حدیث دربارهآداب ورود

يونُسُ بنُ يَعقوبٍ:رَأَيتُ أبا عَبدِاللّهِ عليه السلام قَد دَخَلَ الكَعبَةَ، ثُمَّ أرادَ بَينَ العَمودَينِ فَلَم يَقدِر عَلَيهِ، فَصَلّى دونَهُ. ثُمَّ خَرَجَ، فَمَضى حَتّى خَرَجَ مِنَ المَسجِدِ ۱.
يونس بن يعقوب:امام صادق عليه السلام را ديدم كه داخل كعبه شد و خواست بين دو ستون برود نتوانست، پايين تر از آن نماز خواند و رفت تا آن كه از مسجد بيرون شد.
۱.الكافي: 4 / 530 / 9.

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام صادق عليه السلام:هرگاه خواستى وارد كعبه شوى، پيش از ورود، غسل كن و با كفش وارد نشو و هنگام ورود بگو: خداوندا تو فرموده اى «و هر كس وارد آن شود ايمن است، پس مرا از عذاب آتش ايمن بدار» . سپس بين دو ستون بر روى سنگ سرخ دو ركعت نماز بخوان، در ركعت اوّل سوره حم سجده و در ركعت دوّم به تعداد آيه هاى آن از قرآن، و در گوشه هاى آن نماز خوانده، مى گويى: «خدايا هر كس مهيا و آماده ديدار مخلوقى شود تا از پذيرايى و جايزه و انعام او بهره مند شود، آمادگى و توشه گيرى و آمدن من به سوى تو سرور من، به اميد پذيرايى و احسان و جايزه تو بوده است. پس امروز، اميدم را نااميد مكن، اى كه خواهنده تو محروم نمى شود و بر خوردار تو، از تو نمى كاهد، امروز نه كار شايسته اى به محضرت آورده ام و نه به اميد شفاعت كسى آمده ام، ولى در حالى آمده ام كه بر ستم و بدى به خويشتن معترفم، نه حجّتى دارم و نه بهانه اى. اى كه اينگونه اى، از تو مى خواهم كه خواسته ام را عطا كنى، لغزشم را ببخشايى و رنجور و تهيدست و ناكام بر نگردانى، اى بزرگ، اى بزرگ، اى بزرگ، براى امر بزرگى به تو اميد بسته ام. اى بزرگ! از تو مى خواهم كه گناه بزرگ مرا ببخشايى، جز تو معبودى نيست». با كفش وارد كعبه نمى شوى، آب دهان و بينى در آن نمى افكنى. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله جز روز فتح مكّه، وارد آن نشد.
ذريح:در كعبه، در حالى كه امام صادق عليه السلام در سجده بود، شنيدم كه چنين مى گفت: «[خداوندا] خشم تو را جز حلمت بر نمى گرداند و جز رحمت تو پناه دهنده از عذابت نيست. نجوايى از تو نيست جز با تضرّع به درگاهت. خدايا! بر من گشايشى عطا كن، با آن قدرتى كه مردگان را با آن زنده مى كنى و آبادى هاى مرده را حيات مى بخشى. خدايا! مرا از اندوه، نميران تا دعايم را اجابت كنى و اجابت را به من بشناسانى. خدايا تا فرصت پايانى، مرا عافيت روزى كن و مرا مايه شماتت دشمن قرار مده و او را بر من مسلّط نكن. اگر تو مرا فرو نهى، كيست كه مرا رفعت بخشد؟ و اگر مرا بلند كنى، كيست كه مرا پست كند؟ و اگر هلاكم كنى، كيست كه درباره بنده ات چيزى با تو بگويد، يا از كارت بپرسد؟ خدايا، دانسته ام كه نه در حكم تو ستم است و نه در انتقامت شتاب. كسى در انتقام شتاب مى كند كه بيم از دست رفتن داشته باشد و آن كه ناتوان است، نيازمند ظلم است و تو از اين، پاك و والايى. خدايا، مرا آماج بلا و هدف انتقامت قرار مده. مرا با خودم مهلت بده، از خطايم درگذر، دستم را نا اميدانه به گردنم بازمگردان، پياپى بر من بلا نفرست، مى بينى كه ضعيف و به درگاهت نالانم، از مردم هراسان و به تو همدمم. امروز به تو پناه مى آورم، پناهم ده و از تو پناه مى خواهم، پناهم ده. در گرفتارى از تو يارى مى جويم، ياريم كن و از تو نصرت مى خواهم، ياورم باش. بر تو تكيه مى كنم، پس كفايتم كن و از تو ايمنى مى جويم، پس ايمنم ساز. از تو هدايت مى جويم، پس رهنمايى ام كن. از تو رحمت مى خواهم، رحمتم كن. از آن چه مى دانى از تو آمرزش مى طلبم، پس مرا بيامرز و از فضل گسترده ات روزى مى طلبم، پس روزى ام ده. هيچ نيرو و توانى جز از خداى والاى بزرگ نيست.