پاداش وقوف در عرفات
6 حدیث
أنَسُ بنُ مالِك:وَقَفَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله بِعَرَفاتٍ، وقَد كادَتِ الشَّمسُ أن تَؤوبَ، فَقالَ: يا بِلالُ، أنصِت لِيَ النّاسَ. فَقامَ بِلالٌ فَقالَ: أنصِتوا لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَأَنصَتَ النّاسُ، فَقالَ: مَعشَرَ النّاسِ، أتاني جَبرائيلُ عليه السلام آنِفًا فَأَقرَأَني مِن رَبِّيَ السَّلامَ، وقالَ: إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ غَفَرَ لِأَهلِ عَرَفاتٍ، وأهلِ المَشعَرِ، وضَمِنَ عَنهُمُ التَّبِعاتِ. فَقامَ عُمَرُ بنُ الخَطّابِ، فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، هذا لَنا خاصَّةً؟ قالَ: هذا لَكُم، ولِمَن أتى مِن بَعدِكُم إلى يَومِ القِيامَةِ ۱.
انس بن مالك:پيامبر صلى الله عليه و آله در عرفات وقوف كرد. نزديك بود كه خورشيد غروب كند. فرمود: اى بلال! مردم را خاموش كن تا به سخنم گوش دهند. بلال برخاست و گفت: به سخن پيامبر خدا صلى الله عليه و آله گوش فرا دهيد. حضرت فرمود: اى مردم! جبرئيل هم اينك نزد من آمد و از پروردگارم به من سلام رساند و گفت: خداى متعال اهل عرفات و اهل مشعر را آمرزيد و بدهكارى هاى آنان را تضمين نمود ۲. عمر برخاسته گفت: اى رسول خدا! آيا اين ويژه ماست؟ فرمود: اين براى شما و همه كسانى، است كه پس از شما تا قيامت مى آيند.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما مِن مُسلِمٍ يَقِفُ عَشِيَّةَ عَرَفَةَ بِالمَوقِفِ فَيَستَقبِلُ القِبلَةَ بِوَجهِهِ، ثُمَّ يَقولُ: لا إلهَ إلاَّ اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ المُلكُ ولَهُ الحَمدُ، وهُوَ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ مِائَةَ مَرَّةٍ، ثُمَّ يَقرَأُ: «قُل هُوَ اللّهُ أحَدٌ» مِائَةَ مَرَّةٍ، ثُمَّ يَقولُ:
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ كَما صَلَّيتَ عَلى إبراهيمَ وآلِ إبراهيمَ إنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ، وعَلَينَا مَعَهُم» مِائَةَ مَرَّةٍ، إلاّ قالَ اللّهُ تَعالى: يا مَلائِكَتي، ما جَزاءُ عَبدي هذا؟ سَبَّحَني وهَلَّلَني، وكَبَّرَني وعَظَّمَني، وعَرَفَني، وأثنى عَلَيَّ، وصَلّى عَلى نَبِيّي. اِشهَدوا مَلائِكَتي أنّي قَد غَفَرتُ لَهُ، وشَفَّعتُهُ في نَفسِهِ، ولَو سَأَلَني عَبدي هذا
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ مسلمانى نيست كه غروب عرفه در موقف عرفات رو به قبله وقوف كند و صد بار بگويد: «معبودى جز خدا نيست، يكتا و بى شريك است، فرمانروايى و ستايش از آن اوست و او بر هر چيز تواناست»، سپس صدبار «قل هو اللّه احد» را بخواند، سپس صد بار بگويد: «خدايا آنگونه كه بر ابراهيم و آل ابراهيم درود فرستادى، بر محمّد صلوات فرست، همانا ستوده و شكوهمندى و بر ما نيز همراه آنان درود فرست». مگر آن كه خداى متعال فرمايد: فرشتگانم! پاداش اين بنده من چيست؟ مرا تسبيح گفت و تهليل كرد، تكبير گفت و بزرگ داشت، مرا شناخت و مرا ستود و بر پيامبر درود فرستاد. اى فرشتگان من! گواه باشيد كه من او را بخشودم و شفاعت او را درباره خودش پذيرفتم و اگر اين بنده ام از من بخواهد، شفاعت او را درباره همه اهل
۱.شُعب الإيمان: 3 / 463 / 4074، الترغيب والترهيب: 2 / 205 / 15 عن جابر بن عبداللّه، كنزالعمّال: 5 / 74 / 12110 عن الديلميّ عن جابر.
عنه صلى الله عليه و آله:مِنَ الذُّنوبِ ذُنوبٌ لا تُغفَرُ إلاّ بِعَرَفاتٍ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:برخى از گناهان، جز در عرفات، بخشوده نمى شود.
۱.الجعفريّات: 65 بطريقه عنه صلى الله عليه و آله، دعائم الإسلام: 1 / 294 عن الإمام عليّ عليه السلام.
الإمام عليّ عليه السلام:قيلَ: يا رَسولَ اللّهِ، أيُّ أهلِ عَرَفاتٍ أعظَمُ جُرمًا؟ قالَ: الَّذي يَنصَرِفُ مِن عَرَفاتٍ وهُوَ يَظُنُّ أنَّهُ لَم يُغفَر لَهُ.
قالَ جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدٍ عليهماالسلام: يَعنِي الَّذي يَقنَطُ مِن رَحمَةِ اللّهِ عَزَّوجَلَّ ۱.
امام على عليه السلام:از رسول خدا پرسيده شد چه كسى از اهل عرفات، جرمش بزرگ تراست؟ فرمود: آن كه از عرفات بر مى گردد و مى پندارد كه آمرزيده نشده است. امام صادق عليه السلام فرمود: مقصود ايشان، كسى است كه از رحمت خداوند مأيوس باشد.
۱.الجعفريّات: 64 عن إسماعيل بن موسى عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، الفقيه: 2 / 211 / 2183، وراجع الكافي: 4 / 541 / 7، عوالي اللآلي: 4/33/115، جامع الأحاديث للقمّيّ: 207؛ الفردوس: 1 / 359 / 1452.
الإمام الصادق عليه السلام:الحاجُّ حُملانُهُ وضَمانُهُ عَلَى اللّهِ، فَإِذا دَخَلَ المَسجِدَالحَرامَ وَكَّلَ اللّهُ بِهِ مَلَكَينِ يَحفَظانِ طَوافَهُ وصَلاتَهُ وسَعيَهُ، فَإِذا كانَ عَشِيَّةُ عَرَفَةَ ضَرَبا عَلى مَنكِبِهِ الأَيمَنِ ويَقولانِ لَهُ: يا هذا، أمّا ما مَضى فَقَد كُفيتَهُ، فَانظُر كَيفَ تَكونُ فيما تَستَقبِلُ ۱.
امام صادق عليه السلام:حج گزار، بار سفرش و ضمانت آن بر خداست. هرگاه وارد مسجد الحرام شود، خداوند دو فرشته بر او مى گمارد كه طواف و نماز و سعى او را نگهدارند. شامگاه عرفه كه شود، بر شانه راست او مى زنند و به او مى گويند: فلانى! آنچه گذشته است، كفايت شدى، ببين درآينده چگونه خواهى بود!
۱.التهذيب: 5 / 21 / 58، المحاسن: 1 / 137 / 176 كلاهما عن معاوية بن عمّار.
سَعيدُ بنُ يَسار:قالَ لي أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام ـ عَشِيَّةً مِنَ العَشِيّاتِ ونَحنُ بِمِنى وهُوَ يَحُثُّني عَلَى الحَجِّ ويُرَغِّبُني فيهِ ـ: يا سَعيدُ، أيُّما عَبدٍ رَزَقَهُ اللّهُ رِزقًا مِن رِزقِهِ فَأَخَذَ ذلِكَ الرِّزقَ فَأَنفَقَهُ عَلى نَفسِهِ وعَلى عِيالِهِ، ثُمَّ أخرَجَهُم قَد ضَحّاهُم بِالشَّمسِ حَتّى يَقدَمَ بِهِم عَشِيَّةَ عَرَفَةَ إلَى المَوقِفِ فَيَقيلَ، ألَم تَرَ فُرَجًا تَكونُ هُناكَ فيها خَلَلٌ ولَيسَ فيها أحَدٌ؟ فَقُلتُ: بَلى جُعِلتُ فِداكَ، فَقالَ: يَجيءُ بِهِم قَد ضَحّاهُم حَتّى يَشعَبَ بِهِم تِلكَ الفُرَجَ، فَيَقولُ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى لا شَريكَ لَهُ: عَبدي رَزَقتُهُ مِن رِزقي فَأَخَذَ ذلِكَ الرِّزقَ فَأَنفَقَهُ فَضَحّى بِهِ نَفسَهُ وعِيالَهُ، ثُمَّ جاءَ بِهِم
سعيد بن يسار:امام صادق عليه السلام در يكى از غروبها كه در منى بوديم، در حالى كه مرا به حج، تشويق وترغيب مى كرد، فرمود: «اى سعيد! هربنده اى كه خداوند به او روزى داده باشد و او از آن روزى برداشته و خرج خود و خانواده اش كند، سپس آنان را به حج بيرون آورد ودر برابر تابش خورشيد قرار دهد، تا آن كه غروب عرفه آنان را به موقف آورد و استراحت كند ـ آيا نديده اى شكافهايى را در آن جا كه در آن ها كسى نيست؟ گفتم: چرا ديده ام، فدايت شوم. ـ فرمود: خانواده خود را مى آورد و با آن ها، اين رخنه ها و شكاف هاى كوه را پر مى كند، خداى متعال و بى شريك فرمايد: به بنده ام از روزى خويش دادم، آن روزى را برداشته و خرج خود و خانواده اش كرد. آنگاه آنان را بيرون آورد، آنان را آورد تا با آن ها اين جاهاى خالى را پر كند، در پى
۱.الكافي: 4 / 263 / 44.