حدیث دربارهآداب ورود
ذَريح:سَمِعتُ أباعَبدِاللّهِ عليه السلام فِي الكَعبَةِ، وهُوَ ساجِدٌ، وهُوَ يَقولُ:
«لا يَرُدُّ غَضَبَكَ إلاّ حِلمُكَ، ولا يُجيرُ مِن عَذابِكَ إلاّ رَحمَتُكَ، ولا نَجاءَ مِنكَ إلاّ بِالتَّضَرُّعِ إلَيكَ، فَهَب لي يا إلهي فَرَجًا بِالقُدرَةِ الَّتي بِها تُحيي أمواتَ العِبادِ، وبِها تَنشُرُ مَيتَ البِلادِ، ولا تُهلِكني يا إلهي غَمًّا حَتّى تَستَجيبَ لي دُعائي وتُعَرِّفَني الإِجابَةَ. اللّهُمَّ ارزُقنِي العافِيَةَ إلى مُنتَهى أجَلي، ولا تُشمِت بي عَدُوّي ولا تُمَكِّنهُ مِن عُنُقي. مَن ذَا الَّذي يَرفَعُني إن وَضَعتَني؟! ومَن ذَا الَّذي يَضَعُني إن رَفَعتَني؟! وإن أهلَكتَني فَمَن ذَا الَّذي يَعرِضُ لَكَ في عَبدِكَ أو يَسأَلُكَ عَن أمرِكَ؟! فَقَد عَلِمتُ يا إلهي أنَّهُ لَيسَ في حُكمِكَ ظُلمٌ، ولا في نِقمَتِكَ عَجَلَةٌ، وإنَّما يَعجَلُ مَن يَخافُ الفَوتَ ويَحتاجُ إلَى الظُّلمِ الضَّعيفُ، وقَد تَعالَيتَ يا إلهي عَن ذلِكَ. إلهي، فَلا تَجعَلني لِلبَلاءِ غَرَضًا، ولا لِنِقمَتِكَ نَصبًا، ومَهِّلني ونَفسي، وأقِلني عَثرَتي، ولا تَرُدَّ يَدي في نَحري، ولا تُتبِعني بِبَلاءٍ عَلى أثَرِ بَلاءٍ، فَقَد تَرى ضَعفي وتَضَرُّعي إلَيكَ، ووَحشَتي مِنَ النّاسِ واُنسي بِكَ، أعوذُ بِكَ اليَومَ فَأَعِذني، وأستَجيرُ بِكَ فَأَجِرني، وأستَعينُ بِكَ عَلَى الضَّرّاءِ فَأَعِنّي، وأستَنصِرُكَ فَانصُرني، وأتَوَكَّلُ عَلَيكَ فَاكفِني، واُؤمِنُ بِكَ فَآمِنّي، وأستَهديكَ فَاهدِني، وأستَرحِمُكَ فَارحَمني، وأستَغفِرُكَ مِمّا تَعلَمُ فَاغفِر لي، وأستَرزِقُكَ مِن فَضلِكَ الواسِعِ فَارزُقني، ولا حَولَ ولا قُوَّةَ إلاّ بِاللّهِ العَلِيِّ العَظيمِ» ۱.
ذريح:در كعبه، در حالى كه امام صادق عليه السلام در سجده بود، شنيدم كه چنين مى گفت:
«[خداوندا] خشم تو را جز حلمت بر نمى گرداند و جز رحمت تو پناه دهنده از عذابت نيست. نجوايى از تو نيست جز با تضرّع به درگاهت. خدايا! بر من گشايشى عطا كن، با آن قدرتى كه مردگان را با آن زنده مى كنى و آبادى هاى مرده را حيات مى بخشى. خدايا! مرا از اندوه، نميران تا دعايم را اجابت كنى و اجابت را به من بشناسانى. خدايا تا فرصت پايانى، مرا عافيت روزى كن و مرا مايه شماتت دشمن قرار مده و او را بر من مسلّط نكن. اگر تو مرا فرو نهى، كيست كه مرا رفعت بخشد؟ و اگر مرا بلند كنى، كيست كه مرا پست كند؟ و اگر هلاكم كنى، كيست كه درباره بنده ات چيزى با تو بگويد، يا از كارت بپرسد؟ خدايا، دانسته ام كه نه در حكم تو ستم است و نه در انتقامت شتاب. كسى در انتقام شتاب مى كند كه بيم از دست رفتن داشته باشد و آن كه ناتوان است، نيازمند ظلم است و تو از اين، پاك و والايى. خدايا، مرا آماج بلا و هدف انتقامت قرار مده. مرا با خودم مهلت بده، از خطايم درگذر، دستم را نا اميدانه به گردنم بازمگردان، پياپى بر من بلا نفرست، مى بينى كه ضعيف و به درگاهت نالانم، از مردم هراسان و به تو همدمم. امروز به تو پناه مى آورم، پناهم ده و از تو پناه مى خواهم، پناهم ده. در گرفتارى از تو يارى مى جويم، ياريم كن و از تو نصرت مى خواهم، ياورم باش. بر تو تكيه مى كنم، پس كفايتم كن و از تو ايمنى مى جويم، پس ايمنم ساز. از تو هدايت مى جويم، پس رهنمايى ام كن. از تو رحمت مى خواهم، رحمتم كن. از آن چه مى دانى از تو آمرزش مى طلبم، پس مرا بيامرز و از فضل گسترده ات روزى مى طلبم، پس روزى ام ده. هيچ نيرو و توانى جز از خداى والاى بزرگ نيست.
۱.التهذيب: 5 / 276 / 946.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عبادیبهترین مکان های عبادتخانه خدا و متعلقات آن +2 مورد دیگر