا اُوقى إلاّ ما وَقَيتَ، ولا آخُذُ إلاّ ما أعطَيتَ، وقَد ذَكَرتَ الحَجَّ فَأَسأَلُكَ أن تَعزِمَ لي عَلَيهِ وعَلى كِتابِكَ وسُنَّةِ نَبِيِّكَ، وتُقَوِّيَني عَلى ما ضَعُفتُ عَنهُ، وتَسَلَّم مِنّي مَناسِكي في يُسرٍ مِنكَ وعافِيَةٍ، واجعَلني مِن وَفدِكَ الَّذي رَضيتَ وارتَضَيتَ وسَمَّيتَ وكَتَبتَ. اللّهُمَّ فَتَمِّم لي حَجَّتي وعُمرَتي. اللّهُمَّ إنّي اُريدُ التَّمَتُّعَ بِالعُمرَةِ إلَى الحَجِّ عَلى كِتابِكَ وسُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وآلِهِ، فَإِن عَرَضَ لي شَيءٌ يَحبِسُني فَخَلِّني حَيثُ حَبَستَني، لِقَدَرِكَ الَّذي قَدَّرتَ عَلَيَّ، اللّهُمَّ إن لَم تَكُن حَجَّةً فَعُمرَةٌ، أحرَمَ لَكَ شَعري وبَشَري ولَحمي ودَمي وعِظاميومُخِّي وعَصَبي مِنَ النِّساءِ والثِّيابِ والطِّيبِ، أبتَغي بِذلِكَ وَجهَكَ والدّارَ الآخِرَةَ». ويُجزيكَ أن تَقولَ هذا مَرَّةً واحِدَةً حينَ تُحرِمُ. ثُمَّ قُم فَامشِ هُنَيئَةً، فَإِذَا استَوَت بِكَ الأَرضُ ـ ماشِيًا كُنتَ أو راكِبًا ـ فَلَبِّ ۱.
امام صادق عليه السلام:احرام (محقّق) نمى شود مگر پس از نماز واجب، كه بعد از سلام، مُحرِم مى شوى. و اگر نماز مستحب باشد، دو ركعت نماز مى خوانى، پس از سلام دادن، احرام مى بندى و چون از نمازت فارغ شوى، خدا را حمد و ثنا كن و بر پيامبر صلى الله عليه و آله درود فرست و بگو: «خدايا! از تو مى خواهم مرا از آنانى قرار دهى كه به ندايت پاسخ گفته، به وعده ات ايمان آورده و فرمانت را پيروى كرده اند. من بنده تو و در اختيار توام. حفظ نمى كنم مگر آنچه را تو حفظ كنى و نمى گيرم مگر آنچه تو عطاكنى. حج را ياد كرده اى، از تو مى خواهم كه تصميم مرا بر آن استوار سازى، و بر قرآن تو و سيره پيامبرت و بر آنچه ناتوان از انجامش باشم، نيرويم بخشى و اعمال مرا در آسانى و گذشت خويش بپذيرى و مرا از ميهمانان خود قرار دهى، كسانى كه از ايشان راضى شده و عملشان را پسنديده و از آنان نام برده و نوشته اى. خدايا! حج و عمره ام را به كمال رسان. بار الها! من مى خواهم طبق كتاب تو و سيره پيامبرت با عمره تمتع، به حج بروم. پس اگر مانعى از اتمام حجّم جلوگيرى كرد، همانجا مرا از احرام خارج ساز. خدايا! اگر حج نصيبم نشد، پس عمره را قسمتم ساز. براى تو، موى و پوستم، گوشت و خونم، استخوان و مغز و عصبم را نسبت به زنان و لباسها و بوى خوش، حرام مى كنم و با اين كار، رضايت تو و سراى آخرت را مى جويم». پس فرمود: اگر هنگام احرام، اين را يك بار هم بگويى، كافى است. پس برپاخيز و كمى راه برو، وقتى زمين در برابرت هموار شد ـ چه پياده باشى يا سواره ـ لبّيك بگو.
۱.الكافي: 4/331/2، التهذيب: 5/77/253، الفقيه: 2 / 318 / 2558 كلّها عن معاوية بن عمّار.

احادیث دیگر این موضوع

۱